آخرین مطالب

پنجشنبه 22 آبان 1393
12:30


اربعین حدیث-قسمت نهم


 »»» قرآن کریم می‌فرماید:

انسان طبیعی یعنی کسی که طبعش طبیعی است؛

نه افراطی است، نه تفریطی، نه زیاد خوشحال می‌شود و نه زیاد ناراحت می‌شود.

دنیا قدرت اینکه یک انسان طبیعی را زیاد خوشحال کند یا زیاد ناراحت کند، ندارد.



اربعین حدیث-قسمت نهم

یا انیس

سخنرانی حجت الاسلام سید محمد انجوی‌نژاد

تشکل عقیدتی - سیاسی «آحاد حزب الله»

1393/7/27 - حسینیه سیدالشهدا(ع)

موضوع: اربعین حدیث «قسمت نهم»

 

در بحث اول، جلوگیری انبیا از اطلاق طبیعت و قوای باطنی را تمام کردیم.

ـ بدان که وهم و غضب و شهوت ممکن از جنود رحمانی باشد.

اصلا نمی شود خداوند چیزی را خلق کند و این خلق، خلقت و این مخلوق قسمت مثبت برای حسن استفاده نداشته باشد.

 

- چیزها دو نوع است:

+ قسمت اول: جسمانی است یعنی نمی توانیم بگویم یک کرمی در صد متری کف دریا زندگی می کند و این هیچ حسنی برای خلقت ندارد. اگر این را از اکوسیستم حذف کنیم یک مشکلی برای خلقت به وجود می آید و خداوند این را می داند. اگر شما فقط ده متر از زمین را تغییر دهی تمام کهکشان ها به هم می ریزد یعنی شما جای زمین را ده متر تغییر دهی که در حرکت وضعی و انتقالی اش یک اتفاقی بیفتد و ده متر اینطرف و آن طرف شود، تا آخر عالم «فَإِذ الشَمسُ کوِّرَت» یعنی خورشید یک تکان می خورد، کل عالم نابود می شود و لذا این کرم در اکو سیستم دقیقاً همین حالت را دارد، یعنی اگر ما یک موجود از مخلوقات خدا را حذف کنیم نظم عالم به هم می‌ریزد.

مثلا اگر یک غده نیم میلیمتری بدن شما از کار بیفتد نظم کل بدن را به هم می‌ریزد. در روح هم همین حالت را دارد یعنی وقتی ما به سمت روح، عالم ارواح و اعصاب می‌رویم، در آنجا هم مثلا شخصی بیاید و بگوید شهوت را از انسان‌ها بردارید، بگوید اگر شهوت اینقدر مشکل دارد چرا خداوند آن را خلق کرده است؟ می‌گوییم خداوند برای مشکلاتش خلق نکرد، برای محاسنش خلق کرد چون شهوت مرکز همه امیال است. انسان بدون میل نمی‌تواند زندگی کند حتی میل به نوشیدن، میل به خوردن زیرا باعث تعطیلی زندگی می شود. وهم، غضب، شهوت، یعنی بدون غضب، عالم اصلاً نمی‌تواند روی پای خودش بایستد، غضب یک درصدی است.

امام(ره) می‌فرمایند: وهم و غضب و شهوت ممکن است از جنود رحمانی باشند، اگر از جنود رحمانی باشند منشاء سعادت و خوشبختی انسان گردد.

یعنی شخصی که طلبه حوزه علمیه نیست، درس دین هم نخوانده است فقط یاد گرفته اگر از سه قوه وهم، غضب و شهوتش الهی استفاده کند، همین موجب سعادتش می‌شود. کما اینکه خیلی از کسانی که به علم دین آگاهی‌ چندانی هم ندارند و حتی خیلی از آن ها اصلاً با علوم الهی ارتباط ندارند، درجزیره ای دارند زندگی می‌کنند که هنوز هم اطلاعاتی به آن ها نرسیده، آن ها این سه قوه را مدیریت کرده و برایش قانون های انسانی گذاشته اند. با همین سه قوه به همه سعادت دنیا و آخرت هم می‌رسند.

 

- اگر همه آن ها را تسلیم عقل سلیم و انبیاء عظیم الشأن نماییم.

+ قسمت دوم: تشریع است.

در عالم تشریع برای سه قوه وهم، غضب، شهوت، دستورات الهی از طرف انبیاء نازل شده است که اگر ما این دستورات الهی را در این سه قوه به کار ببریم، باز هم موجب سعادت می‌شود.

- و اما ممکن است از جنود شیطانی باشد، اگر آن ها را سرخود گردانیم.

اگر که اختیار کارکردشان را به دست خودشان بدهیم.

- و وهم بر آن دو قوه با اطلاق عنان حکومت دهیم یعنی وهم را بیاریم یعنی عقلی که اشتباه برای ما دستور می‌دهد، وهم قسمت مشتبه عقل است، بیاید این وهم بر آن ها حکومت کند اینجا از جنود شیطان می‌شود.

- و این نیز پوشیده نماند که هیچ یک از انبیاء عظام(علیه‌السّلام) جلوی شهوت، غضب، وهم را به طور کلی نگرفتند و هیچ داعی الی الله تا کنون نگفته است باید شهوت را به کلی کشت و نائره غضب را به کلی خاموش کرد. آتش دهنده غضب را به کلی خاموش کرد و تدبیر وهم را از دست داد.

نائره یعنی آتش دهنده، اسم فاعل است. یعنی بگوییم تدبیر عقل مادی بدرد ما نمی‌خورد.

 

- بلکه فرمودند باید جلوی آن ها را گرفت که در تحت میزان عقلی و قانون الهی انجام وظیفه دهند زیرا این قوا هر یک می‌خواهند کار خود را انجام و به مقصود خویش نائل شوند اگر چه مستلزم فساد و هرج و مرج هم بشود، مثلاً نفس بهیمی مستقرق شهوت، خود سر عنان گسیخته می‌خواهد مقصد و مقصود خود را انجام دهد.

نفس شیطانی که غرق در شهوت است، اگر جلوی آن را نگیریم دوست دارد که خودش برای خود قانون بگذارد، خودش هم اجرا کند.

- اگر چه به زنای با محسنات در خانه کعبه باشد و نفس غضوب خود سر نفس غضب می‌خواهد انجام مطلوب خود دهد اگر چه مستلزم قتل انبیاء و اولیاء گردد و نفس دارای واهمه شیطانیه می‌خواهد کار خود را انجام دهد گرچه مستلزم فساد در عرض باشد و عالم درهم و برهم گردد.

اشاره‌ای که حضرت امام(ره) دارند به سیری ناپذیری نفس است یعنی اگر شما نفس را در این سه قوه رها کنید غضب نفس خاموش نمی‌شود تا برسد به نقطه قتل انبیاء و اولیاء، غضب شهوت خاموش نمی‌شود تا برسد به نقطه زنا محسنه در خانه کعبه یعنی بدترین نوع آن می باشد و غضب نفس وهمیه هم خاموش نمی‌شود طبق فرمایشات حضرت امام(ره) گرچه مستلزم برسد به فساد فی الارض. یکی از بحث‌هایی که الان در عالم خیلی جدی مطرح است تحت عنوان اینکه اگر جلوی نفس را بگیرید و آن را منع کنید، رغبتش بیشتر می‌شود؛ «الإنسانُ حَریصٌ عَلی ما مُنِع» را هم به عنوان یک ضرب المثل مصداق می‌گیرند و دلیل اثبات مطلبشان می‌دانند.

یکی از دلایلی که الان ما می‌توانیم رد کنیم آمار است. یعنی در کشورهایی که با قانون الهی جلوی شهوت را گرفته اند و کشورهایی که نگرفته اند را، آمار می‌گیریم. آیا این باعث خاموش شدن یا کنترل شهوت شده است؟ یا باعث فراگیر شدن، از دست در رفتن و رسیدن به نقطه جنایت شده است؟ مثلاً دو روز پیش دانمارک قانون گذاشت که عمل جنسی با حیوانات ممنوع است! این ها مگر مشکلی برای عمل جنسی عادی  دارند که مجلس دانمارک چنین قانونی تصویب می‌کند؟! یعنی این فرا رفتن، رها کردن نفس در قوه شهویه است، و باعث می شود که قوه شهویه عادی به قوه شهویه جانی تبدیل شود.

آمار دانشگاه و نشریات انگلیس، آلمان، ایتالیا، آمریکا را بگیرید بعد ببینید چرا به این نقطه رسیده اند؟ به قول اساتید فن، تنها کاری که در آن جا اتفاق افتاده این است که اعمال شهوانی عادی از روال افتاده است یعنی دیگر اعمال شهوانی عادی جذابیت ندارد! نگاه به نامحرم جذابیت ندارد و غیر عادی سر جایش قرار گرفته است. یعنی در حقیقت ما در جامعه خودمان اعمال شهوانی عادی را سعی می کنیم کنترل کنیم.

«الإنسانُ حَریصٌ عَلی ما مُنِع» ازدواجی موفق است که طرفین حریص باشند، منع شده باشند و گرنه مردی که دو هزار نوع زن دیده باشد زنی که دو هزار نوع مرد دیده باشد، این ها دیگر از کنارهم بودن لذتی نمی‌برند، دلیل ازدواج موفق حرص است.

 

»»» پرسش: اگر روابط در غرب آزاد است، مثلا چرا نماینده مجلس ایتالیا و رئیس جمهوری که همچنین کاری انجام داده را با سر و صدا بیان می کنند؟!

»»» پاسخ: در غرب یک قانونی به عنوان رضایت طرفین وجود دارد. بعضی از کسانی که به غرب می‌روند تعریف می‌کنند که ما فکر می کردیم اینجا آزادیست اما بخاطر یک صحبت خیلی ساده با یک زن ما را به کلانتری بردند و از ما شکایت کردند! رضایت طرفین یعنی اگر شما در غرب به شخصی نگاه کنی، می‌تواند از شما شکایت کند. اگر راضی باشی هیچ کاری ندارند، قانونش این است. البته غربی را که می‌گوید غرب معمول است نه غرب مطلق. اگر شما الان در غرب مزاحمتی برای یک خانم یا یک خانم برای یک آقایی ایجاد کند او را به کلانتری برده و از او شکایت می کند و حبس دارد. کاری ندارند جرم اتفاق ‌افتاده است یا نه، یعنی حتی در برخی از کشورها اصلاً اجازه خیره شدن به زن ندارید، اعتراض می‌کند سر و صدا راه می‌اندازد، این به من خیره شده، چند نفر شاهد قضیه را بازگو می کنند و این کار شما جرم دارد باید پول بدهی و به حبس بروی. ولی می‌گویند آزادی با رضایت طرفین است یعنی حتی می‌توانند با یکدیگر هر کاری در خیابان بکنند ولی دو طرف راضی باشند، هیچ کس هم حق ندارد جلویشان را بگیرد.

این بحث را ده سال پیش آقای دکتر بلخاری مطرح کردند همه این ها را گفته می‌توانید پیدا کنید. اولا می گوید که چند درصد در ایران و در غرب جرائم جنسی را آمار نمی‌دهند و چند درصد می دهند. بعد  تنوع جرائم را بررسی می‌کند، در تنوع جرائم می‌گوید تا امروز که بنده دارم صحبت می‌کنم، در ایران هجده نوع جرائم جنسی داریم اما در غرب چهارصد و هفتاد و دو نوع! از نظر آماری هجده تا چهارصد هفتاد و دو نوع یک اختلاف خیلی معنا دار است یعنی ما به لحاظ محدودیت هایی که داریم جرائم خیلی رواج پیدا نکرده است برای اینکه انسان‌ها دنبال این محدوده می‌گردند و بالاخره هم یا ازدواج می‌کنند یا هر اتفاقی می‌افتد. ولی قرآن کریم اعتقاد دارد که: «إِنَّ الْإِنسَانَ لَيَطْغَى أَن رَّآهُ اسْتَغْنَى» در هر چیزی، پول، شهوت، مقام شما به نقطه سیری برسی سراغ بعدی ‌می‌روی. ما اعتقادمان این نبود در بحث شهوت نقطه سیری ایجاد بشود.

 

»»» پرسش: آیا شهوت در جامعه ما عادی شده است؟

»»» پاسخ: حرص در جامعه ما نسبت به مسائل شهوانی خیلی زیاد است. اگر می خواهید وضعیت قبل از انقلاب را با الان مقایسه کنید آمار بیاورید! واقعا آمار جرائم جنسی قبل از انقلاب به نسبت بیست میلیون و هفتاد و پنج میلیون جمعیت، کمتر از الان بوده است؟! قبل از انقلاب در هر شهری یک محله داشتیم، محله خیلی مرتب، منظم و زیبا، مثل تهران نو، مثل جمشیدیه. در هر محله‌ای در هر دقیقه‌ای، دو هزار تا جرم اتفاق می‌افتاد! الان کجا می‌توانیم همچنین چیزی داشته باشیم؟! آمار الان این است که بعضی از محله‌های شهرها مشکل دارد، نه در هر کوچه پس کوچه!

 

»»» پرسش: در برخی از کشورها مثل ژاپن با توجه به قانون اخلاق بدون دین نهادینه شده است.

»»» پاسخ: البته باز باید آمار بیاورید تا ببینیم این صحبت شما مستند است یا نه. همین دروغ نمی‌گویند هم، باید آمار بیاورید. ولی احتمال اینکه در یک جامعه‌ای مردم را طوری تربیت کنیم که قانون مند بار بیایند وجود دارد و از طرفی احتمال دارد که در یک جامعه‌ای با پرچم دینی به لحاظ تربیت نشدن، مردم نه قانون مند بار بیایند نه دیندار هم، وجود دارد.

حالا ایران بهتر است یا ژاپن؟ باید آمار بیاوریم ببینیم کدام بهتر است. مردم ژاپن بیشتر به همدیگر کمک می‌کنند یا ایرانی‌ها؟ یا در خیلی از مباحث دیگر مانند دروغ گفتن، غیبت کردن باید آمار بیاورید، این بحث‌ها فقط باید مبتنی بر آمار باشد. بنده ابداً ادعا ندارم که از نظر روابط اجتماعی بهترین کشور هستیم، ولی می‌گویم اگر کسی بخواهد یک کشوری را به عنوان بهتر برای ما معرفی کند، باید آمار بیاورد و وضعیت اجتماعی مثلا ژاپن را بررسی کنیم. ضمن اینکه مسائل دیگری هم دخیل است مثلاً شاید کره شمالی، خیلی قانونمند باشند آیا واقعاً ما می‌توانیم مثل کره شمالی مردممان را مدیریت و  اداره کنیم؟ سطح آی کیوی مردم ما با کره‌ای ها تفاوت دارد یا ندارد؟ این ها باید بررسی بشود. مثلاً چین، آیا ما می‌توانیم مردممان را به سبک زندگی چینی بار بیاوریم؟ اصلاً مردم ما آی کیویشان در آن سطحی هست که بتوانیم آن ها را اینطوری اغنا و ارضاء کنیم؟!

مثل فاصله دبستان تا دبیرستان است، چرخاندن دبستان به لحاظ سطح و ضریب هوشی پایین تر دبستانی ها ساده تر و دبیرستان سخت تر است، دانشگاه از دبیرستان سخت تر است. برخی از قبایل، قبایلی که عقب افتاده هستند، خیلی از آن ها اصلاً مشکلی ندارند! چهارتا قانون دارند و رعایت می‌کنند بعد هم فوت می‌کنند. این ها احتمالاً بهشت هم می‌روند ولی وقتی نگاه می‌کنیم می‌بینیم در سطح آی کیو، بهره هوشی و خیلی مباحث دیگر با ما خیلی تفاوت دارند. به بهر حال اگر اجتماعی بخواهد برای ما الگو بشود، باید آمار مستند بیاورید.

این که انسان از چیزی منع بشود به آن حریص‌تر می‌شود ضرب المثل است ولی قانون نیست، مثلاً شما تا به حال هوس کرده ای مشروب الکلی بخوری؟ با توجه به اینکه بر روی آن منع وجود دارد. قانون نیست حرف درستی است، روایت که نیست! «الإنسانُ حَریصٌ عَلی ما مُنِع» یک ضرب المثل است عربی است. ممکن است همین مشروب الکلی را بیست، سی، چهل بار برایت بیاورند و بالاخره بگویی یک بار بخورم! در حالیکه اینکه منع شده ای هم اصلا در ذهنت نیست. مثلا پفک برای شما تبلیغات نداشته هوس هم نمی‌کنی، وقتی تبلیغات شود رغبت پیدا می‌شود. حرف درستی است ولی همه جا مصداق ندارد.

 

- انبیاء(ع)آمدند، قانون‌ها را آوردند و کتاب های آسمانی بر آن ها نازل شد که جلو گیری از اطلاق و زیاده روی طبیعت کنند.

اصلاً هدف از تشریع و دین کنترل طبع است. جلوی زیاده روی طبیعت گرفته و کنترل بشود، هدف اصلی این است.

 

- و نفس انسانی را در تحت قانون عقل و شرع درآورند و آن را مرتاض و مؤدب کنند که نفس را عادت بدهند که خارج از میزان عقل و شرح رفتار نکنند.

یک معنای اصطلاحی برای مرتاض داریم تحت عنوان کسانی که به خودشان ریاضت می‌دهند، می‌گویند طرف مرتاض هندی است که ریاضت های غیر شرعی است. یک معنای ریاضت سخت گیری است. معنای دیگر ریاضت ورزش است. معنایی که ما الان داریم به آن نگاه می‌کنیم این است: آموزاندن به نفس و جسم که در شرایط مختلف بتواند خودش را تطبیق بدهد. انسان‌هایی که اهل ریاضت نیستند، برایشان یک مشکلی پیش می‌آید.

قرآن کریم می‌فرماید که انسان طبیعی یعنی کسی که طبعش درست است، نه افراطی است، نه تفریطی، نه زیاد خوشحال می‌شود و نه زیاد ناراحت می‌شود. صحیح تر این است: دنیا قدرت اینکه یک انسان طبیعی را زیاد خوشحال کند یا زیاد ناراحت کند، ندارد.

انسان غیر طبیعی کیست؟ انسان غیر طبیعی یک ضرب المثل داریم در فارسی که می‌گوید با یک دانه غوره سردی اش می‌شود و با یک مویز گرمی اش می‌شود یعنی این انسان در اثر یک ناراحتی یا اتفاقی که افتاده، لب مرز خودکشی است! فردا یک اتفاق خوب می‌افتد می گوید: لذت می‌برم و الان هوای دو نفره می‌طلبم! طبیعی یا غیر طبیعی در ژن ما است؟ نه. در آموزاندن به نفس است.

کسانی که نفس خودشان را مؤدب کردند و نفس مرتاضی دارند یعنی به آن ورزش داده اند، نه خیلی زیاد ذوق زده می‌شوند، نه خیلی زیاد غم زده. خیلی عادی هستند. دنیا عُسر و یُسر دارد. طرف در فوتبال می‌بازد می‌گوید داور لج بود، زمین کج بود، زمین و زمان را به هم می‌بافتد که چرا باختیم؟! از اینطرف می‌بَرد می‌گوید: برنامه ریزی کردیم، الحمدالله خدا و انبیاء کمک کردند!

اما انسانی که در فوتبال مؤدب و آموزش دیده است وقتی می‌بازد می‌گوید: امروز روز ما نبود، این جمله خیلی جمله درستی است. فردا شب که برد می‌گوید: روز ما بود، روز آن ها نبود. دنیا اینطوری است یک روز، روز ماست یک روز، روز ما نیست.

آقا امیرالمؤمنین(علیه‌السّلام) خیلی زیبا می‌فرمایند: روزگار دو قسمت است: یومٌ لَک و یَومٌ عَلَیک. در روزی که برای تو است خیلی ذوق زده نشو و در یومٌ علیَک هم، خیلی ناراحت نشو.

حضرت امام(ره) می‌فرمایند: نفسی که غیر طبیعی بار آمده «یومٌ لَک و یَومٌ عَلَیک» را درک نمی‌کند و نفسی که مؤدب و مرتاض بار آمده، این نه خیلی ذوق زده می‌شود، نه خیلی ناراحت می‌شود. حد وسط بین ذوق زدگی و ناراحتی، شکر معمولی است. آقا چه طوری؟ خیلی خوب است؟ شکر. چه طوری؟ خیلی بداست؟ شکر. نه شکر قبلیِ رقیق است، نه شکر بعدی غلیظ است.

آن هایی که بعضی وقت ها شکرهای خیلی غلیظی دارند و می گویند: وای خدایا شکرت! این ها معمولاً ناشکری های خیلی غلیظ هم دارند! این را دقت کنید این جمله را هیچ جا ننوشته بعضی وقت ها شدت شکر ما نشان دهنده حب دنیای ما است یعنی من به دلیل اینکه حب دنیا دارم اینقدر شکر می‌کنم! وقتی به حضرت امام(ره) می‌گفتند فتح ایجاد شد، می‌گفتند: الحمدالله. گفتند: محاصره کرده اند! فرمودند: الحمدالله. در احوالات اولیاء خدا مثل رهبری نگاه کنید، بعد از پیروزی و بعد از شکست‌هایی که ما احساس می‌کنیم، خیلی عادی هستند نه ذوق زده و نه غمگینند. نه در چهره‌اش می‌شود چیزی دید. این نفس، نفس طبیعی است.

هدف از تعالیم انبیاء و تشریع، پروراندن نفس طبیعی است، نه نفس غیر طبیعیِ افراطیِ زاهد یا نفس غیر طبیعیِ افراطیِ غرق در شهوات و مستغرق در حب دنیا. ده سال پیش در اصفهان خدمت یکی از آقایان که خیلی از اوقات روی بورس بودند، رسیدم. با همان روحیه که انگار ده هزار نفر جلوی ایشان نشسته باشند و زبانی که زیاد هم قادر به صحبت نبود، صحبت کردند. گفت خیلی حیف شد! بعد ایشان خیلی ساده گفتند: هر کسی یک روزی بالا می‌رود، یک روز پایین می آيد، تمام شد. هر کسی یک مدتی روی بورس است بعد هم پایین می‌آید. برخی برای اینکه روی بورس نباشند مقاومت می‌کنند! این را در رفتارهای برخی از سیاسی ها قشنگ می‌توانید ببینید.

 

حضرت امام(ره) فرمودند: سیاسی نباید حب نفس داشته باشد. آقا شما دیگر نیستی، این مصاحبه برای چه بود؟! همه دوباره ختم شرکت می‌کنند، هیئت شرکت می‌کنند، تو را خدا ما را ببینید! این تو را خدا ما را ببینید یعنی نفس! کنار بنشین، حالا در هر رتبه و در هر مقامی می خواهی، باش. هر جا اولیاء خدا احساس می کردند مطرح شدنشان به این دلیل است که نفسشان می طلبد مطرح شوند، کنار می کشیدند. یک موقع ولی خدا می خواهد حرفش پخش بشود بخاطر این است که به فکر باقیات صالحاتش است. هر عملی که منجر شود بخواهیم دیده بشویم این را نفس گویند. زمانی که این صحبت ها می شود در ذهن شما استاندار و رئیس جمهور و آدم های مشهور می آید، اما خودتان چه طور؟ آیا بر نفسی که دوست دارد ده میلیون نفر او را ببینند با نفسی که دوست دارد دو نفر او را ببینند، فرقی می کند؟؟ هر دو نفس است. الان دایره حکمرانی نفست خیلی محدود است، پس فردا که این نفس را قبلاً مؤدب و مرتاض نکرده ای، به یک جایی می رسی که مقابلت صد یا هزار نفر می شوند، کار را خراب می کنی. بعضی وقت ها یک نفر ببیند ما نماز می خوانیم و خوب هستیم، کافی است، این نفس می شود. آن یک نفر هم نباید ببیند.

شخصی مدت زیادی شب ها برای خدا به مسجد می رفت و نماز می خواند همیشه هم در ذهن خود داشت که مردم چقدر غافل هستند! من هر شب تا صبح نماز می خوانم و آن ها خوابند! مرحوم حاج ملا علی نراقی نقل می کند بالاخره یک شب، بعد از یک سال نماز خواندن وقتی داشت نماز می خواند دید در باز شد و شخصی پشت سر او نشست. خوشحال شد و گفت: خدا مزد ما را داد! در این یک نفر در این شهر فهمید که ما نماز می خوانیم و این هم به بقیه هم می گوید. آن شب هم خیلی خیلی دقت داشت که این نماز را از شب های قبل بهتر نخواند که ریا بشود، این هم جزء مکاید نفس است. خلاصه تا صبح نماز خواند، بعد نافله صبح و نماز صبح و تعقیبات وقتی برگشت که از کنار این شخص رد بشود و زیر چشمی یک نگاهی هم کرد تا ببیند آدمی که قرار است او را در شهر مشهور کند کیست، دید یک سگ است!! حاج ملا احمد می گوید بعضی وقت ها خدا اینطوری گوش آدم را می پیچاند. یک سگ می آید به شما می گوید چقدر ارزش کارت را پایین آوردی که خداوند برای دیدن این عبادت احیای یک ساله تو، یک سگ را به مسجد فرستاد.

 

- انبیاء(علیهم‌السّلام) آمدند قانون ها آوردند و کتاب های آسمانی بر آن ها نازل شد که جلوگیری از اطلاق و زیاده روی طبیعت کنند.

اطلاق طبیعت یعنی مطلق پنداشتن خیر و شر در دنیا. نه خیری در دنیا الزاماً خیر است، نه شری در دنیا الزاماً شر است. دلیل قرآنی آن: «عسی ان تحبوا شیئا و هو خیر لکم» و نه شری الزاماً در دنیا شر است؛ «عسی ان تكرهوا شیئا و هو شر لکم».

در روز قیامت اگر ما را سمت جهنم بردند، شر است. اگر عذاب بر ما نازل کردند یقیناً شر است. اگر به ما در روز قیامت درجه دادند یقیناً خیر است اما شاید در دنیا درجه شر باشد. شاید عذاب دادن در دنیا خیر باشد، دنیا فرقش با قیامت این است.

- و نفس انسانی را تحت قانون عقل و شرع درآورند و آن را مرتاض و مؤدب کنند، میزان عقل و شر رفتار نکنند پس هر نفس که با قوانین الهیه و موازین عقلیه ملاکات خود را تطبیق کرد، سعید است و از اهل نجات می باشد و الا پناه ببرد به خداوند تبارک و تعالی از آن شقاوت ها و بدبختی ها و ظلمت ها و سختی ها که در پیش دارد و از آن صورت های موهشه و مدهشه که در برزخ و قبر و قیامت جهنم مصاحب او است و از نتیجه و ملکات و اخلاق فاسد که پایبند او است.

 

»»» پرسش: اگر برای مسائل معنوی خوشحال شویم، نفسانیست؟

»»» پاسخ: بله. نباید زیاد خوشحال شویم، نباید هم زیاد ناراحت شویم. باید طبیعی باشد برای اینکه شیطان می بیند از این معنویت زیاد خوشحال می شوی، معنویت را از شما می گیرد که زیاد ناراحت بشوی، در دام ناشکری بیفتی!





نام:
ايميل: