آخرین مطالب

یکشنبه 22 دی 1392
12:30


سیاست انتظار - جلسه دوم


+ در کوران تکنولوژی غرب متأسفانه اخلاق کلاً فراموش شده است.

+ مسائل اخلاقی و عاطفی و روحی هیچ جایگاهی ندارد.

این را هم باید درک کنیم، یعنی اگر خواستیم به اون ها نزدیک بشویم یادمان باشد این آفت را از اون ها نگیریم.

مسیر تکنولوژی غرب گرچه خیلی از ما جلوتره اما مسیری هست که آرام آرام دارد به سقوط نزدیک می‌شود.

 دلیل سقوط شوروی این بود که عاطفه، اخلاق و انسانیت در اونجا هیچ جایگاهی نداشت.

این مسیری است که سیستم غرب هم در پیش گرفته است.

+ بچه شیعه درک کن! دوره‌ی بعد مال شما هست. از الان برایش برنامه ریزی داشته باشید.

+ باید از نظر تکنولوژی هم پیشرفت کنیم.

در روز ظهور مهدی(عج) قرار هست ما مملکت را بچرخانیم،

پس برای آن زمان ما در کنار اخلاق و عقاید اسلامی، باید از نظر تکنولوژی هم حرفی برای گفتن داشته باشیم و

اگر تلاش نکنیم، فرج آقا(عج) باز هم عقب می‌افتد، این خیلی مهم است.
 

                                       

 



سیاست انتظار - جلسه دوم

یا مُنْتَقِم

سخنرانی حجت الاسلام سید محمد انجوی نژاد

سال 1382

موضوع: سیاست انتظار - قسمت دوم

در قسمت اول سیاست انتظار سیر حرکت‌هایی که تا به حال داشتیم را بیان کردیم، حرکت هزار و سیصد و چهل و دو ، حرکت‌های بعد از چهل و دو ، حرکت پنجاه و هفت تا پنجاه و نه و حرکت پنجاه و نه تا شصت و هشت و در نهایت حرکت سال شصت و هشت به بعد را خدمتتان گفتیم. همین‌طور غفلت‌هایی که تا آرمان‌گرا و نسل بی‌گناه که در میان این همه تفاوت قرار گرفته و هیچ راه چاره‌ای برایش نمانده است.

القاء و ایجاد فرهنگ تجارت‌منشی و سوداگری، نگاهی که می‌گوید: کار کن پولت را بگیر، حتی این طرز فکر در کارهای فرهنگی هم رسوخ پیدا کرد. گفتند: به جای این‌که دنبال نیروی بسیجی متعهد بگردیم، برویم متخصص بیاوریم، پول بهشان بدهیم کار کند. کار به جایی رسید که مثلاً نماز جماعت‌ها کُنتراتی و شرکتی شدند. شرکت‌هایی پیدا شد که نماز جماعت مدارس را راه می‌انداخت، پولش را هم می‌گرفت! نماز کُنتراتی، کاروان‌های زیارتی کُنتراتی و... کاری به این ندارند که آیا این نماز جماعت رشد اخلاقی هم به افراد می‌دهد یا نه؟  آیا این کاروان زیارتی در سفر و زیارت ارتباط و حضور قلبی ایجاد می‌کند؟ پولش را می‌گیرد و خیلی مادی سرویس می‌دهد، فرهنگ تجارت منشی و سوداگری همه جا حاکم شد. رفتند دنبال نیرویی که فقط متخصص باشد، دلیل‌شان هم این بود که درسته متعهدین پول نمی‌گیرند، ولی خوب هم کار نمی‌کنند، می‌گویند: خب نمی‌خواهیم، ما کار خوب می‌خواهیم، پول هم می‌دهیم، این فرهنگ باب شد تا جایی که متعهدی که خوب کار می‌کرد همان اول می‌آمد می‌گفت پول من را بدید تا کار کنم، کار که در همین کانون ماهم تو یک بُرهه‌ای اتفاق افتاد. یعنی نیروهای بسیجی که داشتند خوب کار می‌کردند یک دفعه در بین‌شان توقعات مادی ایجاد شد و آمدند برای کارشان حساب کتاب کردند، این فرهنگ سوداگری است. لذا آفت کار فرهنگی این است که نیروی فرهنگی سوداگر و تجارت‌منش بشود. پس با این اخلاقی که در جامعه ایجاد شد و این دید اقتصادی، آرام آرام فرهنگ و اخلاق بسیجی و حزب اللهی و آرمان‌هایی که امام خمینی (ره) ساخته بود، مثل جهاد سازندگی که نیروهایش می‌رفتند مجانی کار می‌کردند از این جامعه رخت بر بست.

+ نهادهای فرهنگی ما چکار کردند؟

کار فرهنگی از کار عشقی تبدیل به کار پولی شد و کار فرهنگی به یک شغل تبدیل شد. فرد پولش را می‌گیرد و کار می‌کند. ساعت کاری دارد تا ساعت دو می‌ایستد، یک ربع به دو هم باید برود، اگر بیشتر بخواهد بایستد باید اضافه کاری بهش بدهید. این فرهنگ باعث شد که نهادهای فرهنگی دیگه کار اخلاقی نکنند چون دیگه تأثیری که باید داشته باشد را ندارد و الان دیگه کار به جایی رسیده است که نهادهای دولتی هم می‌گویند: شما اگر کار دولتی هم بخواهید بکنید، کارتان تأثیر ندارد. دلیلش این است که در کار دولتی فرهنگ سوداگری و تجارت‌منشی در بین افراد جا افتاده است، آنها هم مثل نیروهای بسیجی نمی‌توانند کار کنند، کار باید فقط برای خدا باشد تا جواب بدهد. این موضوع باعث شد خیلی از نیروهای متعهد هم بیکار شدند، چون کار فرهنگی جواب نمی‌دهد. تبلیغات کلان جواب نمی‌دهد، هر چی برنامه‌های مختلف اجرا می‌کنیم جواب نمی‌دهد.  مثلاً اگر می‌خواهیم فلان مطلب را بزرگ کنیم که همه بفهمند، همه نمی‌فهمند، یک قشر خاصی می‌فهمند، عموم مردم از این برنامه‌ها روی گردان شدند.

□ در نهایت به این‌جا رسید که خود نهاد فرهنگی آمد یک سیاست اشتباهی را اتخاذ کرد و آن سیاست اشتباه هم این بود که گفتند: شلوغش کردیم، تقصیر خودمان است، نشستند بررسی کردند که تقصیر خودمان است، به مردم سخت گرفتیم. دین این نیست، دین خیلی راحت‌تر است، ما هم قبول کردیم گفتیم درست است.

□ اما اشتباه چی بود؟

حرف درست، نتیجه اشتباه! نتیجه اشتباه این بود که مثلاً نمره‌ام بیست بود، به من گیر دادند که چرا نمره‌ات بیست هست، تو باید پانزده بشوی یا اونی که نمره‌اش ده بود گفتند: باریک الله نمره‌ات خیلی خوب هست. یعنی این‌که آمدند در جامعه برنامه‌ای تدارک دیدند که به آن‌هایی که در سطح پایین بودند هم نگفتند شما بیایید بالا، با این‌کار می‌خواستند تعدیل بوجود بیاورند. اما این معنای تعدیل نیست.

□ مگر شما نهاد فرهنگی نیستید؟

آحاد جامعه چند گره هستند. یک گروه خواص هستند، یک گروه نیمه خواص هستند، یک گروه عوام هستند و یک گروه زیر عوام هستند، خیلی کلاس‌شان پایین هست. شما باید برنامه‌ات این باشد که همه را آرام، آرام بکشانی به سمت خواص، نه این‌که همه را در سطح عوام یا زیر عوام نگه دارید. ولی نهاد فرهنگی برای کسانی که در سطح ده و دوازده بودند برنامه‌ای نداشت که آنها را به سمت بیست بکشد. یعنی مثلاً اگر این نهاد برای یک قشری که نمره شون دوازه و سیزده است یک کنسرت برگزار می کند که خیلی هم کار خوبی است، این کنسرت باعث نمی شود که نمره آن ها شانزده بشود. تازه به من هم که نمره‌ام شانزده است ایراد می‌گیرند که تو چرا نمی‌آیی دوازه و سیزده بشوی؟ و اگر بهشان بگویم که برای من یک برنامه‌ای بریز که نمره‌ی شانزده خودم را هفده کنم، در بحث فرهنگ و اخلاق، می‌گوید برنامه‌ای برای شما ندارم! آن کار حوزه است، کار دین است، دقت کردید؟ این اشکال در نهادهای فرهنگی ما پیش آمده و به خاطر آن افراط قبلی افتادیم توی تفریط فعلی.

توی هر کشور اگر نیروهای طرفدار نظام نداشته باشند، نمی‌توانند مملکت را بچرخانند. ماها داریم توی جمهوری اسلامی زندگی می‌کنیم، ببخشیدا! ولی اکثریت ماها برای حاکمان جمهوری اسلامی، شدیم بچه‌ی اندری، بچه‌ی ناتنی، بیشتر برنامه‌ها برای آن عده خاص است و اول برای اونها برنامه ریزی می‌کنند، بیشتر رسیدگی به اونها است. ماها دیگه جایی نداریم، بنده اگر بخواهم احیاناً برای تفریح جایی بروم، جایی برای من درست نکردند. آخه ما ظلم نکردیم که لباس داریم، بنده بخواهم سینما بروم هیچ سینمایی نمی‌توانم بروم برای این‌که همه نمره‌ها سیزده است، جایی برای اونهایی که نمره‌هاشان بالاتره نیست. بنده‌ی فرضی را می‌گویم، من خودم که نمره‌ام دو هست! اونها هیچ جایگاهی ندارند. به جرم این‌که اقلیت هستند اصلاً دیده نمی‌شوند. بابا! خب قرآن هم گفته است. "قلیلٌ مِنَ الاخرین" نباید نهاد جمهوری اسلامی برای این قلیل هم برنامه داشته باشد؟ این هم آدم هست، همین فردا جان می‌دهد برای تو، همین می‌رود سینه‌اش را سپر می‌کند، تا اون اکثریت باز هم راحت باشند. اگر این نباشد اصلاً اون اکثریت نمی‌تواند برنامه تو را استفاده کند. یعنی دیگه اصلاً خودی‌ها، به معنای اونهایی که نزدیک‌ترند و بیشتر برای نظام مایه می‌گذارند محلی از اعراب ندارند، و می‌بینیم در یک جلسه پرسش و پاسخ، یک قیافه‌ای که قشنگ مشخص هست با ما اختلاف فکری دارد می‌آید و از ما سؤال می‌کند خیلی خوب و قشنگ با خنده جوابش را می‌دهیم اما کسی که یک قیافه مذهبی دارد و سؤال می‌کند عصبانی می‌شویم و می‌گوییم: اصلاً شما که خودی هستید چرا همچنین چیزی می‌پرسی و... ؟ بابا اگر من خودیم که باید بیشتر من را تحویل بگیرید. الان چنین رفتارهایی رایج شده است. می‌گویید نه؟ فردا یکی از شماها قیافه‌اش را کاملاً مذهبی کند. یکی هم قیافه‌اش را غیر مذهبی کند. (نمی‌گویم اونهایی که قیافه‌هاشان غیر مذهبی هست مشکل دارند ها! نه می‌گویم که یک قیافه‌ای درست کند که رسماً بگویند مشکل دارد.) یعنی مثلاً یک پیراهن بپوشد رویش پرچم آمریکا باشد. یا با لباسش یک شعار بدهد، دو تایی با هم بروید توی یک تشکیلاتی، این یکی را بیشتر تحویل می‌گیرند، چرا؟ می‌گویند آقا باید جذب بشود، خیلی خب شما حالا اونی که قبلاً جذب کردید را دفعش نکنید، بعد اون یکی را هم جذب کنید. توی همین مجلس هم ممکن است این اتفاق بیفتد. مثلاً دم در ایستاده دارد خوش آمد می‌گوید برای بچه‌های عادی زیاد تحویل نمی‌گیرد، اما یک کسی که می‌داند باهاشون اختلاف فکری دارد بیشتر تحویل می‌گیرد، خیلی این کار درست است. باید باشند، اما این گروه اولی که قبلاً جذب کردید را چرا فراموش کردید. نیروهای اصلی انقلاب و نظام الان کجا هستند؟! آیا با این سیستم واقعاً داریم حکومتی درست می‌کنیم که زمینه ساز حکومت مهدی (عج) هست؟

یا مثلاً دقت کنید در خیلی جاها توی کاریکاتورها، سریالها، تلویزیون و... آدمهای احمق، نفهم، عقب افتاده، افراطی و کثیف و ژولیده بی‌فرهنگ را با قیافه‌های مذهبی و اسم‌های حسین، تقی و حسن نشان می‌دهند و اونهایی که واقعاً اهل فکر و عاقل هستند را با قیافه‌های غیر مذهبی و اسم‌های آنچنانی، این دارد چی را القاء می‌کند؟ مقام معظم رهبری(مد ظله العالی) سال هشتاد و یک را سال عزت و افتخار حسینی اعلام کردند، از صدا و سیما سه تا سریال کمدی پخش شد که بسیار هم پر بیننده بود، این سریال‌های کمدی سه نفر آدم خنگ، بد اخلاق، سوپور و... داشت که هر سه تا اسمشان عزت بود! برای اولین بار در صدا و سیمای ما کلمه‌ی عزت پیدا شد، در قالب سه تا آبدارچی که سه‌تایی، یکی‌شان منفور بود، یکی عقب افتاده و یکی هم احمق، این شد پاس داشتن از سال عزت و افتخار حسینی! یک دفعه یادشان آمد که عزت‌ها باید سوپور باشند. این یعنی چی؟ یعنی دارند کار می‌کنند دیگه، یک وقتی می‌گویند باید جذب نیرو داشته باشید، خیلی خوب ما که خودمان این کاره‌ایم. ما که عاشق مردم هستیم، خاک پای مردم هم نمی‌شویم، "ایران برای ایرانیان" را ما از همه بیشتر قبول داریم. حرفی روش نیست، بابا! خب آدم یک سری خودیهایی دارد که اینها هم ارکان نظام هستند، پس این‌ها را می‌خواهید چکار کنید؟ این‌ها تا دیروز جان دادند، فردا هم باز اگر لازم بشود جان می‌دهند، یعنی فردا هم باز این‌ها می‌آیند سر کار.

پس با این روش‌ها اونهایی که اهل درک و فکر و فهم بودند، یک مشکلاتی پیدا کردند. این بدبختها یک دفعه ماندند در مقابل چند جبهه‌ای که مقابل‌شان به مبارزه باز شد.   

◄ جبهه 1:

نفس. "انّ النّفسَ لَامّارةٌ بالسّوءِ" ممکن است خیلی‌ها برایشان مهم نباشد که حالا امروز چقدر بندگی کردند ولی این‌ها غصه می‌خوردند، این‌ها الان دارند درد می‌کشند، حساب و کتابهای‌شان با خدا جور در نمی‌آید، مشکل دارند، فشار شدید روحی روی این‌ها است. بابت این‌که می‌بینید در حساب و کتاب‌های بندگی‌شان کم آوردند و نسبت به خداوند بدهکار هستند. جبهه‌ی نفس، جبهه‌ی خیلی وسیعی هست. هر جایی هم رفتند و قدم گذاشتند چون برای شیطان، آدم‌های خطرناکی بودند، شیطان، جن و انس به این‌ها نیرو وارد کردند و نفس این‌ها را تقویت کردند، این بدبختی‌ها همین نفس‌شان را که بتوانند جمع و جور کنند خیلی کار کردند. این جبهه اول.

◄ جبهه 2:

نیازهای فعلی و فوری که در مقابل‌شان هست. مثلاً یک آشوبی توی شهر می‌شود و شما باید فوری واکنش نشان بدهید، آموزش دیدید؟ ندیدید؟ روی نفست کار کردید؟ و ... الان باید این‌کار را بکنید. یک وقت توی اتفاقات فوری، می‌بینید یک دفعه عقل این‌ها کم می‌آورد. سریع باید تصمیم بگیرد و کار را انجام بدهد.

◄ جبهه 3:

نیازهای یک دفعگی نظام. یک دفعه می‌بینید فلان کمبود در نظام پیش می‌آید، مسائل اقتصادی، مسائل فرهنگی شدید که این‌ها هم دغدغه‌ی فکری این‌ها شد. هر چی نگاه کردند یک الگویی پیدا نکردند تا ازشان یاد بگیرند، هر چی سؤال کردند ما در برخورد با جوانان چکار کنیم؟ هر چی به سمینارها نگاه کردند و ... دیدند هیچی نیست، مجبور شدند باز خودشان فکر کنند.

◄جبهه 4:

کیان دینی. دیدند شدیداً حریم و چهارچوب دین مورد هجوم واقع شده، پشت سر هم شُبهه، هنوز شُبهه اول دفع نشده شُبهه بعدی. متعهد و دلسوز واقعی ما آمد مشکل جوان را حل کند، دیدند مشکل مالی دارد، گفتند: برویم این را درست کنیم، دیدند مشکل ازدواج هم دارد، مشکل شهوانی هم دارد، گفتند: این هم باید حل بشود، آمد از این طرف جمع کنند دیدند مشکل درسی دارد، گفتند: این مشکل را حل کنم دیدند شُبهه پیدا شده است. کیان دین‌شان در خطر است، باز آمد این را جمع کنند دیدند نسبت به نظام مشکل پیدا کرده است، گیج شد، ما بالاخره چکار کنیم؟ نمی‌رسیم، نمی‌توانیم، دلسوزان واقعی این وسط ماندند، ایرادات و شُبهات از در و دیوار می‌بارید. نهادهای فرهنگی که باید این کارها را انجام می‌دادند، ندادند و نه تنها کمک این نسل فهیم نکردند بلکه آمدند سد هم بوجود آوردند که شما چکاره هستید؟! مملکت خودش نهاد فرهنگی دارد. اگر می‌خواست یک دانه مجوز بگیرد باید بیست سال می‌دوید. شما ببینید سینماگرهای متعهد ما همه مشکل‌شان این است، می‌گویند: به همه جواز می‌دهید چرا کار ما را از همه عقب‌تر می‌اندازید؟ چرا با ما مثل بچه ناتنی برخورد می‌کنید؟ نهادهای فرهنگی دولتی هیچ سرویسی به این نسل نمی‌دهند. الان اگر بنده بخواهم یک برنامه‌ای برگزار کنم مثلاً با خصوصیاتی که فقط خودشان می‌پسندند، سریع وام می‌دهند، جا هم می‌دهند و ... اما اگر بخواهم یک برنامه دینی و مذهبی برگزار کنیم، توی این مملکت، جایگاهی نداریم، کلی گیر داریم. هنوز سرگرم این جبهه بودند، یک جبهه دیگه باز شد.

◄جبهه 5:

جبهه‌ی متدینین مُتحَجّر! اولین و آخرین باری که امام خمینی (ره) توهین می‌کنند و لفظ، "خر مقدس‌ها" را در صحبت‌شان بکار می‌برند، همین یک بار بود، فرمودند: ضربه‌ای که ما از این‌ها خوردیم، از دشمنان هم نخوردیم. با ذکر و دعا و پیشانی پینه بسته و ... اینقدر به دین، اسلام و جامعه ضربه زدند. این را دیگه چکار کنیم؟ کسانی که در جامعه نبودند و درک نمی‌کردند زمانه پیشرفت کرده است، نمی‌دانند شعارها و اصول همان قبلی‌ها است. با یک مقدار تفاوت‌های ظاهری، اما اصول یکی هست.

◄ جبهه 6:

جبهه دشمنان خارجی. بعد هم در رأس همه‌ی این‌ها با هجوم همه جانبه دشمنان خارجی روبرو شدیم، از زمین و هوا، دریا، دین، فرهنگ و مذهب حمله کردند. پس این چند جبهه در عصر انتظار باز شد در برابر منتظرین واقعی که می‌خواستند برای حکومت امام زمان (عج) زمینه سازی کنند.

■ اما غفلت‌های ما:

1- غفلت از شرایط حاضر:

قرن حاضر بیست و یک هست و ما هنوز برای سرویس دادن قطارهایمان مشکل داریم، در حالی که شیراز، سومین شهر یا چهارمین شهر کشور هست ما هنوز ریل قطار نداریم! در خیلی از ممالک غربی خیلی راحت دارند تا کره ماه می‌روند و برمی‌گردند، اما ما برای مسافرت داخلی‌مان مشکل داریم! خیلی عقب هستیم. هنوز کوچه‌های شهرهای‌مان آسفالت نشده است، ولی در اونجا از زمین و زیر زمین و هوا دارند رفت و آمد می‌کنند. از نظر تکنولوژی متأسفانه ما شدیداً عقب هستیم. درک کنید، ما در مقابل غرب واقعاً یک مملکت وحشی به معنای بیابانی از نظر تکنولوژی هستیم. خیلی عقب هستیم، سیستم اداری ما، سیستم ارتباطی ما، سیستم حمل و نقل ما، سیستم مخابراتی، سیستم صوت و تصویر ما و همه سیستم‌هایی که با تکنولوژی در ارتباط است، عقب مانده هست.

فاصله، فاصله چند صد ساله است و متأسفانه یکی از اشکالات بزرگ این است که قدر خودی‌ها را ندانستیم و الان جوانان مستعد ما دارند برای اونها کار می‌کنند آمار فرار مغزهای ما بسیار بالا است. طرف، توی کنکور و المپیاد اول شده بعد ما انگار نه انگار، اصلاً رهاش کردیم در حالی که اگر مثلاً فوتبالیستی مجروح بشود هم توی تلویزیون نشانش می‌دهند و هم همه بهش سر می‌زنند، برایش برنامه ریزی می‌کنند. اما هیچ کس برای مغزهای ما برنامه‌ای نداشت که مثلاً یک تشکیلاتی باشد که این‌ها را جذب کند. البته جدیداً یک قانونی توی مجلس تصویب شده که قانون قشنگی هست و نفرات اول کنکور و المپیاد را استخدام رسمی می‌کنند، نمی‌شود بگویید دیر شده است چون ماهی را هر وقت از آب بگیرید تازه است، ولی یک کم دیر شده، خیلی‌هایشان رفتند. ما یک سیستمی نداشتیم که این‌ها را سریع وصل کنیم. خلاصه از نظر تکنولوژی عقب هستیم.

2- نکته‌ی دیگه این‌که در کوران تکنولوژی غرب متأسفانه اخلاق کلاً فراموش شده است.

مسائل اخلاقی و عاطفی و روحی هیچ جایگاهی ندارد. این را هم باید درک کنیم، یعنی اگر خواستیم به اونها نزدیک بشویم یادمان باشد این آفت را از اونها نگیریم. مسیر تکنولوژی غرب گرچه خیلی از ما جلوتره اما مسیری هست که آرام آرام دارد به سقوط نزدیک می‌شود. شرق چیز کمی نبود، شوروی چیز کمی نبود، بعضی از ماها فکر می‌کنیم شوروی نسبت به آمریکا عقب افتاده بود، نه آقا! خیلی قوی بود. سیستم اطلاعاتی کاگِبه هنوز که هنوزه توی جهان نمونه است. سیستم فضایی اونها و تسلطی که به آسمان داشتند هنوز تک هست. حتی توی مسائل دیگه، خیلی پیشرفت داشتند، سیستم‌های فیزیکی و متافیزیکی روسیه الان هم خیلی قوی هست.

اما با این همه پیشرفت، چرا شوروی منسوخ شد؟ دلیل سقوط شوروی این بود که عاطفه، اخلاق و انسانیت در اونجا هیچ جایگاهی نداشت. این مسیری است که سیستم غرب هم در پیش گرفته است.

»» این یعنی چی؟ یعنی بچه شیعه درک کن! دوره‌ی بعد مال شما هست. از الان برایش برنامه ریزی داشته باشید. چرا؟ من یک تحلیلی در مجله نیویورک تایمز خواندم، توی این تحلیل، علل ممانعت فرانسه از حجاب در دبیرستان‌ها را بیان کرده بود، اول که در این مقاله این عمل فرانسوی‌ها را نقد کرده بود و نوشته بود، این اصلاً با اصول انسانی منافات دارد، فرانسوی‌ها دارند اشتباه می‌کنند. خیلی منصفانه نقد کرده بود، که نباید همچنین کاری بکنند. این با هیچ منطقی جور در نمی‌آید ما که اینقدر ادعای آزادی و دموکراسی داریم با این کار آبروی آزادی و دموکراسی ما هم می‌رود و درخواست کرده بود از دولت‌مردهای فرانسه که این کار را با انسان‌ها نکنید. انسان‌ها در پوشاک و ابزار عقاید دینی کاملاً آزاد هستند. بعد آمده بود دلایل فرانسه را گفته بود. دلیل اول این بود که هرگونه شعار دینی در محیط‌‌های آموزشی و هرگونه تبلیغ ممنوع است. بعد گفته بود، این‌ها تبلیغ پوشاکی هست! در جوابش گفته بودند، که اگر این‌طور باشد تمام لباس‌ها را باید حذف کنیم همه لخت بیایند توی خیابان، برای این‌که هر لباسی ممکن است تبلیغ یک شرکت یا یک مذهب و... باشد خلاصه جوابش را داده بود. بعد مجله نیویورک تایمز آمده بود دلیل اصلی‌ای که فرانسه از حجاب ممانعت می‌کند را نوشته بود. گفته بود، اصلش یک کلمه است، فرانسه از رشد اسلام در کشورش می‌ترسد. عین جمله این بود، "فرانسه از رشد روزافزون و فزاینده و غیرقابل کنترل اسلام در کشورش می‌ترسد" یعنی ببینید ما مسلمان‌ها درسته که تکنولوژی‌مان ضعیف است اما اون آرمان‌هایی که داریم، آرمان‌هایی که قبلاً گفتم، اینقدر قوی هست که دارد این تکنولوژی را به زانو در می‌آورد و ما برای فردا که اعتقاد آرمانی‌مان هست که، "و نُریدُ انَّ مُنَّ عَلی الذّینَ اسْتُضْعِفوا فی الارض و نَجْعَلَهُم ائمة و نَجْعَلَهُم الوارثین" باید از نظر تکنولوژی هم پیشرفت کنیم. در روز ظهور مهدی (عج) قرار هست ما مملکت را بچرخانیم دیگه. پس برای آن زمان ما در کنار اخلاق و عقاید اسلامی، باید از نظر تکنولوژی هم حرفی برای گفتند داشته باشیم و اگر تلاش نکنیم، فرج آقا (عج) باز هم عقب می‌افتد، این خیلی مهم است. یعنی ما باید برای این موضوع هم یک برنامه‌ای داشته باشیم. چون می‌دانیم مهدی (عج) می‌آید، اما متأسفانه هیچ برنامه و استراتژی‌ای نداریم. وقتی یهود و صهیونیست برای مهدی (عج) که گمان می‌کند می‌آید، استراتژی می‌گذارد و می‌گوید احتمال آمدن مهدی (عج) شیعیان هست، استراتژی داشته باشیم که چگونه برخورد کنیم، چگونه مقابله کنیم، چگونه بجنگیم و وقتی شکست خوردیم چگونه دوباره نیروسازی کنیم، اونها اعتقاد دارند که شکست می‌خورند. بعد از شکست چگونه بازسازی کنیم و دوباره شروع کنیم و حکومت را پس بگیریم؟ لذا آمدند برنامه ریزی کردند و گفتند باید تمام اون کشورهایی که اگر مهدی (عج) بیاید و "اناالمهدی" بگوید، این‌ها لبیک می‌گویند، را یک جورهایی در بند کنیم. بانکدار صهیونیست انگلیسی یک جمله جالبی دارد، می‌گوید "باید تلاش کرد تا کشورها ناگزیر شوند وام بگیرند و وقتی وام گرفتند دیگر خلاصی ندارند" لذا بانک‌های جهانی راه انداختند، وام‌های کلان با بهره‌های چند برابر دادند.

حالا کار نداریم که این اقدامات چقدر مؤثر بوده است، اما باید مراقب باشیم و ای کاش وقت داشتیم، مشکلات مملکت‌مان کمتر بود، زودتر این سیاست‌های بانک اسلامی و گفتگوی تمدن‌ها را جدی می‌گرفتیم. فعلاً که بازی هست در حد خانه ساختن و ساختن‌مان و چهارتا پژو و پرشیای بیشتر و اشتغال زایی برای چهارتا کارمند و ... هست اما ای کاش وقت داشتیم و خیلی جدی‌تر به این مسائل نگاه می‌کردیم. 1- سیستم بانکی اسلامی 2- سیستم ارتباطی اسلامی (اینترنت) 3- گفتگوی تمدن‌ها.


لینک صوتی





نام:
ايميل: