آخرین مطالب

جمعه 16 اسفند 1392
12:30


راه و بیراه - جلسه سوم


* قبل از هر اقدامی برای یک بچه مسلمان واجب است یک نگاهی به خودش،

زندگی و رفتارش بکند و ببیند مسیر و هدف اصلی زندگیش چیست.

دلیل اصلی اینکه یک دین، یک معرفت، یا یک معنویت به انحراف دچار می‌شود

این است که مردم هدف اصلی خودشان را قبل از ورود به این مباحث تعیین نمی‌کنند.

* میزان معنویت اشک نیست، میزان معنویت فقط عبودیت و اطاعت است.

"قُلْ اِنْ کُنْتُم تُحبّونَ اللهَ فاتّبعُونی" اگر خداوند متعال را دوست دارید او را اطاعت کنید.

تحولات معنوی، تحولات رفتاری و تحولات تغییراتی است،

یعنی شما بعد از هر جلسه محرم یک تغییر هر چند کوچک در زندگیت انجام بدهی.

ما به سمت بندگی نرفتیم که احساس آقایی کنیم،

ما به سمت بندگی رفتیم که احساس بندگی کنیم،

ما آمده ایم که احساس تسلیم و انقیاد کنیم.

وقتی معنویت به صورت مُفت در اختیار ما قرار داده می‌شود

با مادیات از نظر رزق و روزی هیچ فرقی ندارد و

اگر تو بابت رزق مادی نه غر می‌زنی، نه ناشکری می‌کنی و

از اینکه ناشکری کنی می‌ترسی،

بابت رزق معنویت هم دقیقا باید همین گونه باشی.



راه و بیراه - جلسه سوم

یا هادی

سخنرانی حجت الاسلام سید محمد انجوی نژاد

محرم 1392

موضوع: راه و بیراه - قسمت سوم

 

در بحث راه و بیراه ما آرام، آرام همینطور درجه بیراه را کمتر می‌کنیم و درجه راه را افزایش می‌دهیم و انشاء الله شب های آخر که عمومی‌تر است، بیشتر راجع به خود راه صحبت کنیم.

"اکِنکار" یکی از عرفان های مدرن امروز است.

شاید یکی از محاسن و معایب عرفان های نو ظهور آکادمیک بودن آن ها است. آدم های دانشگاهی، آدم های کار کرده، آدم های عالم، این ها را پایه می‌گذارند، و "اکِنکار" جزء آخرین و به قول معروف در سطح جهانی، مدرن ترین عرفان است که مطرح شده است و از طرفی رد پای سازمان های جاسوسی من جمله "سی آی ای" را هم در طرح این عرفان می‌بینیم و حتی مبدع این عرفان و کسانی که قطب‌ها یا نفر اول این حلقه‌ها در رده‌های بعدی بوده اند، همه افسران نیروی دریایی و نیروی هوایی آمریکا هستند که بر روی این قضیه خیلی حساب باز کرده بودند. آن زمان که "اکنکار" را به جهان معرفی کرده بودند، تحت عنوان دین واحد جهانی معرفی کردند، یک چیز فرا دینی. این ادعای فرا دینی را در برخی از آقایانی که مدعی سلوک هستند هم دیده می شود. مثلاً "سای بابا" جمله مشهورش این است که - خیلی قدیمی‌تر از اکیستا هم است- من نیامده‌ام تا اسلام و مسیحیت را از بین ببرم، من آمده‌ام تا مسلمان، مسلمان بهتری باشد، مسیحی، مسیحی بهتری باشد و هندو، هندوی بهتری باشد.

"اکنکارها" با مطالعاتی که راجع به دین کردند، یکی از کارهایی که انجام دادند این بود که تمام مطالب خوب اسلام، مسیحیت و یهودیت، کابالا و حتی عرفان های شرقی را جمع کردند و یک کتابچه‌ای تحت عنوان کتاب این دین معرفی کردند که وقتی من مسلمان نگاه می‌کنم اسم پیغمبر خودم را در آن می‌بینم، من ایرانی که نگاه می‌کنم جزء قطب‌ها و حلقه‌های اصلی "اکنکار" شمس تبریزی و حافظ را می‌بینم یعنی یک کار دانشگاهی کردند. از ایران این ها، از شرق این و از یونان و روم چیز دیگری، همه را جمع کردند. از افلاطون و سقراط و حافظ و شمس در قسمت های مختلف بگیر تا پیغمبران عیسی، موسی، ابراهیم، داوود، پیغمبر تا امام صادق(علیهم‌السّلام) حرف های خوب را جمع کردند و به یک مجموعه‌ای که این مجموعه پر از حرف خوب است، تبدیل کردند. یعنی وقتی شما این مجموعه را می‌بینید احساس می‌کنید یک آدمی کشکولی از بهترین صحبت بزرگان دین های مختلف را جمع کرده است. در اینجا آن حساسیت در ما برانگیخته نمی‌شود و آن دین جهانی که مد نظر آمریکا است معرفی شود. در این بحث که آرام آرام جلوتر می‌رود مشاهده می کنیم غیر از اینکه جذب اولیه را دارند به سراغ مطلب دادن هم می روند. کلمات خیلی پیچیده و رده‌های پیچیده در نظر گرفته اند تا نشان بدهند یک دین با برنامه، با استراتژدی و با ایدئولوژی است.

 

+ اما نکات اساسی و پایه‌ای که دین را توسط عرفان

"اکنکار" و "اکیست ها" در جهان تضعیف می‌کند:

1- زیر آب تکلیف را می‌زنند. یعنی همیشه حق را به طور کامل به تو می‌دهند. هیچ وقت حق با خدا نیست همیشه حق با تو است! لذا در "اکنکار" وقتی به خدا می‌رسید یک موجود نرم، لطیف، مهربان را ملاحظه می‌کنید که هیچ توقعی از تو ندارد، هیچ عتابی به تو نمی‌کند و همیشه هم به تو بدهکار است! در واقع خدا ما را موجوداتی لوس خلق کرده است که ناز ما را بخرد! این گونه خدا یک مقدار خریدار دارد یعنی هیچ نگاهی به تکلیف در فرقه "اکنکار" اتفاق نمی‌افتد!

2- رسیدن به خدا را در یک چیزی تحت عنوان پرواز یا سفر روح معرفی می‌کنند. سه یا چهار کتاب مشهور "اکنکار" به اسم سفر روح است که در آن سفر این گونه می‌گویند: شما در دنیا می‌توانید با پرواز دادن روح خودت، به خدا برسی. این آدم اگر (مانند انحراف عرفان حلقه) بدترین یا بهترین آدم باشد، با فن پرواز روح می‌تواند به خدا برسد. در عرفان اسلامی و شیعی مرحوم ملا هادی سبزواری می فرماید: حکیم کسی است که دارای موت و مرگ اختیاری است. یعنی حکیم واقعی کسی است که می‌تواند روحش را پرواز دهد که در اصطلاح عرفانی و شیعی به آن خلع روح می‌گویند. اگر کسی حکیم باشد می‌تواند روح خودش را برای دقایقی از بدن خارج کند و وقتی روح از کالبد تن خارج شد دیگر قواعد فیزیکی زمان بر آن حاکم نیست لذا می‌تواند در پرواز روح حرکت کند، به طور مثال اینجا نشسته است یک دقیقه بعد نه، یک ثانیه بعد مشهد زیارت کند و برگردد که اسمش را طی الارض گذاشته اند. در عرفان اسلامی طی الارض و پرواز روح را داریم اما مسیر یک مسیر کاملاً حقیقی است. مرحوم آقا سید مریدالدین حسینی الهاشمی که یکی از افتخارات علمی استان فارس و شیراز هستند ایشان یکی از صحبت هایی که اوایل دولت نهم با دولت داشتند این بوده است که اگر ما هزینه را برای استفاده از منابع اصیل اسلامی گذاشته بودیم، بسیاری از این تکنولوژی ها را می‌توانستیم کنار بگذاریم، ما باید کاری می‌کردیم که در ممالک اسلامی اغلب مردم بتوانند طی الارض کنند. این بحث های هزاران سال است که در اسلام مطرح است و بر روی آن کار کرده اند.

 

»»» روش های "اکنکار":

1- روش تخیلی. می‌گوید آنقدر بر ذهنت فشار بیاور تا با خیالت پرواز کنی.

2- روش تفکری.

3- روش صوتی.

4- روش هیبنوتیزمی. که در این روش بیشتر احساس پرواز می‌کنید.

5- روش سوگماد. که روش اصلی این فرقه است. در این روش شما یک روش تلفیقی از یوگا و ذکر به کار می‌برید و از نظر فنی به پرواز می‌رسید. روش سوگماد برای پرواز روح یک روش یوگایی است که بیشتر آن تلقینی است. ولی در پرواز روح عرفان حقه تشیع، صدها مورد داریم و چیز عجیب غریبی نیست ولی بنای رسیدن به پرواز روح و رسیدن به عرفان شیعی سلوک و تقوا است. فرق عرفان های نو ظهور با عرفان اصلی این است که عرفان نو ظهور به شما می‌گوید تقوا لازم ندارید فقط کافی است این حرکات را انجام بدهید به خدا می‌رسید! ما به این اعتقاد نداریم که عرفان فیزیکی است، عرفان ماورایی است. پرواز روحی که با اعمال فیزیکی انجام می‌شود را هر آدمی می‌تواند انجام بدهد! پرواز روح یک مسیر عرفانی است که بر بنیان تقوا تأسیس می‌گردد. متاسفانه در عرفان های کاذب آن را فیزیکی می‌کنند یعنی بعضاً برای رسیدن به این مباحث به شما تغذیه می‌دهند. در عرفان های کاذب بین مواد روانگردان و سلوک ارتباط برقرار کرده اند! یعنی معتقدند مواد روانگردان انسان را به حالت پرواز می‌رساند! جوان از این حالت که به آسمان برسد لذت می برد، اما آیا اتفاق معنوی ای رخ می دهد؟!

مبانی اصلی که بعضی وقت ها باعث می‌شود من و شما به انحرافات دچار شویم یک مبانی کاملاً علمی است. قبل از هر اقدامی برای یک بچه مسلمان واجب است یک نگاهی به خودش، زندگی و رفتارش بکند و ببیند مسیر و هدف اصلی زندگیش چیست. دلیل اصلی اینکه یک دین، یک معرفت، یا یک معنویت به انحراف دچار می‌شود این است که مردم هدف اصلی خودشان را قبل از ورود به این مباحث تعیین نمی‌کنند.

دو هدف اصلی در خلقت می‌توانیم داشته باشیم. برای انسان هایی که در هر جای کره زمین هستند و هدف اصلی عبودیت و بندگی است، معمولاً هیچ انحرافی جواب نمی‌دهد و برای انسان هایی که در مسیر معنویت هدف اصلی آن ها خود است معمولاً تمام انحرافات جواب می‌دهد. وقتی نگاهی به سیستم انحرافی حاکم امروز بر جهان می‌کنیم بعضی از این کلمات را که بنده اشاره می کنم را به عنوان کلمات بسیار خبیث می‌شناسید. نازی ها، فاشیست ها و امپریالیسم. یعنی وقتی این کلمات را می‌شنوید احساس می‌کنید که از یک انسان های بسیار پست و کثیف صحبت می‌شود که کاری غیر از ظلم، جرم و جنایت ندارند. این کلمات همه و همه نوه‌های یک سری کلمات قبلی هستند. پایه اصلی تمام انحرافات اقتصادی، اعتقادی، اجتماعی و سیاسی در یونان باستان توسط یک فیلسوف یونانی در حقیقت تأسیس شد با تأسیس و تعریف کلمه "اُمانیسم". فیلسوف یونانی که بعدها در غرب او را حلوا، حلوا کردند و نظریاتش را دکترین حکومت‌های غربی و اعتقادات فلسفه غرب کردند. "امانیسم" یعنی انسان محوری. یک نازی چرا نازی شد؟ یک فاشیست چرا فاشیست شد؟ امپریالیسم بر چه معنایی تأسیس شد؟ می‌گویند: به آن زمانی که فیلسوفان غربی "امانیسم" را به عنوان محور قرار داده بودند بر می گردد یعنی انسان محور خلقت است. وقتی انسان محور می‌شود حتی در مقابل خداوند تبارک و تعالی که سجده می‌کنی برای این است که یک چیزی را به دست بیاوری و گرنه سجده نمی‌کنی. وقتی انسان محور بشود اصلاً حاضر نیستی هیچ معنویتی را بدون چشیدن نقدی مزه معنویت تجربه کنی. وقتی عبودیت کنار گذاشته می‌شود برای اینکه سینه بزنی و گریه کنی حاضر هستی مادرت را برنجانی! برای اینکه معنویت موضوع نیست موضوع این است که تو لذت ببری! "اپیکوریسم"  یا لذت گرایی از چه زمانی اتفاق افتاد؟ از وقتی که انسان محوری مبنا شد. فرق مملکت اسلامی با سایر ممالک باید در این نقطه باشد که سیستم حکومتی، فرهنگی و تربیتی این مملکت باید افراد را به سمت خدا محوری و عبودیت سوق بدهد نه به سمت این که انسان راضی بشود.

انسان ها باید رضایتشان را طبق آیه شریفه قرآن این گونه بگیرند: "رَضیَ اللهُ عَنْهُم و رَضُوا عَنْه" یعنی خدا از ما راضی باشد ما هم از خدا راضی باشیم. اگر قرار است انسان به لذت یا رضایتی برسد شرط رسیدن به این لذت و رضایت این است که خدا راضی باشد نه این که انسان راضی بشود لذا بعضی از کلماتی که زیاد استعمال می شود مانند دموکراسی که در معنای رأی گیری و سیاسی آن کاملاً مورد تائید است ولی همین دموکراسی از فرزندان "امانیسم" است. یعنی در دموکراسی غربی شما برای اعتقاداتت هم رأی می‌گیری. حجاب داشته باشیم یا نه؟ رأی می گیریم! مشروب خورده شود یا نه؟ رأی می گیریم! ما می‌گوییم در دموکراسی مردم می‌توانند به یک حکومتی رأی بدهند که قاتل باشد، این مربوط به چه چیزی است؟ به راضی کردن مردم بر می گردد. اگر یک عرفانی مانند همین "اکیست ها" یا عرفان های هندی یا "سای بابا" و "اوشو" یا هر عرفان دیگری بر سر کار بیایند چه کار می کنند؟ دست بر روی نقطه ضعف شمای معنا گرا و معنویت طلبی می‌گذارند که فکر می‌کنی معنویت باید به تو لذت بدهد. نکته مهم این است که جوان و بزرگسال دوست دارد معنویت، اثر لذت بخش جسمی برای او داشته باشد. در بحث اشک و گریه می دانیم که گریه اثر فیزیکی بر ما می گذارد. وقتی گرمای اشک را بر پهنای صورت احساس می کنی، آرامش قلبی به تو می دهد و عقل حساب می کند که این اشک ها بار گناهان را کمتر می کند، آرامش روحی پیدا می کنی و از این که خدا تو را بخشیده است احساس لذت می کنی و خدا را بابت اثرات اشک شکر می کنی ولی دقت داشته باشید که اشک فیزیکی است.

میزان معنویت اشک نیست، میزان معنویت فقط عبودیت و اطاعت است.

"قُلْ اِنْ کُنْتُم تُحبّونَ اللهَ فاتّبعُونی"؛

اگر خداوند متعال را دوست دارید او را اطاعت کنید.

 

دهه محرم بساطی است که شبی یک  حسنه را اطاعتی به اعمالمان اضافه کنیم و

یک گناه را اطاعتی از اعمالمان کم کنیم.

اگر تغییرات مطلوب مورد رضایت امام در زندگی تو اتفاق افتاد،

شب خوبی بوده است چه گریه کرده باشی چه نکرده باشی.

اگر این اتفاق نیفتاد، اشک تاثیر فیزیکی و ثواب دارد. آیا از دریای فیض محرم ما به دنبال همین هستیم؟! این آدم  نقطه ضعف پیدا می‌کند، نقطه ضعفش چیست؟ این آدم منتظر دیدن اثر فیزیکی از عبادات متافیزیکی، ماورایی و غیر فیزیکی است. چون دنبال این می گردد و نقطه ضعف دارد عرفان کاذب بر روی نقطه ضعف، انگشت می‌گذارد. صوفیه روی این نقطه ضعف انگشت می‌گذارد، این آدم دوست دارد وقتی سرش را چهل، پنجاه دقیقه می‌چرخاند، حال خوشی که به او دست می‌دهد را ملموس ببیند. این ها تحولات فیزیکی معنوی است حسنه محسوب نمی شود.

تحولات معنوی، تحولات رفتاری و تحولات تغییراتی است یعنی شما بعد از هر جلسه محرم یک تغییر هر چند کوچک در زندگیت انجام بدهی. در بدی یک اصلاح کوچک و در خوبی هم یک اصلاح کوچک انجام بدهی که این مد نظر اهل بیت(علیهم السلام) است. فریبی که ما از عرفان های کاذب می‌خوریم فریبی است که به دلیل "امانیست" بودن خودمان می‌خوریم، یعنی ما احساس  کردیم در ارتباط من و خدا، من باید راضی باشم نه خدا! رضایت خداوند تبارک و تعالی به اطاعت و تسلیم و انقیاد ما برمی‌گردد. ما رضایت خدا را وقتی می توانیم داشته باشیم که مسلمان باشیم، تسلیم باشیم. اینکه من راضی باشم معنایش عبودیت نیست، در این صورت جای عبد و الله عوض می‌شود. در این میان لطف و فضل الهی شامل ما شده و باعث شده است که برخی اوقات در مسائل معنوی احساس لذت جسمی هم بکنیم، خدا را هم شاکریم. باید قدر دینداری راحت در آخرالزمان را دانست، در قدیم برای دینداری مردم شکنجه می شدند!

اما در این دام هم نمی افتیم که ما سمت عبودیت نرفتیم که احساس ربوبیّت کنیم،

ما به سمت بندگی نرفتیم که احساس آقایی کنیم،

ما به سمت بندگی رفتیم که احساس بندگی کنیم.

ما آمده ایم که احساس تسلیم و انقیاد کنیم.

وقتی معنویت به صورت مُفت در اختیار ما قرار داده می‌شود

با مادیات از نظر رزق و روزی هیچ فرقی ندارد و

اگر تو بابت رزق مادی نه غر می‌زنی، نه ناشکری می‌کنی و

از اینکه ناشکری کنی می‌ترسی،

بابت رزق معنویت هم دقیقا باید همین گونه باشی.

چرا نیمه پر لیوان را نمی بینی؟! به جای اینکه بگویی چرا اشک ندارم بگو الحمدلله میان هفت میلیارد انسان من توفیق حضور در مجلس امام حسین(علیه السلام) را پیدا کردم، الحمدلله سالم هستم، زبان و دست دارم. خدا رو شکر کنیم در زمانه ای هستیم که با کیف کردن، پاک می شویم. انسانی که شکر نمی‌کند و در معنویات زیاده می‌خواهد این انسان یقیناً نقطه ضعف لازم را برای اینکه عرفان های کاذب بر روی آن کار کنند، دارد. انسانی که نمی داند پرواز روح، مسیرِ ملا هادی های سبزواری و مرحوم بهلول هاست، معلوم است که در دام  "اکنکار" می‌افتد، برای اینکه زود و زیاده می‌خواهد.   





نام:
ايميل: