آخرین مطالب

شنبه 10 خرداد 1393
12:30


شرح مناجات شعبانیه


* امام خمینی(ره) می فرمایند: مناجات شعبانیه است كه انسان را برای ماه رمضان

آرایش و زینت می دهد!

* مقام معظم رهبری(مد ظله) می فرمایند: در این دعا حالت استغاثه، انابه، ندبه و تضرعه،

یه حالت عاشقانه ست،

یعنی مثل این كه یه عاشق و معشوق دارن با هم صحبت می كنن.

عاشق خواهشی داره و معشوق داره گوش می ده.

می فرمایند: مناجات شعبانیه به این حالت مطرح شده.

 



شرح مناجات شعبانیه

یا حبیب
سخنرانی حجت الاسلام سید محمد انجوی نژاد
سال 1384
موضوع: شرح مناجات شعبانیه


حضرت امام (ره) و بقیه بزرگان علم اخلاق توصیه هایی دارند كه ماه حصل سال ها خون دل خوردن و سال ها تهجد ، در به دری كشیدن و دنبال مهدی (عج) دویدنه و طبیعیه كه این توصیه ها وقتی از شخصی مثل امام (ره) یا از عرفای دیگر مثل مرحوم آمیزجواد آقای ملكی تبریزی عارف بزرگوار و یا گران قدری مثل رهبر معظم و نورانی انقلاب صادر می شه ، معلومه كه به درد ما جوون ترها و اون هایی كه در مسیر رسیدن وصال الهی گام بر می دارن ، می خوره . گرچه این گام ها ، گام هایی لرزان و لنگان باشه .

خدا رو شكر می كنیم كه در این جلسه ، توفیق پیدا كردیم همراه با مهدی فاطمه (س) مناجات شعبانیه رو بخونیم و این یعنی هم نوایی با مهدی (عج ) . به هر حال شعبانیه ، مناجاتیه كه همه اون رو نمی خونن و هم نوایی با مهدی فاطمه (س) توفیقی می خواد و این توفیق داده نشده مگر به عنایت خود پسر فاطمه (س) .
شخصی برای حاجتی به حضرت رسول اكرم (ص) متوسل شد . خیلی گریه و زاری كرد . بالاخره حضرت (ص) به خوابش اومد و فرمود : شما تا مهدی (عج) رو داری ، چه كار به ما داری ؟!
یعنی خیلی از حاجات و شفاعت ها و رفع بلاهایی كه ما در اثر عبادت و گریه به درگاه خدا و حضرت زهرا (س) ، امام حسین (ع) ، امام رضا (ع) و... می گیریم در حقیقت به امضای مهدی فاطمه (س) است . به هر حال امر امامت به ایشون تفویض شده و الان هم ایشون امام حیّ و حاضر هستند ، گر چه از دیده ها غائبند .
صحبتهای خیلی عجیبی حضرت امام (ره) درباره مناجات شعبانیه دارند . در جایی فرمودند : من ندیدم كه دعایی را همه معصومین یعنی از امیر المومنین تا امام زمان (عج) ، همه ، قرائت كنند و همه به خواندن آن سفارش كنند ، مگر مناجات شعبانیه !
این مناجات در كتاب بسیار بسیار مستند و شریف اقبال از مرحوم سید ابن طاووس (ره) نقل شده و در مفاتیح الجنان هم مرحوم محدث قدسی این مناجات رو آوردند .
امام (ره) در جایی می فرمایند: مناجات شعبانیه است كه انسان را آرایش و زینت می دهد برای ماه رمضان!
مگر رمضان ، ماه میهمانی الهی نیست ؟ خوب آدم كه می خواد به میهمانی بره ، بهترین لباسش رو می پوشه . مخصوصاً كه اگر این صاحبخانه ، عزیزی باشه . حالا كه دیگه ، توی ماه رمضان ، صاحب خانه و میزبان خداست . بالاترین و عزیزترین ، در راس كل خلقت ، خالق تمام هستی ! می خوایم به میهمانی او بریم لذا باید بهترین لباس و بهترین آرایش رو انتخاب كنیم و امام (ره) فرمودند كه بهترین لباس و آرایش همین مناجات شعبانیه است .
كسی كه شعبانیه رو می خونه ، در حقیقت خودش رو زینت كرده ، آرایش كرده . برای اینكه به درگاه الهی برسه و به میهمانی دعوت بشه .
در جایی دیگه مقام معظم رهبری(مد ظله) می فرمایند : من به خدمت امام (ره) رسیدم ، از ایشون تقاضای توصیه اخلاقی و خصوصی كردم ، امام (ره) اندكی تامل فرمودند و بعد فرمودند : “ دعای كمیل و مناجات شعبانیه !! ”
امام توصیه عجیبی نسبت به این دعا دارند . بعضی وقتها می فرمایند : آقا ! این مناجات شعبانیه رو بردارید ، ببینید چیه ؟! ببینید چكار می كنه ؟! ببینید امیر المؤمنین(ع) چی فرمودند ؟
مقام معظم رهبری(مد ظله) می فرمایند : در این دعا حالت استغاثه ، انابه ، ندبه و تضرعه ، یه حالت عاشقانه است ، یعنی مثل این كه یه عاشق و معشوق دارن با هم صحبت می كنن . عاشق خواهشی داره و معشوق داره گوش می ده . می فرمایند : مناجات شعبانیه به این حالت مطرح شده .

علما و بزرگان می فرمایند: در این دعا ما همه چیز داریم ، ندبه داریم ، استغاثه داریم ، تضرع داریم ، رفع شبهه . كسانی كه در مسیر اخلاقی و سلوك قدم برمی دارن ، اگه شبهات اخلاقی براشون پیش بیاد با همین دعا رفع می شه كه ان شاء الله بهش خواهیم رسید . بعد می فرمایند : در این دعا ، پرواز داریم ، پرواز بالاترین درجه سلوكه . پرواز روح داریم و . . .

مرحوم آمیرزا جواد آقا توصیه می كنند كه مناجات شعبانیه رو فقط برای شعبان نذارید ، توی قنوت های نمازتون و یا هر جایی كه حال معنوی پیدا كردید ، این مناجات رو بخونید .
از این توصیه هایی كه كردند مشخص می شه این دعا ، مناجات بسیار ، بسیار ، عالی ای هست . حضرت امام (ره) فرموده بودند : شعبانیه مناجاتی است كه هر كس به حد ادراكش بهره می برد . بهره كامل را كسی نمی تواند ببرد ، مگر معصومین (ع). بعضی از قسمتهای مناجات شعبانیه رو ما فقط می تونیم ترجمه می كنیم ، چون اصلاً نمی فهمیم . اما در اون حدی كه ان شاء الله واهیم فهمید رو خدمتتون می گم .

ـ خدایا ! اگر چه می دونم از صدای من بدت میاد اما امشب صدام رو بشنو .
امشبی كه دارم داد می زنم ، فریاد می زنم . بشنو . خدایا ! امشب رو از من رو برنگردن . "هربت الیك"
استاد بزرگوار ، آقای دست پروری می فرمودند : رفیقی داشتیم كه برای من تعریف می كرد ، می گفت : یه روز ، بچه ام یه كار بدی كرد ، مادرش هم خونه نبود . كمربند رو كشیدم و حمله كردم كه بزنمش . از دستم فرار كرد . دنبالش دویدم فرار كرد كه به مادرش پناه ببره . رفت داخل اتاق اول ، مادرش اونجا نبود ، رفت اتاق دومی ، اونجا هم نبود . رفت توی حیاط ، نبود . برگشت ، دید هیچ كسی رو نداره ، منم دارم دنبالش می رم ! برگشت دوید ، خودش رو انداخت توی بغل خودم و به خودم پناه آورد !!
حالا ما كسانی هستیم كه از عذاب الهی فرار می كنیم ، منتهی به كجا ؟ جایی رو نداریم . "الهی و ربی من لی غیرك". خدایا ! اگه كسی می تونست ما رو از دست تو نجات بده ، اونقدر ما نمك به حروم هستیم كه به اون پناه می بردیم ! اما كسی رو نداریم . مجبور شدیم دوباره به خودت پناه بیاریم . حالا روبه روی تو ایستاده ام . قدرت داری ، می تونی ببخشی و می تونی هم عذاب كنی اما یه نگاه به حالت من بكن ! من یه بدبخت بیچاره ای هستم كه هیچ كس غیر تو من رو راه نمی ده . من كسی هستم كه غیر تو كسی من رو نمی خره . حنای من دیگه نزد مردم رنگ نداره ، جایی ندارم یه عمره گفتم تو مهربونی ! تو نمی سوزونی !
خدایا ! یه نگاهی به بدن من بكن ! یه مشت پوست و استخون كه سوزوندن نداره . خدایا ! اگه من رو بسوزونی ، دشمنانت خوشحال می شن . ولی اگر ببخشی ، فاطمه (س) خوشحال می شه ، می دونم تو شادی فاطمه (س) رو به شادی دشمنانت ترجیح می دی .
تو می دونی چكاره ام . اگر همه دوستم دارن ، فكر می كنن خوبم ، تو كه می دونی در وجود من چه خبره؟! تو كه از خلوتم خبر داری، تو كه از نمازام خبر داری، تو كه پرونده سیاه من رو می شناسی.

اگر امشبم بهت دروغ بگم تو می فهمی ، اگه الكی "الهی العفو" می گم ، تو می فهمی . اگه توبه هام الكی باشه ، اگه بخوام دوباره گناه كنم تو می دونی . اگه شیرینی و لذت گناه بیچاره ام كرده تو می دونی ، اگه از مناجات با تو لذت نمی برم تو می دونی دلیلش چیه . اگه اشك چشمام خشك شده تو می دونی چرا خشك شده . دیگه لازم نیست بگم چكار كردم ، دیگه لازم نیست از گناهای چشمام بگم ، دیگه لازم نیست از غیبت ها و تهمت هام بگم ، لازم نیست بگم كجا رفتم . لازم نیست بگم چه نمازهاییم قضا شده ، لازم نیست بگم چه شب هایی تو رو منتظر گذاشتم . لازم نیست بگم چقدر تو محبت كردی و من نمكدون شكستم . لازم نیست بگم چقدر بی آبرو هستم . چقدر بدم . همه رو می دونی . اما اومدم بگم : "امیدوارم ، امید دارم كه ان شاءالله منم خوب بشم . ان شاءالله منم قاطی خوبا می شم ، ان شاءالله منم گریه می كنم ، ان شاءالله منم نماز شب می خونم ، ان شاءالله منم یه شبی با تو راست حرف می زنم . خدایا دیگه موهام سفید شده ، دیگه دارم پیر می شم ، عمرم داره می گذره ، روزها داره میگذره ، خدایا دیگه سنم داره بالا می ره ، خدایا خیلی عقب افتادم !


همه چیز دست توست . اگه تو بخوای منم می تونم خوب بشم . اگه تو بخوای این بده هم می شه آدم بشه . اگه تو منو راه بدی ، منم می تونم امام زمانم رو ببینم . اگه تو بخوای منم می تونم برم پهلوی شهدا . اگه تو بخوای منم می تونم برم امام رضا (ع) رو ببینم . اگه تو بخوای منم می تونم چشمام رو روی نامحرم ببندم . اگه تو بخوای من هم میتونم دروغ نگم، غیبت نكنم . اگه تو بخوای می تونم دل پدر و مادر رو آتیش نزنم . اینقدر دل مادرم رو نشكنم . اینقدر به بابام توهین نكنم . اگه تو بخوای من می تونم نمازم رو خوب بخونم . اگر تو راهم بدی می تونم نصف شب ها نماز شب بخونم . اگر تو راهم بدی می تونم برم بگم قربون كبوترای حرمت امام رضا (ع) !


خدایا ! مگه من از تو چی می خوام ؟ چرا جوابم رو نمی دی ؟ می خوام خوب بشم ، آدم بشم ، گناه نكنم . خدایا ! اگه تو گوشت رو به حرف های من ببندی ، دشمنان گوششون رو باز می كنن . اگه تو راهم ندی ، بدها راهم میدن . اگه تو كمكم نكنی بیچاره می شم .
در روایت هست كه در جهنم رو باز می كنن ، به بهشتی ها می گن : به جهنم نگاه كنید ، ببینید اون هایی رو كه بهتون ظلم می كردن، اون هایی كه وقتی گناه می كردن و شما گریه می كردین ، بهتون می خندیدن ، اون هایی كه به ریش و چادرتون می خندیدن . آی ببینید كه چه حالی دارن ؟! صدای ضجه و فریاد اهل جهنم همه عرش رو پر می كنه . بهشتی ها می گن : خدایا ! بسه دیگه . خدا می گه : نه ! نگاه كنید ببینید اون هایی كه فاطمه (س) رو زدن ، الان كجان ؟ اونهایی كه سر حسین (ع) رو بریدن ، الان كجان ؟! اونهایی كه امام رضا (ع) رو مسموم كردن ، اون هایی كه جگر حسن (ع) رو پاره پاره كردن ، الان كجان ؟! ببینید دلتون خنك بشه . بهشتی ها می گن : نه نه !خدایا ! طاقت نداریم .
روایت می گه : جهنمی ها همچین داد می زنن ، مثل شتری كه داغ مُهر بهش می زنن ، فریاد می زنن . خطاب میرسه :
"خفشون كنید ! نمی خوام صداشون رو بشنوم" !
مالك جهنم بهشون می گه : ای گنه كارها ! اگه یه دونه از این دادها رو توی دنیا زده بودید ، دیگه نمی خواست اینجا اینقدر داد بزنید .
بگو : خدایا ! اگه تو من رو تحریم كنی ، دیگه كجا برم ؟! اگه تو به من بگی : برو گمشو ! در كدوم خونه رو بزنم ؟! اگه تو منو ذلیل كنی كی می تونه منو بالا ببره ؟! اگه تو منو زمین بزنی ، كی می تونه بلندم كنه ؟!
اگر عنایتی كنی طعنه ز كین نمی خورم

اگر عنایتی كنی هی به زمین نمی خورم

خدایا ! از غضبت به خودت پناه می برم . خدا ! اگه اینقدر بدم ، اگه اینقدر رو سیاهم كه دیگه لایق رحمت تو هم نیستم ، اما تو كسی هستی كه بزرگترین گناهكاران رو بخشیدی .
مقدس اردبیلی در عراق بوده ، خبر می رسه كه مادرش مریضه . از عراق راه میفته به سمت اردبیل . یه دهات مونده به اردبیل ، شب می شه ، با خودش می گه : امشب رو اینجا استراحت می كنم و بعد حركت می كنم . می خوابه . در خواب صدایی بهش می گه : ای مقدس اردبیلی ! از خواب بیدار شو كه خدا كریم ، از اهالی این ده و از اولیای من ، از دنیا رفته ، خودت ببر بشور و خودت هم دفنش كن ! همچین كه از خواب بیدار می شه ، می بینه بله ، همه دهكده به هم ریخته همه دارن به هم تبریك می گن ! می گن : خدا كریم به درك واصل شد !
سوال می كنه : این كی بوده ؟! می گن : آقا نپرس !! كسی بوده كه همه دهكده از دستش عاصی بودن . جنایتی نیست كه این انجام نداده باشه . تعجب می كنه : خدایا ! تو كه گفتی از اولیاء منه ؟!
می ره در خونه خدا كریم ، از زنش سؤال می كنه : خدا كریم كی مُرد ؟ زن می گه : نیم ساعت پیش از دنیا رفت . می گه : بگو ببینم قبل از مردن چه كار كرد ؟ زن می گه : در آخرین لحظات گفت بستر من رو توی حیات پهن كن ! پهن كردم .
اومد دراز كشید و شروع كرد به شمردن گناهانش . بعد هم گفت : خدایا ! از آن روزی كه ما را آفریدی به غیر از معصیت چیزی ندیدی . همین یه جمله رو گفت و بدنش شروع كرد به لرزیدن ! دوباره آروم شد ، بعد یه جمله دیگه هم گفت و مُرد . گفت : یا كریم ، یا كریم ، یا كریم ارحمنی .
این رو گفت و از دنیا رفت . خطاب رسید : مقدس اردبیلی ! این بنده ، در آخرین لحظات با من آشتی كرد . كسی كه به من بگه : "كریم" دیگه شرمم می شه ، حیا می كنم بسوزونمش .
خدایا ! تو چقدر خوبی ؟! من گناه می كنم ، تو حیا می كنی ! من دل فاطمه (س) رو می شكنم ، تو خجالت می كشی. خدایا ! این بنده بدبخت كه روبروت ایستاده همه دلخوشیش اینه كه تو مهربونی . خدایا ! من رو توی دریای عفوت غرق كن .

خاقانی شاعر مشروب خوار ، همه گناهی كرده ، موقع جون دادن ، میان بالای سرش ، می گن : خاقانی ! توبه كن ، خیلی بار گناه داری ، یه بیت شعر می گه كه كولاكه ! و شاید خدا به خاطر همین ، حسن عاقبت بهش عنایت كنه .
گفت : خدایا ! شرمنده از آنیم كه در روز مكافات اندر خور عفو تو نكردیم گناهی !!
خدایا ! شرمنده ام . تو می خوای به همه اهل عالم نشون بدی كه چه عفوی داری ، اما اونقدر گناه ندارم كه در خور عفو تو باشه .
خدایا  ! اگه قرار باشه كسی من رو ببخشه ، خودتی . خدایا ! اگر قراره این روزها من بمیرم ، اگه قراره دیگه ماه رمضونت رو نبینم ، اگه قراره تو جوونی جون بدم ، اگه قراره غزل خداحافظی رو بخونم ، اگه قراره همین روزها مرده شور منو بشوره ، پنبه تو دهنم بذاره ، خودم می دونم كه هیچ عملی من رو به تو نزدیك نكرده . خدایا من خیلی بی حیا بودم . خیلی به نفسم ظلم كردم . وای بر من اگه منو نبخشی . وای بر من ، وای بر من !!

موسی (ع) ، به خداوند تبارك و تعالی عرض كرد : خدایا ! این قارون دیگه آدم نمی شه . قارون رو نفرین كرد ، گفت : خدایا از این دنیا ببرش . هر كاری می كنم آدم نمی شه . به موسی (ع) خطاب رسید : اختیار زمین رو به تو دادیم . سراغ قارون رفت ، دید غرق و مست در شهواته . موسی (ع) صدا زد : زمین ! ببلعش . زمین شروع كرد به بلعیدن قارون ، آروم آروم ! اول انگشت پاهاش رو گرفت ، بعد ساق پا و . . . قارون دید خیلی وضع خرابه . گریه كرد ، گفت : پسر لاوی ! من رو ببخش ! خواست خویشاوندیش رو به یاد موسی بیاره، صدا زد: پسر عمو! من رو ببخش. پسر عمو رحم كن.
موسی (ع) گفت : زمین ! ببلعش . دوباره صدا زد : پسر عمو ! ببخش . موسی (ع) محل نذاشت . تا هفتاد بار صدا زد : ای پسر لاوی منو ببخش . اما موسی (ع) اصلاً بهش محل نذاشت . تا اینكه قارون كاملاً زیر زمین رفت . موسی (ع) خوشحال شد . به كوه طور رفت تا با خدا مناجات كنه . تا صدا زد : یا الله ! خطاب رسید : یا بن لاوی لاتكلمنی ! موسی (ع) دیگه با من حرف نزن . دیگه دوست ندارم . موسی ! بنده من قارون ، هفتاد بار گفت : یا بن لاوی ارحمنی  ( ای پسر لاوی منو ببخش ) محلش نذاشتی !! به خدایی خودم قسم ، اگه یكبار می گفت : خدایا ! رحم كن . من نجاتش می دادم .
خدایا ! از اون روزی كه خودمو شناختم همیشه با من خوب بودی ، همیشه با من مهربون بودی ، هر وقت صدات زدم جوابم رو دادی ، بلاها رو بر طرف كردی ، از اول زندگیم تا حالا غیر خوبی از تو چیزی ندیدم . خدایا ! این خوبی رو تا شب اول قبر ادامه بده . اون شبی كه دیگه همه منو تنها می ذارن ، اون شبی كه شب وحشته ، من رو تنها نذار .


یه روزی میاد كه هیچ اثری از من و تو نمی مونه . دیگه كسی برای ما چیزی نمی خونه . یه روز میاد كه روز وحشته ، یه روز میاد كه روز غربته .
روزی موسی (ع) صدا زد : ای خدای گناهكارا ! خدا جواب داد : لبیك لبیك لبیك ! عرض كرد : خدایا ! چرا این دفعه 3 بار گفتی لبیك ؟! خطاب رسید : موسی ! خوب ها به عملشون امیدوارن ، خوب ها به دور و وری هاشون ، به امامشون امید دارن ، اما گنهكاران غیر از من كسی رو ندارن ! اگه اینها رو جواب ندم ، از دستم فرار می كنن .


روایتی كه الان می خوام بخونم ، دیوونه تون می كنه ! همه به داد و فریاد در میاید . بس كه عجیبه ! كیف می كنی . روایت هست كه گنهكار رو میارن ، پرونده رو به دست چپش می دن ، آماده می شه كه به سمت جهنم بره  . می گن :
صبر كن ! یه قسمت از پرونده ات مونده . یه شیشه بلور میارن ، داخلش پر از اشك چشمه ! سوال می كنه :
خدایا ! این چیه ؟ می فرماید : این گریه هایی ست كه برای حسین (ع) كردی!!
سؤال می كنه : خدایا قیمتش چقدره ؟! خداوند خطاب به پیغمبر (ص) می فرماید : پیغمبر من ! قیمتش چقدره ؟! پیغمبر (ص) عرض می كنه : خدایا ! من نمی تونم قیمت بذارم . خطاب به علی (ع) می فرماید : علی جان ! تو قیمت بذار . عرض می كنه : خدایا ! نمی تونم . مجتبی (ع) ! تو قیمت بذار . خدایا ! نمی توانم . حسین (ع) جان ! خودت بگو قیمتش چقدره ؟! عرض می كنه : خدایا ! اصلح ترین و لایق ترین فرد برای قیمت گذاشتن بر روی این جام بلور ، اون مادریه كه توی كربلا صدای ناله اش بین زمین و آسمان پیچید .

روایت می گه خانم فاطمه (س) میاد ، گریه می كنه ، به خدا عرض می كنه :

- خدایا ! این اشك بر حسینه ؟!

ـ بله .

ـ خدایا ! تو كه می دونی چه قیمتی داره . خدایا ! هر چی ثواب به من دادی بابت اون سیلی كه توی كوچه خوردم ، به این بنده عطا كن !!





نام:
ايميل: