آخرین مطالب

جمعه 19 دی 1393
12:30


اربعین حدیث - قسمت سیزدهم


اگر می خواهی بدانی به خدا نزدیک می شوی یا نه، نباید

میزان اشک، سوز و عبادتت در ظاهر و خفا با هم برابری کند.

اگر در خفا بیشتر باشد، نشان دهنده تقرب است.

- استاد بزرگوارمان فرمود:

آن هایی که خیلی جَلْوت دارند، معلوم است که خیلی خلوت

دارند. ده برابر آن چیزی که جَلْوت دارند، خلوت دارند.



یا انیس

سخنرانی حجت الاسلام سید محمد انجوی‌نژاد

تشکل عقیدتی - سیاسی «آحاد حزب الله»

حسینیه سیدالشهدا(ع)  – 1393/10/7

موضوع: اربعین حدیث «قسمت سیزدهم»

»» ادامه بحث مراء و مجادله:

- حضرت امام(ع) می فرمایند: خدا نكند حرف برخی از اهل علم و مدعی مكاشفه درست باشد.

اولا این جمله یک تعریض دارد، آن هم این است كه حضرت امام(ره) قول برخی از اهل علم را من باب مكاشفه حجت نمی داند و این تعریض امام(ره) خیلی مهم است.

یکی از اهل علم مکاشفه ای داشته که می خواهم این مکاشفه را برایتان بگویم، خدا نکند درست باشد، نمی گویند خدا کند درست نباشد، می گویند خدا نکند درست باشد یعنی امام(ره) مکاشفه اهل علم را حجت نمی داند.

مکاشفه می تواند یک حقیقت را برای ما کشف کند، روی آن فکر کنیم ببینیم چطوری است و چطوری نیست ولی حجت نیست. این شخص مکاشفه ای داشته درحالیکه برخی از ما خواب را حجت می دانیم.

- در یک مکاشفه کشف شد که تخاصم اهل نار مجادله اهل علم و حدیث است.

» توضیح دیگری درباره مکاشفه:

مکاشفه خواب نیست و رخ داده، امام(ره) نفرموده خدا نکند این مکاشفه رخ داده باشد، بلکه رخ داده است یعنی یک چیزی از عوالم غیبی بر یکی از اهل علم و تقوا آشکار شده، حال که آشکار شده اگر برای ما چنین اتفاقی بیفتد، برای خود حجت می دانیم ولی امام(ره) می فرمایند معلوم نیست.

» الزاما مکاشفات معلوم نیست که درست باشد، به دو دلیل که عبارت اند از:

1- احتمال دارد برخی از مکاشفات الهی نباشد، حتی راجع به اهل علم و تقوا.

2- اگر مکاشفات درست هم باشد، می تواند حجت شخصی باشد یعنی برای خود آن شخص است.

در مکاشفه دیده بود کسانی که در دنیا اهل جدال بوده اند، آنجا دعوا می کنند و در آتش جهنم بر سر همدیگر می زنند. راجع به چه؟ مجادله اهل علم و حدیث یعنی جدال درباره مباحث علمی و دینی!

روایت مفصلی می فرمایند که: ما در خدمت رسول خدا(ص) بودیم و ایشان به شدت ناراحت بودند و تا به حال رسول خدا(ص) را این گونه ناراحت ندیده بودیم! از ایشان پرسیدند مشکل چیست؟ گفتند: مشکل این است که شما زیاد درباره مباحث دینی بحث می کنید. اگر در بحث دنبال حقیقت باشیم، درست است ولی اگر بحث برای خودنمایی باشد، مراء است یا اگر بحث برای برتری باشد ولو برتری حق، شما یک چیز حقی داری و می خواهی مناظره برگزار کنی، با اینکه حرفت حق است نمی خواهی حق برتر شود، دوست داری خودت برتر و پیروز شوی، اینجا مراء می شود. با وجود اینکه شما حرف حق را زده ای و نتیجه آن جلسه هم خیلی خوب بوده، حق برتر شده، مردم در این مناظره قانع شده و رفته اند اما شما در اینجا باخته ای زیرا خودت را کنترل نکرده ای، لذا امام(ره) می فرماید:

- کما اینکه بعضی از ما طلبه ها گرفتار این سریره زشت هستیم، مدتی بر خلاف نفس اقدام کن و مدتی سکوت کن.

به عنوان مثال: شما می خواهی یک مطلبی را بنویسی یا بگویی که حق پیروز شود، احساس می کنی که خودت دنبال پیروزی هستی نه پیروزی حق، با اینکه مطلبت حق است، بنویس و به صورت ناشناس به کس دیگری بده تا او بحث کند که خدایی نکرده بحث مراء پیش نیاید.

معنی مراء: مراء مقدمه ریا می باشد. مراء یعنی دوست داشته باشد در این جدال برتر شود، درجه ریا مقداری بالاتر است و به سمت گناهان کبیره می رود.

- بالسند المتصل الى محمد بن يعقوب، عن على بن ابراهيم، عن ابيه، عن ابى المغرا، عن يزيد بن خليفة، قـال: ابـوعـبـدالله، عـليـه السـلام: كـل ريـاء شـرك. انـه مـن عمل للناس كان ثوابه على الناس، و من عمل لله كان ثوابه على الله.

اگر برای مردم کار کند پاداشش را ازمردم بگیرد و اگر برای خدا کار کند، پاداشش را ازخدا بگیرد.

- بـه سـنـد مـذكـور، يـزيـد بـن خـليـفـه از حـضـرت صـادق(عـليـه السـلام)، نـقـل مـى كـنـد كـه فـرمـود: هر ريايى شرك است. همانا كسى كه كار كند براى مردم، مى باشد ثواب او بر مردم، و كسى كه عمل كند براى خدا، مى باشد ثواب او بر خدا.

◄ شرح در معنی ریا و درجات آن:

- بـدان كـه ريـا عـبـارت از نـشـان دادن و وانـمـود كـردن چـيـزى از اعـمـال حـسـنـه يا خصال پسنديده يا عقايد حقه است به مردم، براى منزلت پيدا كردن در قـلوب آن هـا و اشـتهار پيدا كردن پيش آن ها به خوبى و صحت و امانت و ديانت بدون قصد صحيح الهى و آن تحقق پيدا مى كند در چند مقام.

◄ فرق ریا و مراء:

مراء؛ شخصی حقی را دارد عنوان می کند که قصدش برتری و پیروزی است.

ریا؛ قصدش قلوب مردم است، دنبال حق نیست و بحث آن بحث حق نیست.

مراء می خواهد حق را بگوید. خیلی از کسانی که در مناظره ها شرکت می کنند ممکن است گرفتار مراء باشند و آدم های خوبی اند و سال ها به دین کمک کرده اند ولی مگر ریا به دین کمک می کند؟! ریا در جهت پیروز کردن دین نیست، بلکه در جهت بالا بردن شأن و مقام و مرتبه خودت در چشم خلایق است. برای چه؟ برای اینکه پیش آن ها به خوبی، صحت و امانت بدون قصد الهی، جلوه کند.

◄ مقصود از ریا:

می خواهد در قلوب مردم جلوه کند که بهره برداری شخصی کند. در حقیقت مشکل ریا این است که ما دنبال دنیا هستیم. حالا ما می خواهیم زیر آب ریا را بزنیم، با نشان دادن خود مبارزه کنیم یا اعمال خوب را حذف کنیم؟ چه کار کنیم؟ وقتی هدف بهره برداری شخصی است، بهره برداری شخصی را از زندگی اش حذف می کند. هدف از ریا کردن این است که به قسمتی از دنیا برسم، اگر من حبّ این قسمت از دنیا را در دلم خاموش کنم، دیگر ریا برای من معنا پیدا نمی کند و برایم  مضحک می شود. مثلا می خواهم ریا کنم که مردم بگویند آدم خوبی است و به دست من امانت بدهند، من امانت مردم را برای چه می خواهم بگیرم؟ یا می خواهند به من پستی بدهند، اگر حبّ این پست را از دلم خارج کنم، دیگر ریا معنا پیدا نمی کند. بنابراین راه قطعی مبارزه با ریا، خارج کردن حبّ دنیا است.

انسان باید حبّ دنیا را کم کند وگرنه انسانی که دنیا در چشمش محبوب باشد و بخواهد با ریا مبارزه کند، خیلی مشکل است. هدف ما در مبارزه با ریا، خارج کردن حبّ دنیا از قلب می باشد.

»» حال مسیر آن را پیدا می کنیم:

+ مقام اول ریا دارای 2 درجه است که عبارتند از:

1- آنکه اظهار عقاید حقه و معارف الهیه کند برای اینکه اشتهار به دیانت پیدا کند به منزلت در قلوب.

مثلا بگوید من کسی را جزء خدا موثر در وجود نمی بینم و به مردم می گوید "لا موثر فی الوجود الا الله" فقط خدا موثر در وجود است و ای مردم اگر چیزی می خواهید فقط  از خدا بخواهید و خودش دارد ریا می کند که مردم فکر کنند این شخص خیلی متوکل به خدا می باشد و می شود به او اعتماد کرد زیرا برخی در مبارزه با ریا می گویند: "لا موثر فی الوجود"، بعد خودش دارد ریا می کند، زیرا خودش اعتقاد ندارد ولی می گوید تا مردم اعتقاد پیدا کنند که او خیلی متوکل است.

یکی از دوستان می خواست رذیله اخلاقی را رفع کند، برای من می گفت که من بَدم، امید ندارم و...، همین هایی که دارم می گویم، برای این است که شما اعتقاد پیدا کنی که من در گفتارم صادق هستم، در همین گفتارم هم، مشکل دارم! یعنی اعتراف هم که می کنم برای این است که نشان دهم صادقم.

یک عده از مردم با ادبیات دینی دارند ریا می کنند. با ادبیات مبارزه با ریا، دارند ریا می کنند، برای اینکه نرفته اند ببینند که حبّ دنیا، مقامات دنیا، شأن دنیا و بالا و پایین دنیا، در چشم ما ارزش دارد یا ندارد؟!

یک عده هستند که وقتی به آن ها مقامی پیشنهاد می شود اینقدر تبرّی می جویند که فکر می کنند خود امیرالمومنین(ع) هستند! درحالیکه تبرّی جستن این شخص بخاطر این است که مقام بهتری به او پیشنهاد شود یا اگر مقامی به او پیشنهاد می شود مردم به صداقت و امانت داری او شک نکنند و بعد مقام را بگیرد! می گویند این صندلی برای شما، می گوید نه، ارزش ندارد، چه فایده ای دارد؟! روی صندلی هم نشستیم دو روز دیگر می خواهیم بمیریم. در اتاق کارش بزرگ می زند: اگر مقام ماندنی بود به شما نمی رسید. همه ی این کارها را می کند، برای چه؟ برای اینکه مردم به او بیشتر اعتماد کنند که در این صندلی بماند!

مثل ضرب المثل پول چرک کف دست است، همه این را می گویند ولی حاضر نیستند 100 تومان هم بدهند! زیرا این حرف خودش ریا می باشد.

2- یا به کنایه یا اشاره خود را به عقاید حقه معرفی کند و این طور دوم رایج تر است. یک عده به صورت رسمی اینطور می گویند اما عده ای به صورت کنایه، می گویند. این دسته دوم در ریاکاران حرفه ای رایج تر است.

امام الان ریای یک دبیرستانی را معرفی نمی کند که اگر کسی نماز بخواند پدرش خوشحال می شود و معلمش به آن نمره می دهد، بلکه ریاهای پیچیده را معرفی می کند و می گوید طور دوم رایج تر است که همین را هم محکم و قطعی نمی گوید و با کنایه بیان می کنند.

- مثلا توکل یا رضای به قضای الهی پیش آمد می کند، شخص ریا کار با یک آه یا سر تکان دادن خود را در سِلک آن جمعیت محسوب می دارد. عقاید باطل را از خود دور کند و نفس خود را از آن به قصد جاه و منزلت در قلوب تسکین نماید.

مثلا می گویند نماز شب بخوان در قلوب جا پیدا می کنی. واقعا نماز شب می خواند. دزدی نکن تا مردم شما را امانت دار بدانند، واقعا دزدی نمی کند، اصلا بنا ندارد دزدی کند. صداقت داشته باش تا مردم به شما اعتماد کنند، واقعا صداقت دارد، در عمرش کاملا صادق ولی کلا دارد ریا می کند. نماز اول وقت یا نماز شب بخوان که روی منبر  گفته ات برای مردم تاثیر داشته باشد، این ریا است. بنده کاری را انجام بدهم که برای مردم تاثیر داشته باشد، این ریا است. این نوع ریا خیلی بد است چون چیزی به شما نمی رسد، زیرا دنبال این نیستی که مردم بفهمند، دنبال نفوذ کلام، نورانیت و دنبال محبت مردمی، همین هم، ریا است.

فرقه ملامتیه نحوه مبارزه افراطی با این مدل ریا را از کلام معصومین در آوردند و بر عکس اشتباه کردند. تظاهر به فسق می کردند، مثلا یک منقل و عرق را بر می داشتند، از جلوی مردم رد می شدند و می رفتند در داخل خرابه ای و کنار می گذاشتند، دو رکعت نماز شب می خوانند. امام(ره) می فرماید این هم اشتباه است و نباید تظاهر به فسق کنید.

یکی از استاتید تعریف می کرد که یکی از علماء به من گفته چرا وقتی در تلوزیون صحبت می کنی، احساساتت را کنترل نمی کنی و گریه می کنی؟ این بنده خدا می گفت: این طوری نیست، آدم باید صاف و صادق باشد. اشک باید برای خدا باشد، چه مردم ببینند، چه نبینند. بعدا فکر کردم دیدم این حرف درست است ولی آن حرف درست تر است. چه الزامی دارد که آدم خودش را در معرض امتحان قرار دهد؟ چرا جلوی مردم احساساتت را کنترل نمی کنی؟ چه الزامی دارد خودش را در معرض امتحان قرار دهد که حالا مردم این اشک ها را دیدن یا ندیدن، خوب می شود یا بد؟ یک جاهایی انسان از دستش در می رود ولی باید در برنامه هایش اینگونه باشد که حتی المکان از دستش در نرود.

یک بار هم در یکی از بحث ها گفته ام که اگر می خواهی بدانی به خدا نزدیک می شوی یا نه، نباید میزان اشک، سوز و عبادتتان در ظاهر و خفا با هم برابری کند. اگر در خفا بیشتر باشد، نشان دهنده تقرب است. یک عده هستند که وقتی صحبت یا مداحی  می کنند، می توانند گریه کنند، این ها خفا ندارند.

استاد بزرگوارمان فرمود: آن هایی که خیلی جَلْوت دارند، معلوم است که خیلی خلوت دارند. ده برابر آن چیزی که جَلْوت دارند، خلوت دارند.

امام(ره) می فرماید: این هم ریا است که انسان به خاطر نفوذش در مردم، به خاطر اعتماد در مردم، یک کاری را عن صدقٍ انجام دهد.

در حالات امام(ره) داریم که وقتی ایشان برای نماز شب بلند می شدند، یک تکه ابر می گذاشتند زیر شیر آب تا زمانی که آب می ریزد کسی متوجه نشود که برای نماز شب بلند شده اند. یک عده وقتی برای نماز شب بلند می شوند، بلند می خوانند که اهل خانواده بیدار شوند تا به نماز ترغیب شوند، نمی توانیم برای آن ها قضاوت کنیم ولی راجع به امام(ره) می توانیم الگو بگیریم.

امام(ره) در بحث نماز شب می فرماید: نباید نماز شب خیلی مشخص باشد حتی در خانه. برخی فکر می کنند ریا برای زن و بچه خود مفهوم ندارد، چه کسی می گوید ریا برای زن و بچه مفهوم ندارد؟ این طور نیست.

»» بنابراین 2 شرط دارد که عبارتند از:

1- حتی المکان اینکه خودت را کنترل کنی.

2- حتما در خفا بیشتر باشد.

در اینجا یک توطئه دیگر پیش می آید؛ کسی در خفا اشک و سوزش را بیشتر می کند که ریا نکند، آیا این درست است؟! باز هم برای مردم و آرام کردن خودت شد! امام(ره) می فرمایند: نمازش را با تأنی می خواند و بعد در خلوت نمازش را با تأنی بیشتری می خواند که به خودش ثابت کند من در جَلوت ریا نمی کنم!

در حالیکه اصلا تند یا کند خواندن نماز در خلوت، ربطی به نماز در جَلوت ندارد، این برای خودت موضوعیت دارد. نباید در نماز جَلوت ریا نباشد. اتفاقا کسی را می شناسم که نماز جماعتش را مقدار طولانی تر از نماز فرادایش می خواند، خودش هم می گوید برای اینکه مردم به من برسند وگرنه من اینقدر در رکوع نمی ایستم. همیشه نمازهای خلوتش کوتاه تر است و فقط به این علت که یک عده از مردم پیر و ضعیف هستند و برای رعایت حال مردم است.

»»» پرسش: آیا ممکن است انسان نفهمد که ریا می کند؟

»»» پاسخ: ممکن است انسان نفهمد که ریا می کند ولی روز قیامت این عذر مورد قبول نیست، برای این که شما باید بفهمی داری چه کار می کنی. می گوید چرا راجع به اعمالت فکر نکردی؟ این همه درباره مراقبه و محاسبه گفته شد. چرا راجع به خودت فکر نکردی؟ چرا راجع به دینت تحقیق نکردی؟ اینکه گفتی من از فرزندان روح الله هستم، چرا کتاب اربعین حدیث را نخواندی؟

»»» پرسش: هدف نماز شب؟

»»» پاسخ: یکی از اهداف نماز شب برای تقرب به خداوند است. اگر منظورتان از حسنِ نماز شب تقرب و عشق است، این درست است اما اگر منظور نورانیت است، نورانیت برای چه؟ برای اینکه در چشم مردم جلوه کنی؟ 

نورانیت بصیرتی است، نورانیت صورتی نیست. یک عده از انسان ها سیاه پوستند، با مایع سفید کننده هم نماز شب بخواند، سفید نمی شود!

»»» پرسش: نورانیت یعنی چه؟

»»» پاسخ: وقتی می گوییم نماز شب بخوانی نورانیت می آورد یعنی نوری را در اطرافت ایجاد می کند که تصمیمات اشتباه کمتر می گیری، نه اینکه نورانیت صورت ایجاد ایجاد می کند تا برای خواستگاری خوششان بیاید!

این نورانیتی که می گوییم چه نورانیتی است؟ نورانیت بصیرتی است. اولاً: شما می فهمی. ثانیاً: اهل بصیرت. بقیه نمی فهمند. کلاً مردهایی که ریش هایشان را نمی زنند، هر چقدر انبوه تر شود صورتشان بیشتر جلوه می کند. سیاهی در سفیدی بیشتر جلوه می کند.

منظور از نورانیت نماز شب فقط نورانیتی بصیرتی است، هیچ ربطی به نورانیت صورتی ندارد. مثلا می گوید در صورت آیت الله بهجت(ره) نورانیت دیده ام، یکی از دلایلش این است که  آقای بهجت(ره) هیچ وقت زیر آفتاب نیست. به بعضی از اقوالمان دقت کنیم، علماء بیشتر در بیت هستند. آیت الله سیستانی گفته اند: 10 سال است از خانه بیرون نرفته ام، خوب معلوم است آفتاب نمی خورد چهره سفید می شود. رنگ دانه ها کار نمی کنند، چهره سفید می شود.

اغلب کسانی که در زندان هستند، سفیدند و صورتشان برق می زنند. می خواهیم بگوییم نورانیت چهره علماء منظور این چیزی که ما می بینیم و برق می زند، نیست. منظور از نورانیت علماء بصیرت است یا مثلا چهره آیت الله قاضی را ببینید، چون کارگر بودند مثل یک برده سیاه می ماند و خیلی از علمای سابق که کشاورز بودند. نورانیت به معنای سفیدی صورت نداشته اند. البته یک موضوعی هست که می گویند نورانیت دارد، در دلم جا پیدا کرده یعنی چهره این انسان دل نشین است و این دل نشین بودن درست است، این بصیرت و نورانیت یک دل نشینی می آورد.

»»» پرسش: اگر برای مردم باشد چگونه است؟

»»» پاسخ: همان خط اول توضیح داد: کسی که برای مردم کار کند، روز قیامت باید پاداشش را از مردم بگیرد. نماز شب در پرونده شما نیست و در قیامت مزد ندارد. اگر شما به مردم محبت کنی، مردم به شما محبت می کنند، روز قیامت چه می شود؟ شما محبت کرده ای تا محبت ببینی، تمام شد رفت.

اگر دنبال قلوب مردم باشیم، خداوند تبارک و تعالی راهکار داده. مثل اینکه شما دنبال پولداری باشی، خدا می گوید: بین الطلوعین بیدار بمان و ذکر بگو، از اینکه از صبح تا شب بیدار بمانی، روزی ات بیشتر می شود. یا مثلا می خواهی کشت و زرع خوبی داشته باشی فلان کارها را انجام بده. این ها به معنا نیست که موجب تقرب می شود، این آدم ها با خدا بی حسابند، مثلا30 سال هم برای خدا کار کرده، روز قیامت خداوند می گوید پاداشت را از همان هایی که برایشان کار کرده ای بگیر که در دنیا هم به تو داده ام؛ دوستت داشتند، برایت صلوات فرستادند، جلوی پایت بلند شدند و...

- مـقـام دوم و آن نـيـز دو مـرتـبـه اسـت: يـكـى آنـكـه اظـهـار خصال حميده و ملكات فاضله نمايد و يكى تبرى از مقابلات آن ها نمايد و تزكيه نفس كند بدان غرض كه معلوم شد.

یک جا اظهار فضل می کند و می گوید من این چیزها را دارم و یک جا هم از مقابلات فضل یعنی از رذیله تبرّی می کند، یعنی به قصد ریا می گوید چقدر کار زشتی است.

- مـقـام سـوم ريـاى مـعـروف پيش فقها(رضوان الله عليهم) است، داراى همين دو درجه است: يـكـى آنـكـه اتيان به عمل و عبادت شرعى كند يا اتيان به راجحات عقلى نمايد به قصد ارائه بـه مـردم و جلب قلوب، چه آنكه ذات عمل را به قصد ريا كند، يا كيفيت، يا شرط، يا جز آن را، به طورى كه در كتب فقهيه معترض اند. ديـگـر آنكـه ترك عملى كند به همان مقصود. و ما در اين اوراق شرح بعضى از مفاسد هر يـك از ايـن سـه مـقام را بيان مى كنيم. آنچه به نظر مى رسد از براى علاج آن اشاره مى نماييم به طريق اختصار.

پس فقها هم باید دقت کنند. بعضی ها عملی را به قصد قلوب انجام می دهند و عده ای یک عمل را به قصد قلوب، ترک می کنند یعنی می گوید اگر نماز بخوانم مردم گمان می کنند که ریا می کنم، پس نماز نمی خوانم، این ترکى نماز خودش ریا است. اگر کسی عمل خوبی را بخواهد انجام دهد، صدقه ای بدهد و بگوید اگر الان بدهم، مردم فکر می کنند که دارم ریا می کنم، بگذار بعد صدقه می دهم و فکر می کند چقدر عمل خالصانه ای است! ریا یعنی لحاظ کردن نظر مردم در مباحث دینی.

»»» پرسش: گریه کردن و به گریه انداختن در مجالس اهل بیت(ع) چگونه است؟

»»»پاسخ: مَن بَکی أو تَباکی یعنی ادای گریه در آوردن. این برای این است که نسبت به مجلس اهل بیت(ع) رغبت ایجاد و گرم شود. برای گرم نگه داشتن مجلس اهل بیت(ع) است و ایرادی ندارد اما اگر برای است این که مردم بگویند این اهل سوز است، این خراب می کند و باید هدف گرم کردن مجلس اهل بیت(ع) باشد. لحاظ کردن یعنی من کاری را به خاطر مردم انجام نمی دهم.

»»» پرسش: اگر کسی در انجام عمل بترسد ریاست؟

»»» پاسخ: اگر از خودش بترسد، ریا نیست، احتیاط است. یک جایی انسان می گوید این کار را برای احتیاط انجام نمی دهم مثلا می گوید الان صدقه نمی دهم برای اینکه معلوم نیست بتوانم نفسم را کنترل و مدیریت کنم، بعد صدقه را می دهم. ولی جایی طرف صدقه نمی دهد به این خاطر که مردم نگویند ریا کار است بگذار بروند بعد می دهم، این دو کاملا با هم فرق می کند. عبادت یک ذهنیت است، اگر کمی ذهنیت را تغییر دهی، خراب می شود به همین سادگی!

»»» پرسش: اگر عملی که انجام شده و مردم شنیده اند، خوشمان بیاید، ریاست؟

»»» پاسخ: عملی را به قصد قربت انجام می دهی و تمام می شود. عملی برای خدا بوده و تمام شده، شما می گویی مردم شنیده اند، بعد از اینکه مردم شنیده اند من خوشم آمده، این ریا نیست. شما عمل را انجام داده ای تمام شده رفته، حالا مردم شنیده اند، اینجا باید بگویی: "یا مَن اَظْهَرَ الْجَمیل وَ سَتَرَ القَبیح".

امام صادق(ع) می فرمایند: خَلّص العَملَ و انّ الناقدَ بَصیرٌ بَصیرٌ. اگر شما حواستان نیست، کسی که نقد می کند، خیلی دقیق بررسی می کند.

◄ اخلاص.

دو نمونه اخلاص داریم:

1- اخلاص کامل یا خاص.

2- اخلاص نسبی یا اخلاص عام.

اگر اخلاص نباشد کلا عمل باطل است لذا در اعمال باید یکی از این دو اخلاص عام یا خاص باشد.

» مثال اخلاص عام: می خواهی به زیارت امام رضا(ع) بروی و از این که دوستت همراهت است خیلی خوشحالی، این اخلاص عام است.

حد مرزی اخلاص عام کجا مشخص می شود که به ریا می رسد یا نه؟ اینجا مشخص می شود که دوستت می گوید نمی آیم، شما هم می گویی پس من هم نمی روم، کل عمل باطل می شود. معلوم می شود صد درصدش مال دوستت بوده و دلیل این عمل دوست شما بوده. اگر شما بگویی من می خواهم خدمت امام رضا(ع) بروم، از اینکه دوستت نیست غصه هم می خوری اینجا اخلاص عام را داری.

در اخلاص خاص که مال مراتب بالای تقرب است، هیچ چیزی غیر از خدا لحاظ نیست. دوستش بیاید یا نیاید، هیچ تاثیری در روحیه اش ندارد. این شخص آنقدر خوشحال است که به زیارت امام رضا(ع) می رود و هیچ چیزی برایش مهم نیست، این درجات بالا است.

» مسیر ما چیست؟

مسیر ما از ریا به سمت اخلاص عام خواهد رفت و از اخلاص عام به سمت اخلاص خاص باید برود. این یک تبدیل نیست، یک حرکت است یعنی اگر من امسال درباره اخلاص عام 60 درجه ناراحت می شدم، سال بعد 40 درجه بشود، سال بعد 35 درجه بشود یعنی ده سال دیگر هیچ فرقی برایم نمی کند دوستم باشد یا نباشد، اصل امام رضا(ع) است. پس ما یک حرکت از ریا به سمت اخلاص عام داریم که سریع، لحظه ای، دفعتی و فوری است. یک حرکت از اخلاص عام به سمت اخلاص خاص داریم که تدریجی است. آدم باید آرام آرام روی خودش کار کند، هر چقدر ما جلوتر می رویم آن ها هم جلوتر می آیند، تا بالاخره قلب کلا در تصرف باشد.

لینک صوتی





نام:
ايميل: