آخرین مطالب

دوشنبه 21 بهمن 1392
12:30


پروانه شدن(دومين سالگرد شهداي رهپويان وصال )


* پايه مکتب شناسي غرب بر مبناي توجه افراطي به انسانه و 

مکتب اسلامي توجه به انسان تحت عنوان عبد خدا.

* جمع کردن بقا و فنا، پروانه بار مياره؛

آدمهايي که هنر داشته باشن براي رفتن و ماندن، برنامه داشتن باشن.

* آدمي که اهل عبوديته، هيچوقت اذيت نميشه، چون داره وظيفه اش رو انجام ميده.

 * طبق فرمايش اميرالمؤمنين(ع) راه حل پروانه شدن و فرار از آرزومندي دنيا،

تلفيق دو کلمه شجاعت + سخاوته.



پروانه شدن(دومين سالگرد شهداي رهپويان وصال )

 یا شهید

سخنرانی حجت الاسلام سید محمد انجوی نژاد

1389/1/14

موضوع: پروانه شدن (دومين سالگرد شهداي رهپويان وصال) 

  

اول جلسه يه مطلب مقدماتي و علمي خدمتتون عرض مي کنم ، اون هم اينکه در جهان امروز صاحبان مکاتب راههاي مختلفي رو براي انسان ارائه ميدن . در انسان شناسي اين مکتبها خيلي زياده ، اما دو مکتب در جهان کاملاً با هم در تعارضن و کاملاً هم طرفدار دارن . ممکنه ما در هند 300 تا مکتب داشته باشيم ، ولي دو مکتبي که خيلي در جهان طرفدار دارن ، يکي مکتب غربي است و ديگري مکتب اسلامي . بقيه مکتبها يه مقداري از اين دارن ، يه مقداري از اون يا يه چيز جداگانه اي هستن که کمتر از اين دو تا برداشت مي کنن ولي پايه مکتب شناسي در جهان، غربي يا اسلامي است .

»»» پايه مکتب شناسي غرب بر مبناي توجه افراطي به انسانه و

مکتب اسلامي توجه به انسان تحت عنوان عبد خدا .

يعني ما در مکتب اسلامي عبدالله بار مياريم،

در مکتب غربي امانيسم، يعني کسي که کاملاً انسانگراست.

دقت کنيد اين مطالب با هم فاصله داره و کنار هم چيدنش قدرت تحليل بيشتري لازم داره .

◄ مطلب دوم:

يه مثال مي زنم که مطلب دوم کاملاً مشخص بشه . مثالش مثال کرم ابريشمه . دو مدل کرم ابريشم داريم . يه مدل اينکه اينقدر دور خودش پيله مي تنه که نتونه از اين پيله خارج بشه و اين کرم به دنيا مياد و مي ميره ، ولي ابريشم هم به دنيا ميده . يعني دنياي ما براي ابريشم اين حساب باز مي کنه . يه عده در دنيا بر طبق مکتب غربي ابريشم ساز دنيا هستن . دنياي بسيار آبادي رو درست مي کنن ، اما خودشون در اين آبادي و در زير فشار اين آبادي که خودشون درست کردن ، دفن مي شن .

مدل دوم ؛ کرم به دنيا مياد ، ابريشم هم مي تنه ، اما هواي اون مقداري که لازمه پيله ابريشم سوراخ باشه که بتونه پروانه بشه رو داره . يعني مي دونه که نيومده ابريشم بتنه و خودش هم در اين پيله خفه بشه . مي گه : من اومدم براي اينکه پروانه بشم.

علوم غربي کرم بار مياره . خروجي دنيايي کرم بسيار زياد و ارزشمنده . اما آخرش اين مي شه که انسانيت ، فلسفه زندگي ، عبداللهي و خليفه الله بودن اين آدم دفن مي شه . اين مي ميره ، ولي مردم استفاده مي کنن ، اينقدر جاده صاف کرده ، اينقدر کارخونه داشته ، اينقدر کار تکنولوژيکي کرده ، همه اش مي مونه و بقيه استفاده مي کنن .

مکتب اسلامي مي گه : براي دنيا کار بکن ، ابريشمت هم به دنيا بده ، اما خودت رو زير کار دفن نکن ، تو براي پروانه شدن آمدي . لذا نصفي از آيه " انا لله و انا اليه راجعون " رو که در ختمها بکار مي برن ، رو دير مي خونيم ، اون هم انالله اش است . لذا انالله رو بايد 1- در روز تولد بگيم . 2- در روز ختم ، وانا اليه راجعون .

مکتب اسلامي مي گه نيومدي کرم متولد بشي و تمام وجودت رو براي آباداني دنيا صرف کني و بعد هم بذاري و بري .بايد يه قسمتي براي پرواز خودت مشخص کني ، بايد برنامه ريزي داشته باشي .

مکتب اسلامي مي گه : قرار نيست براي دنيا زندگي کنيم . قراره طبق آيه شريفه قرآن دنيا رو عمران کنيم . يعني بيايم دنيا رو آباد کنيم و تا جايي که مي تونيم بسازيم و اين کار رو انجام بديم . قرار نيست در دنيا دفن بشيم . تمام زندگي ما دنيا نيست . بعضي از کلمات و جملاتي که من باب شهادت ، من باب سريع رفتن ، من باب اينکه به وصال برسه در روايات ما موج مي زنه و در آيات قرآن به شهادت بشارت ميده ، براي اينه که به تو بگه اگه يه وقتي ديدي داري کرمي مي شي که تمام اطراف خودت رو مي بندي و عاقبت هم در اثر فشار کار براي دنيا سکته مي کني ، روي قلب و اعصابت فشار مياد ، مي ميري ، تو يه انسان الهي و عبدالله اسلامي نيستي . تو يه موجود غربي عين توليدات تکنولوژيک غرب هستي . مثل کامپيوتر ، ماشين . دنيا تا جايي که مي تونه ازت استفاده مي کنه ، بعد هم مي فرستتت گورستان ماشينها . به قول خودشون تبديل به احسنت مي کنن . دقيقاً توي زيست شناسي هم اينو مي گه ، مي گه وقتي مردي ، فکر نکن بيهوده اي . نه اينکه زيست شناسي ايراد داره ، راست مي گه ، اما اون فقط جسم رو مي بينه ، مي گه فکر نکن بيهوده اي ، زير خاک مولکولهات تبديل به مواد عالي و معدني مي شه ، بعد دوباره خاک استفاده مي کنه . بهره وري خاک بالا مي ره ، کلي موجود استفاده مي کنن .

اين فقط براي جسم تو برنامه داره ، براي روح و انسانيت تو برنامه نداره .

 

قسمت اول يه مقداري علمي بود . قرآن کريم در آيه " ان كان آباؤكم و ابناؤكم و اخوانكم ... " مي فرمايد : مراقب باشيد اينها ابريشمهاي شماست ، توي دنيا گيرتون نندازه . وظيفه ات رو داشته باش ، اما گير نکن .از اين قسمت مکتبي يه نتيجه مي گيريم، اخلاق و رفتار کرم و پروانه ، نوع زندگي کرم و پروانه و هدف از زندگي کرم و پروانه کاملاً متفاوته ، يعني مشخصه .

شما به زندگي آدم که نگاه مي کنيد ، مي فهميد اين کرمه يا پروانه . آدمي که مثل کرم زندگي مي کنه ، آرزوي پروانه شدن يه آرزوي محاله . براي چي آرزو مي کني پروانه بشي ؟!آدمي که عادت کرده تمام وجودش رو براي رسيدن به دنياي خودش و دنياي بقيه صرف کنه ، براي آباد کردن دنيايي که خودش زياد نمي تونه ازش بهره ببره . از همه اين چند صد هزار تن مواد غذايي که توي دنيا ميده ، نمي تونه بخوره ، مي فروشه . همه پولها رو هم که نمي تونه خرج خودش کنه ، مي مونه .

آدمي که يه ميليون تومن ، ده ميليون تومن ، صد ميليون تومن بهش بدي براي کل زندگيش بسه ، براي چي چند صد ميليارد تومن پول جمع مي کنه ؟! اين کرمه . اين مي تونه آرزوي پروانه شدن بکنه ؟!

مسئله کفاف که در ادبيات معيشتي اسلامي مطرح مي شه ، يعني به نوعي زندگي کردن که هر کي زندگي تو رو نگاه کنه بدونه اونقدري براي دنيات مايه ميذاري که به حد کفاف برسه . رسيدگي به دنيا واجب کفاييه ، نه واجب عيني . يعني در حد کفاف . برنامه ريزي اسلام براي من و تو ، يه برنامه ريزي خاصيه . يه قسمتهايي ما رو متوجه دنيا مي کنه ، تا مي بينه داريم تمام دنيا رو دور خودمون مي بنديم و الانِ که دفن بشيم ، ما رو متوجه آخرت مي کنه . يه قسمتهايي تو رو متوجه زندگي مي کنه ، تا مي بينه اينقدر زندگي داره براي تو مسئله مهمي مي شه که از پروانه شدن غافل مي شي ، بهت مي گه روزي 20 بار ياد مرگ کن . بهت مي گه اگه جمعه روز تعطيل و روز تفکر و روز راحتي و آسايش توست ، پنجشنبه بعدازظهر برو قبرستان . براي چي ؟ براي اينکه بفهمي آخر از شنبه تا پنجشنبه کار کردن اينه !!

 

»»» چه چيزهايي باعث مي شه يه انساني مثل کرم زندگي کنه :

+ آرزومندي در انسانها . يعني انساني که تمام آرزوهاي خودش رو در دنيا مي بينه ، ناخودآگاه خودش رو توي يه سيکل بسته قرار داده که به هيچ چيز ديگه نمي تونه فکر کنه .

وقتي پيامبر اکرم(ص) مي فرمايند : اگر کسي بميرد و آرزوي شهادت در دلش نباشد ، بر شعبه اي از نفاق مرده ، معناش چيه ؟! معنيش اينه که تو منافقي از اين نظر که مي گي انا اليه راجعون ، اما آرزوي اليه راجعون نداري .

مي دوني ، اما آرزو نداري . مي گي اومدم براي رفتن ، اما آرزوش رو نداري . تو از دنيا بيشتر از آخرت خوشت مياد . برخي منتهاي آرزومنديشون بقاست . ماندن ، خوب ماندن ، سالم ماندن و بيشتر استفاده کردن . آقا غذا که مي خوري ، به مقام ، پول ، شهوات و جايگاههاي مختلف دنيا که مي رسي ، نبايد آخر همت تو باشه . اينها بايد وسايلي براي راحتتر زندگي کردن باشه . نبايد آخرين و منتهاي آرزوت اين باشه که به اين جايگاه برسي . چون به محض اينکه به اون جايگاه برسي ، همون موقع که احساس کردي ارضا شدي و تموم شد ، همون موقع پيله رو کامل بستي . ديگه پروازي در کار نيست ، ديگه به زور مي برنت ، به زور از دنيا مي کننت . محاله کسي در قيامت اهل سعادت ، فيض و رسيدن به رضوان الهي باشه و توي دنيا ، عزرائيل به زور برده باشدش .

بله يه عده هستن که بالاخره اونجا به سعادت مي رسن ، ولي حتماً مشکلات دارن . لذا وقتي حضرت ابراهيم مي خواست بره ، خداوند ديد ابراهيم داره اشتباه مي کنه . به جبرئيل گفت برو تستش کن ، من احساس مي کنم پيغمبرم توي دنيا گير کرده . برو بهش بگو مي خوام جونت رو بگيرم . ابراهيم مي خوان جونت رو بگيرن . گفت : کي ؟ گفت : خدا . گفت : يعني چي ، مگه خدا منو دوست نداره ؟ خداوند فرمود ديدي گفتم توي دلش اشتباهه . دوست داشتن من به اينه که تو رو ببرم جايي که بهتره . تو فکر مي کني دنيا بهتره ؟! و چقدر عجيبن جوانهايي که وجود دارن و بعضي وقتها اينها از بعضي از انبياء بني اسرائيل که مي فرمايند " علماء امتي " بعضي از علماي امت من از انبياي بني اسرائيل بالاترند ، منظور فقط آخوندها نيستن ، ممکنه يه جوان و نوجوان باشه که به دنيا عالِم باشه . اينقدر علم و عقل و فهم داره که آرزوي اصلي ، آرزومندي ، نهايت و غايت آرزوش اين نباشه که توي دنيا يه پيله اي دور خودش بتنه و خوش باشه . يه خونه بسيار عالي ، مقام ، اعتبار و شهرت و همه چيز !!

آرزومندي کرم بار مياره ، مراقب باشيد . جمع کردن بقا و فنا ، پروانه بار مياره . آدمهايي که هنر داشته باشن براي رفتن و ماندن ، برنامه داشتن باشن . يه برهه اي داغ مي شه . بله ، آدم شب 25 فروردين اذيت مي شه ، بچه ها ديشبش اينجا پرواز کردن ، روش فشار مياد و مي‌گه من برنامه اي براي ماندن ندارم ، آرزو مي کنه که خدايا منو ببر . اين داغه ، اشکالي نداره . زمان جنگ هم پيش مي اومد ، بچه ها داغ مي شدن ، مي گفتن ديگه نمي تونيم تحمل کنيم . ولي بعد از اينکه داغي و احساسات خوابيد ، اين شخص بايد براي ماندن و رفتنش برنامه داشته باشه . يعني اگه بهش بگن 60 سال ديگه مي موني ، اينقدر ذهن آمادگي داشته باشه که براي 60 سال برنامه مفيد عبادي ، نه عبادي به معناي عبادت کردن ، به معناي عبوديت کردن و بندگي ، برنامه مفيد داشته باشه و برنامه کاملاً آماده براي رفتن . به خداوند تبارک و تعالي مي گه که ما دو تا گزينه مشخص کرديم ، شما مخيري که بگي امشب برو من آماده ام ، بگي 60 سال ديگه بمون ، آماده ام . وسط اين 60 سال بگي ، 20 سال ديگه بگي بيا برو ، نمي گم اِه ، گفتي 60 سال بمون .

اميرالمؤمنين(ع) مي‌فرمايند : چقدر آدم هنرمنده . تونسته بين بقا و فنا رو جمع کنه .

آدمهايي که در فنا غرق و محو مي شن ، آدمهاي مريضي مي شن . ممکنه ما هم يه درجه از اين مريضي رو داشته باشيم . وقتي نگاه مي کنه مي بينه که آخر همه چيز مرگ و نيستي و نابوديه ، مي گه من به چه اميد بسازم ؟! به چه اميد کار کنم ؟! نمي شه يه راه حل و مفري پيدا بشه ؟!

با يکي از سردارهاي زمان جنگ مصاحبه مي کردن ، مي گفت : شما ياد زمان جنگ که ميفتي ، چقدر اذيت مي شي ؟ ايشون گفت : منظورتون از اذيت چيه ؟ اگه منظورتون اينه که من ياد رفقايي ميفتم که الان نيستن و دلم براشون تنگ شده اذيت مي شم . اگه منظورتون اينه که من فرصتهايي داشتم که مي تونستم بهتر عبوديت کنم ، اذيت مي شم . اما اگه منظورتون اينه که موندن باعث اذيت من مي شه ، از بعد از جنگ يه روز هم اذيت نشدم ، چون از بعد از جنگ براي ماندنم برنامه داشتم . از نظر من عبوديت توي قسمت جبهه و بعد از جبهه ، توي ايران يا افغانستان يا امريکا معناي خودش رو داره .

آدمي که اهل عبوديته ، هيچوقت اذيت نميشه ، چون داره وظيفه اش رو انجام ميده . برخي در برهه هاي داغ برداشتهاي مثبت مي کنن ، برخي برداشتهاي منفي ، برخي نااميد مي شن . بعد از انفجار يه عده زيادي متحول شدن ، يه عده اي نااميد شدن . يه عده زيادي بعد از اتمام جنگ متحول شدن ، يه عده زيادي بعد از اتمام جنگ نااميد شدن . مراقب باشيد به محض اينکه تنور داغ شد ، وقت ، وقتِ تحوله ، نه نااميدي و يأس . فشارهاي زيادي روي بچه ها مياد . حتي توي برخي از برهه ها ، امشب ، فردا ، شبهاي ديگه ، بعضي وقتها که تنهايي و يادت مياد شايد اذيت بشي ، اما نبايد اين اذيت شدن در مسير عبوديت و انجام وظيفه من و تو خللي ايجاد کنه . دو سال گذشته ، امسال دومين سالگرد شهادت رفقامونه ، اما اون روزها يه عده اي از ما قولهاي خيلي قشنگي به خودمون و خدا داديم ، به محض اينکه اين قولها رو داديم ، شيطان دست به کار شد ، چون مي دونيد درخت اسلام حتماً و حتماً آبياري مي خواد و آبياري درخت اسلام با خون شهيده و اصلاً نمي شه بگيم شهيد نديم .

مگه از دو سال پيش به بعد ما شهيد نداديم !؟ ياد کنيم برادر بزرگوارمون جناب سرهنگ قرباني ، مسئول پرونده بمب گذاري که ايشون چقدر زحمت کشيد ، چقدر تلاش کرد ، چقدر دلسوزانه عمل کرد. از همون شب دوم و سوم که صحبت مي کرديم ، ايشون مي گفت : بنده يقين دارم ، پاش هم ايستادم . توي مدتي که هنوز مشخص نشده بود ، هر وقت منو مي ديد ، مي گفت : شما مطمئن باش که هيچ اتفاق بدي نميفته اين شهادت بود . چند روز قبل از عيد نوروز ترور شدن و به شهادت رسيدن . اصلاً مگه مي شه در شهادت بسته بشه ؟ ما امسال چقدر شهيد داديم ؟! سال پيش هم همين طور . شهادت خيلي زياده ، ضمن اينکه انواع مختلف هم داره . اسلام به اين خون نياز داره ، اينه که ما رو متحول مي کنه .

اگه يه روزي از ايران ما ، از شيعه و اسلام ما شهيد و شهادت رو بگيرن ، همه تعطيليم .

همه ما مديون شهدائيم ، نماز مي خوني مديون شهدايي ،

درس مي خوني مديون شهدايي .

اصلاً بخاطر خون شهدا مسلمانيم ، وگرنه تا حالا درخت اسلام بدون آبياري خشک شده بود . روي اين بحثي نيست . در يه عده برداشتهاي مثبت و تحولات عميق ايجاد شد . بعد از مدت زماني به دليل اينکه ماها با شهيد مستمر ارتباط برقرار نمي کنيم ، براي اينکه ماها فراموش مي کنيم ، براي اينکه يادمون مي ره بايد خاطره شهيد رو روز به روز ، هفته به هفته ، سال به سال در ذهنمون زنده کنيم . بايد انس بگيريم . 300 هزار تا شهيد داريم ، بايد با کلامشون ، با تصويرشون ، با سنگ قبرشون انس بگيريم . فلسفه هيئتمون ، ترويج شعائر يه شهيده . هيئتها براي شهادت امام حسين(ع) تشکيل شدن .

 

◄ اولين مشکل: چون انس رو کم مي کنيم ، يواش يواش ميزان تحول مياد پايين .

◄ دومين مشکل: چون سيکل اجباري جهان رو درک نمي کنيم ، پايين اومدن ميزان تحول باعث مي شه که به سمت نااميدي بريم .

خاک توي سرم ، ديدي باز هم آدم نشديم . تازه تو نمي دونستي کنار دستيت شهيد مي شه ، زمان جنگ مي دونستي بچه ها شهيد مي شن و بعد هم شهيد مي شدن ، ما آدم نشديم . تو منتظر چي هستي ؟! آيا مي شه بگيم خون شهدا بي ثمر بود ؟ نه ، ثمر داده . ثمر داده ، تو متحول شدي ، تمام . خيلي خب ، اين درخت متحول شده رو آبياري نکردي ، يواش يواش خشک شده . دوباره باید آب بدي ، شهيد درخت رو نشونده . وقتي شهيدي شهيد مي شه ، درخت کاشته مي شه . بعضي وقتها برگ و بار درخت مي ريزه ، دوباره آب ميدي مياد سر جاش . شهيد نشده بود ، تو درختي نداشتي که بخواي بهش برسي .

چرا مي گي خراب کردم ، هيچي نشدم؟! چرا هيچي نشدي؟

اين به خودت بر نمي گرده.

مفهوم هيچي نشدم يعني خون شهيد نتونست کاري بکنه، اينکه مخالف آيات و رواياته.

مگه مي شه کاري نکنه؟! شهيد اثر خودش رو ميذاره.

محاله اثر نذاره ، اصلاً قانون اسلامه ، مي گه وقتي کسي شهيد مي شه اثر ميذاره . اين کمرنگ شدن ماها ، برگ و بر ريخته ماست . مي ريزه ، کم مي‌شه ، زياد مي‌شه . باز دوباره يه برهه ديگه ، يه اتفاق ديگه ، اونور کره زمين کسي شهيد مي شه ، براي ما سود داره . چون متوجه فرهنگ شهادتيم .

آقا اميرالمؤمنين(ع) يه روايتي دارن که خيلي زيباست و از اين روايت با يه روايت ديگه يه نتيجه اي مي گيريم .

آقا اميرالمؤمنين(ع) از خداوند تبارک تعالي مسئلت و درخواست مي کنن، مي فرمايند:

خدايا ! دو جنون را از تو تمنا دارم.

دو جنون يعني دو چيزي که عقل دنيايي تأييدشون نمي کنه:

1- شجاعت

2- سخاوت

بعد مي فرمايند : وقتي اين دو جنون کنار همديگه مي شينن ، ماحصل جمع شجاعت + سخاوت ، شهادته .

ولو اين شهادت 20 – 30 سال طول بکشه ، ولو طوري شهيد بشي که مردم فکر کنن مردي .

پروانه دو خصوصيت اصلي داره :

شجاعت ؛

در جلسه هفتم شهداء عرض کردم که فرض مي کنيم الان به شما بگن ( اشاره کردم به يه باندي ) که توي اين باند بمبه ، 20 ثانيه ديگه منفجر مي شه . چند نفر اينجا مي شينن ؟ همون موقع که اينو گفتم 2 – 3 نفر کنار باند ، تکون خوردن . يعني حتي تحمل احساسش هم سخته . آدم ترسو شهيد نمي شه . تويي که از گفتن حق در مقابل باطل مي ترسي ، تويي که از  گفتن ذکر در ميان غافلين مي ترسي ، تويي که وقتي مي گي درود که همه بگن درود ، و وقتي مي گي مرگ که همه بگن مرگ . تو وقتي از حق پيروي مي کني که دور و برت زياد باشن ، وقتي در مقابل باطل مي ايستي که امنيت داشته باشي . الزاماً هم منظورم امنيت جسمي نيست ، امنيت روحي . بنده با خودم بگم : اگه اين حرف رو بزنم مشتريم مي پره . حرف حق هست يا نه !؟ مگه نمي خواي شهيد بشي ، بزن ديگه .اين حرفِ رو بزنم فلان کار مي شه . شجاعت داشته باش .مشتريها تا کي دم دکان تو مي مونن !؟زمان جنگ جنگيده ، بعد از جنگ بخاطر نمره تو دانشگاه از ارزشهاش کوتاه اومده .تو شجاعت نداشتي ، معلومه زمان جنگ هم خوب نجنگيدي .

بعلاوه سخاوت ؛

بقول اميرالمؤمنين(ع) انساني مي تونه در مسير شهادت قرار بگيره که در زندگي خودش نشون داده باشه .

" الذين آمنوا و هاجروا و جاهدوا في سبيل الله " هاجروا قبل از جاهدواست . يعني کساني که بتونن از همه زندگي خودشون بکنن و به سمت خودشون هجرت کنن . من مهمم ، خدا مهمه . نه آدمهايي که حرفهاشون رو در صد لفافه مي پيچونن که به کي و کي برنخوره و آدمهايي که تمام هم و غمشون رو بر اين ميذارن که از منافع مردم بکنن و به خودشون بچسبونن و آدمهايي که حتي معاني اصيل اساسي اسلامي انساني مثل عشق و محبت و ايثار رو توي خودخواهي خودشون غرق کنن و بعد هم بگن ما مي خوايم شهيد بشيم . آدمهاي اينطوري که شهيد نمي شن . سخاوت ! آدمي مي تونه به مقام شهادت برسه که سخي باشه.

شب بمب گذاري صحبت ما توي همين مايه ها بود . اتفاقاً به برخي از جملات اون شب من استناد کرده بودن ، گفته بودن کار خودش بود . ديدي داره چي روي منبر مي گه ؟! مي گه : " و علی ارواح التي حلت بفنائک " آدم بايد از جسمش بگذره ، تيکه تيکه بشه. ببينيد خدا چي به زبون آدم ميندازه ؟! کسي که امروز بيشتر از مخارج يه انساني که بايد به اوليات زندگيش برسه ، يعني آب و غذا و پوشاک و مسکن و... اين بابايي که بيشتر از مخارج اون داره به وضعيت ظاهري خودش مي رسه ، در مملکت شيعه اي که من باب آرايش کردن ظاهر (پودر و کرم و ...) مي بيني هفتاد درصد از درآمد برخي از اقشار خرج مي شه ، اگر 2000 تا پوستر شهيد از در و ديوار خونه شون آويزون کنن ، توي فرهنگ شهادت نيستن . مگر اينطوريه ؟!

چرا کوفه در مقابل آقا اباعبدالله(ع) مي ايسته ؟!

براي اينکه روي اين دو تا فرهنگ کار نکرده .

 کوفيان مدتها در جمع آوري براي خودشون کار کردن و مدتها از ترس کار کردن .

وقتي ترس و بخل در يک جامعه نهادينه مي شه ،

اين جامعه با شهادت بيگانه مي شه و وقتي براي خدا شهيد نمي شي ،

يقيناً براي شيطون شهيد مي شي .

وقتي قرباني خدا نمي شي ، يقيناً قرباني شيطون مي شي .

گفتيم کسي مي تونه ادعاي شهادت داشته باشه که در فرهنگ اسلامي انساني دنبال پروانه شدن باشه . کرم بودن ، پيله دور خود تنيدن و به دنيا رسيدنِ تنها ، بدون اينکه در نظر بگيريم بايد يه روزي از سوراخ پيله در بيايم ، مال فرهنگ غربه . کسي که براي بقا و فنا برنامه داشته باشه ، هم براي دنيا و هم براي آخرت و کسي که غايت آرزومنديش رسيدن به آخرت باشه و فقط و فقط دنيا رو سکوي پرتاب بدونه و چون سکوي پرتابه ، هرچي توي دنيا بيشتر دور برداره ، خوشحالتره ، مي گه دارم مي دوم . مي خواد بپره !! هر چقدر بيشتر بدوه خوشحالتره ، لذا امام سجاد(ع) مي فرمايند : عمر در مسير عبوديت منو طولاني کن ، چون دارم ميدوم تا بپرم . و گفتيم اگه کسي مي خواد به اينجا برسه ، طبق فرمايش اميرالمؤمنين(ع) راه حل پروانه شدن و فرار از آرزومندي دنيا تلفيق دو کلمه شجاعت + سخاوته .  وقتي اين دو تا بهم رسيدن ، باب شهادت باز مي شه . ولو جنگي باشه که روزي 300 هزار تا شهيد بشن ، آدمي که اين دو تا رو با همديگه تلفيق نکرده باشه شهيد نمي شه و اگه هيچ جنگي نباشه ، توي خيابون داري راه مي ري ، خداوند مياد دنبالت که به مقام شهادت نائل بشي .

 

»»» سه تا مطلب خدمتتون عرض مي کنم:

  • يکي اينکه ارتباطتون رو با اهل بيت و فرهنگ شهادت بيشتر کنيد . زمان يه زمانِ خاصيه ، آدمهايي مي تونن خودشون رو توي اين زمان حفظ کنن که اتصالشون رو به خداوند تبارک و تعالي ، اهل بيت و فرهنگ شهادت و شهداء حفظ کنن .
  • نکته دوم اينکه در اثر التهابات عادي دنيا که بعضي وقتها گناه مي کنيم يا خراب مي کنيم نااميد نشيم . هيچ شهيدي نبوده که اين شهيد گناه نکرده باشه . 
  • نکته سوم : يه سري نقاط اساسي ـ تنه درخت ـ رو حفظ کنيد ، برگ و بر يه بار مي ريزه ، يه بار سبز مي شه . تنه رو حفظ کن !

يه عده اي توي برخي از التهابات از اسلام ريزش مي کنن ، يه عده اي جلوي نظام قرار مي گيرن ، يه عده اي توي يه سري از التهابات ولايت رو فراموش مي کنن اينها رو داشته باش ، اين تنه است ، برگ و بر که گناهانه .

برادر من ، خواهر من اگه تنه رو داشته باشي ، عاقبت به خير مي شي . ما سال 57 يه يا علي(ع) به حضرت امام (ره) گفتيم ، اين تنه است ، اينو داريم . آدم يه روز گناه مي‌کنه ، يه روز توبه مي‌کنه ، يه روز پاييز ماست ، يه روز بهار ماست ، يه روز خشک مي شه ، يه روز سرده ، يه روز گرمه ، اينها زياد تأثيري نميذاره .  اصل رو داشته باش ، بقيه اش تأثير نميذاره . با خودم فکر مي کردم اعتقادمه ، حالا يه عده مي گن که شما مزدوريد ، پول مي گيريد ، بهتون سانديس ميدن ، بگن ، ولي من روي اعتقاداتم وايسادم . اگر امام زمان (عج) بياد قبل از اينکه به اعمالت گير بده و چک کنه ، به اعتقاداتت گير ميده .

ما يه يا علي به اميرالمؤمنين(ع) گفتيم شيعه ايم ، کم نذاشتيم . يه يا علي(ع) به امام (ره) گفتيم حزب اللهي شديم ، اين هم کم نذاشتيم .  يه يا علي(ع) به رهبري گفتيم ، باز هم کم نذاشتيم ، پاش وايساديم . حالا اگه يه اتفاقي افتاد و يه روز از زبونم در رفت ، از دستم در رفت ، از چشمم در رفت يه کاري کردم ، کردم ديگه ، يه روز ديگه توبه مي کنم . اوني که نمي شه توبه کني اعتقاداته . اونو داشته باش ! محکم پاش وايسا . وقتي مُردي انجوي و مردم نيستن ، وقتي منم مُردم شماها نيستيد . آدم نبايد بخاطر حسن و حسين و تقي و نقي اعتقاداتش رو از دست بده . اعتقاد هم سر جاشه .

اگر ميليونها نفر با من همراه بودن ، من اعتقادمه ، الحمدلله ، فبها المراد . نبودن پاي اعتقاداتم تنهايي مي ايستم . شجاعت اينه ، پاش وايسا ، تنه رو رها نکن . وقتي گناهان پيش مياد به خدا مي گه خدايا اعتقاداتم سر جاشه ، باب توبه بازه . ولي کسي که اعتقاداتش لطمه خورده ، داره از چي توبه مي کنه ؟! پاي اين وايسيد ، محکم هم وايسيد ، مطالعاتتون رو زياد کنيد ، برنامه هاي امسال رو هم به سمتي برديم که بتونيد از مباحث علمي بيشتر استفاده کنيد . 





نام:
ايميل: