آخرین مطالب

دوشنبه 21 بهمن 1392
12:30


رهروی راه شهدا


شهادتي اتفاق مي افته و عده زيادي مجروح مي شن اون هم در كنار دست تو،

حتماً براي تو حاوي يك پيامي است.

پيامي كه اگر شنيده نشه و به فراموشي سپرده بشه، اين خون بيهوده ريخته شده،

حداقل براي تو يكي!

بازماندن به معناي دائم ماندن نيست.

بازماندن يعني به اين خط نرسيدي بايد در اين ايستگاه بشيني،

وظيفه انتظارت رو انجام بدي با خط بعدي بري. خط بعدي كي هست؟

شايد امشب، شايد ده سال ديگه، شايد صد سال ديگه،

ولي اگر تو از ايستگاه خارج بشي، پس بازمانده نيستي!

رفتن ساده و پرواز كردن عاشقانه فعلاً از كفت رفته،
اما ماندن قوي و جهاد كردن با نفس، مقابله كردن با شياطين جن و انس،
جزء وظايف اصلي توست.



رهروی راه شهدا

  یا شهید

سخنرانی حجت الاسلام سید محمد انجوی نژاد

1387/2/7

موضوع: رهروي راه شهداء

بحث امشب تحت عنوان رهروي راه شهيد و شهداست .

يه مقدارش به مسائل اخلاقي خودمون برمي گرده ، آخرش هم دو سه تا برنامه و تذكر راجع به قضايايي كه درش واقع هستيم داريم .

اين قضيه اي كه براي ما پيش اومد ، به هر نحوي از انحاء ، حتماً و حتماً جزء مصالح خدا و شامل يك سري پيامهاست. پيامهايي كه اگر من و شما اين پيامها رو نگيريم ، در حقيقت ادعاي رهروي راه شهداء يك ادعاي باطل مي شه . حتي در قضاياي خيلي ساده تر .

فرض مي كنيم اولياي خدا داشتن راه مي رفتن و مي خوردن زمين ، تا زانوشون يه كم درد مي گرفت ، با خودشون مي گفتن اين دردي كه اومده حاوي يك پيامه . يه مروري بر زندگي خودشون ، مخصوصاً در اون ساعت آخر مي كردن ، تا ببينن اين پيام مي خواد چه چيزي رو از طرف خداوند تبارك و تعالي به من و شما منتقل كنه .

حالا شهادتي اتفاق مي افته و عده زيادي مجروح مي شن اون هم در كنار دست تو ، حتماً براي تو حاوي يك پيامي است .پيامي كه اگر شنيده نشه و به فراموشي سپرده بشه ، اين خون بيهوده ريخته شده ، حداقل براي تو يكي !

 

»»»‌ مي تونيم دو جور نتيجه از اين پيامها بگيريم :

◄ يه نتيجه يا نتايج ، نتايج بد و اشتباهه.

به هرحال هر پيامي براي انسانهايي كه در تاريكي قرار دارن نتايج بد داره . مثلاً فلان ولي خدا رو مي بينن كه نيمه شب داره نمازشب مي خونه ، اشكش جاريه . اين يه پيام براي كساني كه در نورانيت قرار دارن داره . براي اونهايي كه در ظلمت قرار دارن اينه كه مرديكه عجب ريا كاره . يعني الزاماً شهادت نمي تونه حاوي پيام مثبت باشه . به نورانيت شخص و به نورانيت دل تو هم بستگي داره .

نتايج بدي كه مي شه از اين داستان گرفت اينه :

1- من و شما از قبل خودمون يه تغييراتي به سمت مثبت كرديم . فرض رو بر اين ميذاريم كه داريم براي كساني صحبت مي كنيم كه انسانهاي نوراني اي هستن .

نتيجه بد اول اينه كه به قبل از انفجار بازگشت كني .

حالات روحيت آرام آرام كمرنگ بشه ، آرام آرام ميزان ارتباط و توسلت از بين بره و از نظر روحي و معنوي به قبل از انفجار بازگشت كني . اين اولين نتيجه بد ! قبل از انفجار چي بود ؟ به قيمت خون اين بچه ها و به قيمت جانبازي عده ديگري ، يه سري بديها از ما جدا شد . حالا دوباره آرام آرام به اون بديها فرصت بديد . بديها منشاء شيطان و نفس اند . ديدن تو داغي ولت كردن ، آرام آرام كه فاجعه در دلت سرد مي شه ، بديها تستت مي كنن ، مي شه دوباره برگرديم يا نه ؟!

2- معناي بازماندن را درك نكردن .

بازمانده يعني چي ؟ يعني كسي كه به دليل مصلحت خدا براي يه كار ديگه اي مونده است . كسي كه وظايفش توي دنيا تموم نشده .

آقا و خانم چهار تا وظيفه توي دنيا انجام مي داده ، بعد از اين واقعه سه تا وظيفه ، دو تا وظيفه اش مي كنه . چرا ؟ براي اينكه ناراحته ، براي اينكه غمگينه . باز ماندن يعني اينكه شما ظاهراً يه وظايفي داشتيد ، اگر وظايفتون رو انجام داده بوديد كه رفته بوديد . بگرديد ، كشف كنيد ، ببينيد وظايف بر زمين مانده اي كه داشتيد چي بوده ، بعد از اينكه اونها رو كشف كرديد ، اون وظايف رو انجام بديد . بازمانده بد ، كسيِ كه نه تنها وظايف جديد رو كشف نمي كنه ، بلكه وظايف قديم رو هم فراموش مي كنه . مي گه  : آقا ديگه حالش رو نداريم ، تموم شد ، ديدي ما جا مونديم . خب ، جا موندي ؟! بالاخره يه روزي مي ري . يا توي خيابوني ، يا در يه بستري، يا انشاءالله با شهادتي، يا توي بيمارستاني، يا در يه تصادفي، بالاخره يه روزي مي ري.

پس بازماندن به معناي دائم ماندن نيست . بازماندن يعني به اين خط نرسيدي بايد در اين ايستگاه بشيني ، وظيفه انتظارت رو انجام بدي با خط بعدي بري . خط بعدي كيه ؟ شايد امشب ، شايد ده سال ديگه ، شايد صد سال ديگه . ولي اگر تو از ايستگاه خارج بشي ، پس بازمانده نيستي . به ايستگاه نگاه مي‌كنن ، مي‌گن آقا فلانيها جا موندن . اينها مي شن بازمانده . یه وقت هست ، نه ، تو ول كردي رفتي ، رفتي يه جاي ديگه داري كار مي‌كني ، ديگه به تو بازمانده نمي گن . بازمانده بد اونه كه ايستگاه رو ترك مي كنه .

3- معناي جهاد اكبر و اصغر رو درك نكردن . شهادت در اثر انفجار ، در جبهه ، مصاديق جهاد اصغره .

بسياري از كساني كه در دنيا باقي مي مونن ،‌ وظيفه شون از اونهايي كه شهيد شدن سنگين تره ، چون بايد سنگر جهاد اكبر رو نگه دارن . يه وقت هست تو شهيد مي شي ، خيلي خب خودت رو نجات دادي . يه وقت هست مي موني ، صدها نفر ، هزاران نفر ، ميليونها نفر رو نجات ميدي ، بعد هم شهيد مي شي . مثل كي ؟ مثل كسي كه من و شما اصلاً نمي دونستيم شهادت چي هست ، اومد به ما ياد داد . حضرت امام خميني (ره) .

رفتن ساده و پرواز كردن عاشقانه فعلاً از كفت رفته ، اما ماندن قوي و جهاد كردن با نفس ، مقابله كردن با شياطين ( شياطين جن و انس ) جزء وظايف اصلي توست .

4- استفاده منفي از غم . غم يعني داغ شدن تنور دل ، وقتي دلت غمگين و شكسته است ، خدا فرموده : من نزد قلوب شكسته هستم . اونهايي كه استفاده منفي مي كنن ، كساني هستن كه از خدايي كه الان نزدشونه استفاده نمي كنن . هر غمي ! فردا توي مدرسه نمره ات خراب شد ، توي دانشگاه نمره ات كم شد ، ناراحت شدي خدا مياد سراغت . يه عده اي سعي مي كنن اين غمها رو برطرف كنن . مي ره سراغ يه شادي ، يه جكي ، يه چيزي ، يه جوري سر خودش رو گرم كنه ، يه چيزي بخوره ، يه راهي بره . اما اونهايي كه زرنگ هستن ، به محض اينكه غم مياد ، چون مي دونن خدا هم همراه با غم مياد ، بلافاصله حسن استفاده رو مي كنن . خدايا ببين دلم گرفته! تا مي گه خدايا ببين دلم گرفته ، خدا متوجه تو مي شه ، حالا شروع كن صحبت كردن . حالا از نتايج بد و منفي بگذريم ، براي اينكه انشاءالله ماها جزء مصاديقش نيستيم .

 

نتايج مثبت بعنوان پيام شهداء رو خدمتتون عرض مي كنيم :

1- اين نتيجه خيلي مهمه، زمان جنگ هم اين جمله و اين شعر رو بچه ها خيلي مي گفتن .

يك چشم زدن غافل از آن ماه نباشيد               شــايد كـه نگاهـي كند آگـاه نباشيـد

خيلي وقتها پيش مياد كه فرصت يك ثانيه است . اتصال به اهل بيت(ع). بارها عرض كردم حتي وقتي انسان گناه مي كنه ، در ضمير ناخودآگاه دلش بايد به خدا و اهل بيت(ع) وصل بشه كه خدايا فكر نكني گناه كردن من به معناي فرار كردن و پشت كردنه .نه ، رو به تو ايستادم ، مي دونم داري منو مي بيني ، رو به تو ايستادم و منو درك كن ، اين گناه كردن من از جهالتِ منه . يه وقت فكر نكني من در جبهه مخالفت قرار دارم .چه بسا كساني كه يه ثانيه اميرالمؤمنين(ع) رو ترك كردن ، يه دقيقه علي(ع) رو فراموش كردن ، رفتن توي سپاه دشمن .

مراقبت از خود كه بارها عرض كردم ، همراهي با كلمه رفتن ! و مراقبت از اتصال خودت . ذكر زباني ، ذكر قلبي ، دائماً به ياد بودن . از الان تا آخر عمرت شايد صد هزار جاي ديگه در يك اجتماعي قرار بگيري ، شايد ! از اين صد هزار جا ، شايد يك جاش فرصت پرواز داشته باشي . حالا جنگِ ، جبهه است ، مجلسه ، زيارته ، كربلاست ، مشهده ، يه جاش ! اگر انسان اين صد هزار تا رو بكنه ، نهصد و نود و نه هزار و نهصد و نود و نه تا ، شايد همون يكي كه ترك كرده قسمتش بوده . چقدر شياطين به انحاء مختلف ، از راههاي مختلف سعي مي كنن ارتباطهاي ما رو با همديگه قطع كنن . چون ما وقتي با هم ارتباط داريم ، جماعت هستيم « يدالله » دست خدا با ماست . هر كي مي خواي باشي ، از در كه مياي تو ، دست خدا با توست . چرا مي خوان اين جماعت نباشه ؟ چرا اينقدر در دين اسلام تأكيد بر جماعت داريم ؟ چون فيض به جماعتها مي رسه . خيلي كم پيش مياد فيضهاي به اين بزرگي توي يه جاي خاص و تنهايي باشه. جماعته ، جنگه ، جبهه ايه ، زيارتيه ، كربلائيه ... به انحاء مختلف از فيض محرومت مي كنن . يه وقت هست فلان مشكله ، يه وقت هست مشكل روحيه ، يه وقت هست مشكل جسميه . در زمان جنگ خيلي پيش مي يومد .خاطرات رزمندگان رو ببينيد . مي گه : سه نفر توي سنگر نشسته بوديم ، با يكيشون بحثم شد ، از دستش ناراحت شدم، برو بينيم بابا! اومدم بيرون. تا اومدم بيرون خمپاره خورد ، اون دو تا شهيد شدن ، ما بيرون مونديم. خدا گفت برو بينيم بابا!!! كربلاي هشت دست من از دست احمد طوسي فقط 20 ثانيه جدا شد .20ثانيه !چي شد ؟ دستم خسته شد ديگه . توي آب بوديم ، هميار بوديم ، بايد دستمون توي دست هم باشه . 20 ثانيه دستم جدا شد . احمد طوسي شهيد شد ، ما مونديم . حق نداري دست يارت رو ول كني . عهدي كه تو كنار اباعبدالله(ع) با رفيقت مي بندي رو حق نداري بشكني .

هرچي رفاقت توي دبيرستان ، دانشگاه ، كوچه و خيابون ، فاميل و اقوام ،

حتي پيوندهاي زناشوئي داري براي خودتون مبارك ،

خواستي بشكني به من ربطي نداره ،‌ عهدت رو با هركي كنار اباعبدالله بستي ،

حق نداري بشكني .

امام زمان (عج) چشمش به توست . بهونه هاي مختلف ، طرف با رفيقش دعواش مي شه ، از فلاني بدش مياد . اينها دل امام زمان (عج) رو خُرد مي كنه و چيزي كه دل امام زمان (عج) رو شاد مي كنه اينه كه تو به هر قيمتي دست برادرت رو ، خواهر ، دست خواهرت رو ول نكني .

بگيد ما جاي عادي همديگه رو نشناختيم ، ما پاي منبر اهل بيت (ع) ، توي جلسه امام حسين (ع) همديگه رو شناختيم .كي جرأت داره اين حسينيه رو ول كنه و بگه من حالا... ، حالا چي ؟! اينجا خون ريخته شده . اينها پيام مثبته . بنابراين مي خواي داد بزني ، مي خواي فحش بدي ، مي خواين با همديگه كتك كاري كنيد ، اشكال نداره . از در كه اومديد تو ، مثل داداش ، مثل خواهر بايد كنار همديگه بشينيد .

اينجا محل فراموش شدن تفرقه‌هاست.

جلسه اباعبدالله(ع) محل تأليف قلوبه. اين پيام اول!

 

2- آقا تعارف كه نداريم ، دنيا همينه ديگه . آي توي دنيا خاري بر مژگان تو ننشيند و نرود مژگان چشمم بر خاك پايت . اينها همه جفنگه !! دنيا همينه . امروز اينجا به فيض شهادت نرسي ، فردا توي خيابون تصادف مي كني كشته مي شي . اگر قرار باشه ناخودآگاه بري ، مي ري . دنيا همينه .اون بزرگوار فرموده بودن نگيد شهداء از دست رفتن ،‌ اونها به دست آمدن .حالا مي موندن ...!! مي موندن كه چي ؟ توي دنيايي كه ما مي گيم همينه . رأي گيري كنيم ببينيم توي بچه مسلمونهاي مذهبي اهل بيتي چند نفرشون از زندگيشون راضي هستن ؟ دنيا همينه. شب نوزدهم ماه مبارك رمضان عرض كردم ، گفتم مثل اينكه خدا دنيا رو تلخ كرده كه من و تو زياد دل نبنديم ، منتظر ظهور باشيم . از علائم ظهور ، تلخي هاي دنياست ، دنيا همينه .

■ زندگي امروز مردم جهان دو حالت بيشتر نداره :

  • يا غفلت و رفتن به جهنم .
  • يا صبر و رسيدن به رضوان الهي .

غفلت يعني چي ؟ خودش رو بزنه به اون راه و الكل مصرف كنه و مواد مخدر . خيلي خب ، بفرمائيد !! يا اينكه عقلش كار كنه ، بايد صبر كنه . تموم شد رفت . صبر ! اگر قرار بود دنيا خيلي خوش بگذره ، به بهترين دوستان خدا ، يعني 14 معصوم(ع) خوش مي گذشت .دنياي رؤيايي مال سريالها و فيلمهاي تلويزيون و سينماست . ول كن بابا ! دنيا همينه . دوستان ما راحت شدن . خوش به حالشون !! صبر يه بار ديگه براي شما كه رفقاتون رو از دست داديد و اسم خودتون رو باز ماندگان گذاشتيد يك معناي ديگه پيدا مي كنه . دردهاي دنيا بايد در چشم تو بسيار كوچك شده باشه . ديگه ما خانواده شهيد تازه داريم . بچه اش رو از دست داده ، پس مادر و پدري نبايد براي بچه اش غصه بخوره ، چون اونو از دست داده رفته . در حقيقت بدست آورده . ولي بچه نداره ! ديگه بچه اي نبايد براي باباش غصه بخوره ، براي اينكه بچه اي داريم كه باباش رو از دست داده ، باباش شهيد شده . ديگه كسي نبايد بابت ناراحتي هاي كوچيكِ مسخره مزخرفِ دنيا زانوي غم بغل بگيره . چون ما جانباز داريم چشمهاش رو از دست داده ، تسبيحش از دستش در نمياد .اون روز بهش مي گم : چطوري ؟ مي گه : الحمدلله ! از اين بهتر نمي شه . نود سالشه ؟! نه بابا ، 20 سالشه . ديگه نبايد اين چيزها باشه . براي اينكه جانباز داريم ، يه دست نداره ، كليه نداره ، طحال نداره ، معلوم نيست پاش چي بشه ، هزار تا مشكل داره ، بالاي سرش كه مي ري دائم داره مي خنده . من نمي دونم بايد از چه دردِ دنيا بنالم ؟!!

دفترچه‌ خاطرات و وبلاگاتون رو بي زحمت جمع كنيد ديگه . آي نمي دونم فلان شد ، دلم گرفته . برو ببينم بابا !! بزرگ شو ! تازه امام زمان(عج) داره شيعيان و منتظر واقعيش رو مي بينه . شيراز بشه مركز شيعيان قوي !

دوستم بهم چي چي گفته ، برو ببينيم تو هم با دوستت . جفتتون بريد بازي !!! مرد حسابي ما شهيد داديم ، جانباز داديم كه قوي باشيم . بزرگ شو ديگه ! 15 ساله هاي ما اندازه 40 ساله ها ! قوي ، محكم ! توي دبيرستان بهشون افتخار كنن . ببينن ديگه براش مهم نيست ، دعوا نمي كنه ، بحث نمي كنه ، ناراحت نمي شه ، بزرگوار شده . دانشجوهاي ما ، هر جاي كشور هستن سرشون رو بلند گرفتن و مي گن ما بچه هاي كانونيم ، بازماندگان شهدائيم ، شهيد داديم الحمدلله رب العالمين . توي كشور ببينن امواجي كه مي ره بالا و مياد پائين ، اتفاقي براي اينها نمي افته .

برادرها و خواهرها بايد از اين واقعه ده هزار تا خميني بیرون بياد ، با اون شرح صدر .

بنابراين معناي صبر در ذائقه بچه هاي ما بايد فرق كنه . ديگه ما صبر بر اون چيزها رو صبر نمي دونيم . اصلاً قابل نيستن بخوان ما رو اذيت كنن كه حالا بگيم ما صبوريم . تموم شد ! ديگه فشار گناه من و تو رو به صبر وادار نمي كنه . تموم شد رفت !

 

3- فكرت رو بزرگ كني .

بارها عرض كردم كه مرحوم آقاي دولابي فرمودند : غم كربلا ساير غمها را از دل مي زدايد. و امروز غم شهداء ، غم جانبازان . خانواده شهداء نبايد فراموش بشن . جانبازهاي ما نبايد فراموش بشن . من يه بار ديگه عرض مي كنم ، دولت به هر قيمتي شده بايد اين كارها رو انجام بده . و زودتر !! حق و حقوق شهداء و جانبازان ما ، با همون حق و حقوقي كه جانبازان شهداي زمان جنگ داشتن بايد رعايت بشه . ما بايد نشون بديم ، فراموش نمي كنيم .

ما اهل فراموشي غم هستيم ، اما اهل فراموشي راه نيستيم ، ما معرفت داريم .

فكرت بايد بزرگ بشه ، ديگه دغدغه هاي فكري تو از حسن و حسين و تقي و نقي ،

فاطي و نرگس ، بايد تبديل بشه به دغدغه هاي امام زمان (عج) .

امام زمان الان چيكار مي كنه ؟! من چرا موندم ؟! آقا من هميشه اونجا بودم ، اون شب نبودم ، لياقت نداشتم . عزيز من ! لياقت نداشتم چه صيغه ايه ؟! اين حرفها كدومه ؟! تو وظيفه ات رو انجام ندادي ، هنوز وظيفه ات مونده . چي چي لياقت نداشتم ؟! لياقت بعد از اتمام وظيفه است . تمام خانواده هاي شهداء و رفقاشون دارن بهتون مي گن كه وظايفشون رو انجام داده بودن ، آماده بودن براي رفتن . اعلام كرده بودن ، به همه گفته بودن . وظيفه شون رو انجام دادن ديگه . يه كشور رو تكون دادن . كلي جوون برگشتن ، كلي توبه كردن ، كلي مثل من و تو آدمتر شدن ، كلي تغييرات ايجاد شده . دارن وظيفه شون رو به اون نحو انجام ميدن ! اگر قرار باشه هفتاد ميليون نفر شهيد بشن ، پس ديگه انجام وظايف خبري نيست . يه عده شهيد مي شن ، اينجوري وظيفه شون رو انجام ميدن . تا صد سال ديگه وقتي گلزار شهداء ميري ، شهداي زمان جنگ و اينها رو مي بيني ، درت تحول ايجاد مي شه . اينها مشغول انجام وظيفه هستن . مي خواد چهار سالش باشه ، مي خواد چهل سالش باشه .فكرت رو بزرگ كن .

برادرها و خواهرها اگر ديدن دوستها و رفيقهاشون دارن از نظر فكري برگشت مي زنن ، تذكر بدن . بابا ! بسه .خيلي خب ، 6 ماه ، يكسال با تو رفيق بوديم ،‌ حرفهات رو گوش داديم ، از همه چيز افتاديم . بسه ديگه ! هرچي گفتي باور كرديم ، فكر كرديم تو راست مي گي . بعد فهميديم زندگي اينطوري نيست . تويي كه نوكر اهل بيتي ، تويي كه به امام حسين(ع) وصلي ، تويي كه عاشق امام رضايي ، كسي هستي كه بقيه كساني كه اين ارتباط رو ندارن اصلاً نمي تونن براي تو الگو باشن .

استاد بزرگوارمون حضرت آيت الله امجد مي فرمودند:

مرجع تقليد باشه ، گريه كن امام حسين نباشه ، دو زار بدرد نمي خوره .

چون حرف خيلي بزرگه من اسم ايشون رو آوردم . اين حرف براي دهن من خيلي بزرگه . گريه كن امام حسيني ، كي داره بهت خط ميده ؟! تمام خط و خطوط رو از همين جا بگير . از همين گريه كن ها ! نوري كه اين عزا براي تو داره ، نوري كه اين مجلسها در هر جاي كشور و دنيا مي خواد باشه براي تو داره خيلي بيشتر از اينه كه بخواي اين نور رو بفروشي . بابا محرم به محرم شايد بره در خونه امام حسين(ع) . اين چه دخل و سودي براي تو داره ؟!

 

4- قدرداني بيشتر يكديگر .

چقدر بچه هايي بودن كه ما باهاشون بحثهاي الكي كرديم و رفتن . چقدر پشيمونيم ؟! بيشتر قدر همديگه رو بدونيم . همديگه رو بپوشونيم ، به جاي اينكه همديگه رو زمين بزنيم ، همديگه رو بپوشونيم . هر جاي اين قسمت ، هر جاي ما لطمه بخوره ، همه لطمه خوردن . توي تمام كشور ! توي ديداري كه پارسال با جناب آقاي احمدي نژاد ، رياست محترم جمهور داشتم ، عرض كردم آقا دولت شما هر كاري بكنه ، ما ضربه خورديم ، ببخشيدا . نگيد به شما مربوط نيست ، شما حرف نزن . يعني چي حرف نزن ؟! (‌نگفته بودن . مي گم يه وقت كسي همچين حرفي به ما نزنه .) هر جاي دولت لطمه بخوره ما لطمه خورديم . وقتي مكتب ، مكتب امام زمان(عج) و اهل بيته(ع) ، هر جاي كشور لطمه بخوره ، ما لطمه مي خوريم . بريد دست و پاي هر چي بچه هيئتي در هر جاي كشور هست رو ببوسيد . شيراز كه هيچ ، ديديد چه خبره ؟! به لطف خدا تمام هيئتها ، اگر كسي كوچكترين مشكلي هم توي ذهنش بود كه فلان ، اومد ، بغل كرد ، گريه كرد ، خيلي عالي . قربون اين شهداء برم كه با خونشون چيكار مي‌كنن ، شما هم با هم اينطوري باشيد . بذار جمع 10 نفره ، 5 نفره ، 50 نفره ، 100 نفره تو ، توي دبيرستانت ، توي دانشگاهت ، حسرت بقيه گروهها باشه ، بس كه انسجام ببينن ، بس كه محبت ببينن ، بس كه همدلي ببينن ، بس كه يك رأيي ببينن ، بس كه وحدت جهت ببينن .براي همديگه دلسوز باشيم . چرا بايد بميريم يا از دنيا بريم تا براي همديگه گريه كنيم ؟! كلي توي اين جمع دردمند هست ، بر دردهاي زنده ها گريه كن . با يه لبخند ، يه نوازش و يه التيام مي تونستي دلش رو بدست بياري ، حالا گذاشتي مرده مي خواي براش گريه كني ؟! انسجام بيشتر و قدرداني .

 

5- تغيير معنوي.

الحمدلله برادرها و خواهرها در برنامه هاي معنويتون خيلي ديده مي شه كه نمازها خوب شده ، خيلي عالي شده . یه عده دارن نماز قضاهاشون رو مي خونن ، روزه هاي قضاشون رو مي گيرن . الحمدلله رب العالمين ! تغييرهاي معنويت رو ثبت كن و بهش مقيد شو . چون اين داغ كه سرد بشه ، شيطون بر مي گرده . از اين به بعد من بايد اين كارها رو در روز انجام بدم . جدي ! ثبت تغييرات معنوي رو جزء برنامه زندگيت كن .

6- يك كروشه ، يك فايل ، يك پوشه جديد و جدي توي زندگي خودت تحت عنوان كار براي خدا باز كن . بي مزد و بي منت ! اينقدر مي خوام براي خدا كار كنم . توي واحدهاي كانونِ ، مسجد خودته ، كانون فرهنگيته ، توي فاميلته ، هرجا ! يه پوشه جدي براي خودت باز كن . نذار دنيا غرقت كنه ، يه وقت چشمت رو باز كني ، ببيني از صبح تا شب داري دنبال دنيا مي دوي ، هيچي به هيچي ! يه دفعه هم عزرائيل مياد ، مي گه آقا پاشو بريم . مي توني بگي نميام ؟! هر كسي مي تونه به عزرائيل بگه نميام ،‌ من اصلاً حرفي باهاش ندارم ، التماس دعا هم ازش دارم ، دست ما رو هم بگيره ببره ، نمي شه گفت .

7- شناخت بيگانگان داخلي و خارجي .

فرمودند : ارتباط با نامحرم كدورت مي آورد . سؤال كردن ببخشيد توضيح بديد .چه ارتباطي ؟ مجاز يا غيرمجاز ؟! فرمودند : هر ارتباطي با نامحرم . يعني چي ؟ يعني برادرها و خواهرها با هم هيچ ارتباطي نداشته باشن ديگه ؟! گفت : نه ، نامحرم يعني كسي كه در پيشگاه خدا نامحرم است . بيگانه داخلي و خارجي . آقا اين با تو ارتباطي نداره ، بيگانه است . مكتب تو رو نمي شناسه ، نمازش مثل تو نيست ، تقيداتش مثل تو نيست . ارتباط مجازِ مجازا . خيلي خيلي اندك ، اما بالاخره كساني بودن كه در اين 10 – 20 روزه با اينكه اسمشون هم مذهبيه ، خوشحالند . گرچه خيلي اندك ، ولي هستن . به اينها مي گن بيگانگان داخلي و بيگانگان خارجي . امام (ره) فرمودند : هر وقت دشمن براتون كف زد ، جلوشون بايستيد ، بگيد به تو ربطي نداره .

8- كنترل نفس و زبان . نفست مركز فتنه است و زبانت اعلان گر فتنه.

برادرها و خواهرها حق ندارن غيبت كنن . پشت سر هيچكس !

هيچ مسئولي ، هيچ كسي ، مقصر و غير مقصر حق غيبت نداري .

حق نداري تهمت بزني . شهيد نرفته كه تو بخاطر شهيد غيبت كني و تهمت بزني !

چه كار داري ؟برادرها و خواهرها بعضي ها دارن به ما فحش ميدن ، بريد توي سايتهاي خارجي كه نظر گذاشتن آزاده و فيلمهاي انفجار هست ، نظرها رو ببينيد . نوشته : گور پدرشون ، به درك كه تيكه تيكه شدن ...انشاءالله همه بسيجي ها و همه حسيني ها تيكه تيكه بشن . تازه به امام حسين(ع) فحش هم داده ... كم هم نيستن ها ! خيلي ! توي اين عالم مگر ما چند نفريم ؟! حداقل با همديگه خوب باشيم . هرچي بيرون فحش ميدن ما راضي هستيم ، خوشحال هم هستيم ، مي گيم الحمدلله يه كاري كرديم اينا چنان لجشون گرفته كه دارن فحش ميدن ،‌ مراقب نفس ، دل و زبانت باش .

چند ساله كه دارم بهتون مي گم . خدا شاهده من خودم اول عمل كردم ، دلم رو از هر گونه كينه خالي كردم ، دلم رو از هرگونه مسائل غير اصلي خالي كردم ، چشمم رو به همه بديها بستم ، گوشم رو بر همه بديها و فحشها مسكوت گذاشتم ، زبانم رو در دفاع كلاً قطع كردم . تو هم اينطوري باش . نگو : عمل نكرده ، پشتش به جايي گرمه . اتفاقاً بزرگترهاي ما هم همين حرف رو به من زدن . بزرگترها و آياتي كه به ما صحبت مي كنن ، مي گن 20 ساله ، 10 ساله ، 15 ساله ما 10 برابر تو اين مشكلات رو ديديم ، ما اينا رو داشتيم ، تو هم داشته باش . من گفتم چشم ، شما هم بگيد چشم . اينها مي شه چي ؟ « ذرهم يخوضون و يلعبوا » قرآن كريم مي گه ول كن اينها رو ، بذار هرچي دوست دارن بگن . به درك !! بذار بگن تا خسته بشن. روسياهي توي اين زمستان دنيا فقط به ذغال مي مونه ،‌ تو بسوز ، تو فاني شو . بذار ذغالها هرچي دوست دارن بگن . هي بسوزن و بگن تا سياه بشن . تو چيكار داري ؟

زبان و دلت رو خالي كن . اجازه بده تمام زندگيت صرف دفاع از خدا بشه ، نه دفاع از خودت .تا يه جايي چيزي شنيدي ، سريع جبهه نگير . يا راست مي گه يا دروغ مي‌گه . اگر راست مي گه خدا تو رو اصلاح كنه ، من رو اصلاح كنه ؛ اگر دروغ مي گه خدا اونو اصلاح كنه و چوب خدا هم صدا نداره . خدا كه اجازه نميده بنده مؤمنش تحت غيبت و تهمت واقع بشه (تو رو دارم مي گم ، ما كه راحتيم ، چون مؤمن نيستيم .) اجازه نميده شما تحت غيبت و تهمت واقع بشي و ازت دفاع نكنه . منتهي خدا كارش رو به درستي انجام ميده . يه ماه ديگه ، سه سال ديگه، شما چيكار داري ؟!!

دلت رو از كينه خالي كن .

هر وقت احساس كردي خيلي تحت فشاري به بزرگترهات فكر كن.

چون جوانترها كمتر فشار رو تحمل مي كنن .

ببين چقدر به رهبرت توهين مي شه، يه كلمه از خودش و دفترش دفاع كردن؟

براي چي ؟‌ براي اينكه دوست دارن . بابا صد بار كه نبايد بگيم ، بابا قربونت برم من و تو ( من حالا ، شما كه الحمدلله همه تون عمدة المكاشفين هستين ) بنده كه عبادتي ندارم ، همين ها عبادت ملت رو براي ما مي فرسته . چهار تا و نصفي گناه داشته باشيم ، بهشون تقديم مي كنيم . بابا ! دارن بهت لطف مي كنن .

 

»»» آخرين نكته :

در اين قضيه خدا رو شاكريم كه اگر امتحان اولي كه براي ما پيش اومد و شهادت ياران و دوستانمون در كنار ما و قطعه قطعه شدنش در دستانمون بود ، و جراحت و جانبازي بچه هايي كه آدم خُرد مي شه ، ميرم بيمارستان و ميام ده سال پير مي شم . خُرد مي شم ! و بالاي هر تختي كه مي رم چنان نوري ديده مي شه كه هر ننه قمري مي تونه ببينه ، نه من و تو ! پرستاري كه 20 ساله پرستاره ، پرستار حرفه ايه ، خبره اين كاره ، اينقدر جنازه و مجروح ديده كه اصلاً براش مهم نيست . بالاي سر روده پاره پاره مي تونه راحت ساندويچ بخوره ، گريه مي كنه ، مي گه نمي دونم 10 – 20 ساله نديدم يه مجروح اينجوري با دل من بازي كنه ... پرستاري كه مي گه من 20 ساله دارم توي آي سي يو كار مي كنم ، اولين باره كه براي يه مجروح ختم امن يجيب مي گيرم.اين كيه ؟!

اين امتحان كم نبودا . بارك الله ، خيلي خوب پشت سر گذاشتي . امتحان دوم چي بود ؟ امتحان دوم از امتحان اول خيلي بالاتره . فشاري كه بهت اومد ،‌ تو رو از ولايت و رهبري جدا نكرد .

نتيجه اي كه راجع به اين پرونده است كه فكر مي كنم روزهاي پايانيشه ، يقيناً اين دو سه روزِ اعلام نمي كنن ، براي اينكه هر سمت قضيه رو اعلام كنن با سفر رهبري منافات داره ، جو بايد آرام باشه ، بعد از سفر رهبري . من اينجوري حدس مي زنم .اما ما توي اين سفر نشون ميديم . حضور خودت رو بايد نشون بدي .من ملتمسانه خواهشم از برادرها و خواهرها اينه كه حضورشون رو نشون بدن . كه كور بشن اونهايي كه فكر مي كردن در امتحان دوم مردود مي شي .

به بركت خون شهداء مركز توجه شديد و اين توجه وقتي به درد مي خوره كه تو يادت نره كي بودي و فكر نكني توجه به توست ، توجه به شهيداست . توجه به صبر جانبازهاي ماست كه لبخند از روي لبهاشون كنار نمي ره .توجه به صبر خانواده هاست كه يه مورد اعتراض نكردن بچه مون چي شد ؟! هيچي ! كسي كه بچه اش همه زندگيش بوده . شهيد شاهچراغي همه زندگي مادرش بود ، سرش رو بالا مي گيره افتخار مي كنه . شهيد هاشمي تك تك افعالِ شهداي كربلا رو انجام داد . خودم بالاي سرش بودم كه ... نمي خوام دل خانواده هاشون با بعضي از خاطرات بسوزه . ولي عطش اباالفضل العباس(ع) رو چشيد ، عطش علي اكبر(ع) رو چشيد .

اينها كاري كردن كه تو درست سر جات قرار بگيري .

من به برادرها و خواهرهامون تبريك عرض مي كنم و ابراز خشوع و تواضع مي كنم بابت اينكه در امتحان دوم كه بسيار محكمتر و مشكلتر بود ، محكم ايستاديد و انشاءالله به زودي ما شاهد به انجام رسيدن اين ماجرا خواهيم بود . صبر شما حتماً نتيجه ميده و نتيجه خواهد داد . فعلاً فضاي ذهني مون رو مي بريم به اين سمت كه استقبال كنيم از نائب امام زمانمون .

 





نام:
ايميل: