آخرین مطالب

یکشنبه 4 آبان 1393
12:30


اربعین حدیث - جلسه هشتم


آقا امیرالمؤمنین(علیه‌السّلام) می‌فرمایند:

انسان‌ها در روز قیامت با آن چیزی که برایش همت به خرج داده اند محشور می‌شوند.



یا انیس

سخنرانی حجت الاسلام سید محمد انجوی‌نژاد

تشکل عقیدتی -  سیاسی «آحاد حزب الله»

حسینیه سیدالشهدا(ع) - 1393/4/25 

موضوع: اربعین حدیث «قسمت هشتم»

- بـدان كـه خـداونـد تبارك و تعالى به يد قدرت و حكمتش در عالم غيب و باطن نفس قوايى خلق فرموده داراى منافع بيشمار به آنچه مورد بحث ما است در اين مورد سه قوه است و آن واهـمه و غضبيه و شهويه است. و هر يك از اين قوا منافع كثيره دارنـد از بـراى حفظ نوع و شخص و تعبير دنيا و آخرت، كه علما ذكر كرده اند و اكنون ما را بـه آن احـتـيـاجـى نـيـسـت. و آنـچه لازم است در اين مقام تنبه دهم آن است كه اين سه قوه سرچشمه تمام ملكات حسنه و سيئه و منشاء تمام صور غيبيه ملكوتيه است.

و تـفـصيل اين اجمال آنكه انسان همين طور كه در اين دنيا يك صورت ملكى دنيای وى دارد كه خـداونـد تـبـارك و تـعـالى آن را در كـمال حسن و نيكويى و تركيب بديع خلق فرموده كه عـقـول تمام فلاسفه و بزرگان در آن متحير است و علم معرفة الاعضاء و تشريح تاكنون نتوانسته است معرفت درستى به حال آن پيدا كند و خداوند انسان را از بين مخلوقات امتياز داده بـه حـسـن تـركـيـب و جـمـال نـيـكـو مـنـظـر، كـذلك از بـراى او يـك صـورت و شكل ملكوتى غيبى است، كه آن صورت تابع ملكات نفس و خلق باطن است در عالم بعد از مـوت، چـه بـرزخ بـاشـد يـا قـيـامت.

خود مبارزه با نفس یکی از زیبایی‌های خلقت است. منشأ آن سه قوه است، ما اگر بخواهیم زیبایی‌های انسان را بررسی کنیم؛

  •  قوه واهمه؛ یک سری زیبایی‌ها را برای ما ایجاد می‌کند، فرض می‌کنیم انسان به خاطر ترس از آخرت، در دنیا یک سری مبارزات را انجام می‌دهد.
  •  قوه غضبیه؛ انسان به خاطر اینکه نفس متعالی و زیبایی داشته باشد روی غضبش پا می‌گذارد و کنترلش می‌شود.
  •  قوه شهویه؛ همینطور است.

- اگر انسان خُلق باطن و ملکه و سریره‌اش انسانی باشد، صورت ملکوتی او نیز صورت انسانی است. اگر ملکاتش غیر ملکات انسانی باشد، صورتش انسانی نیست و تابعه آن سریره و ملکه است.

صورت انسان را دارد بررسی می‌کند؛ اولاً صورت شناسی در انسان‌ها به این معنا نیست که من و شما در دنیا صورتمان برای بقیه مردم مکشوف باشد. ممکن است شما یک صورت بسیار، بسیار زیبا و آرامش بخشی را در دنیا ببینی که بسیار، بسیار خُلق و خُوی حیوانی دارد و اصلاً هم معلوم نیست. اولیاء خدا هم که می‌توانند باطن را ببینند، درصدی است چیزی که برای ما خیلی مشخص است این است که صورت انسان‌ها در قیامت کاملاً خودش را نشان می‌دهد.

- بعد امام(ره) اینگونه می‌فرمایند: اگر ملکه و شهوت و بهیمیّت در باطن ما غلبه کند و حکم مملکت باطن، بهیمه شود صورت ملکوتی انسان صورت یکی از بهائم است و مناسب با خُلق آن.

بنده فکر می‌کنم نظر امام(ره) اصلاً بحث گناه نیست، می‌گوید اگر همّ و غم انسان مباحث حیوانی باشد، این مانند حیوان محشور می‌شود. حیوان الزاماً گناه نمی‌کند. کسی که به قول آقا امیرالمؤمنین(علیه‌السّلام)، "مَن کانَ هَمّه بطنُه"؛ کسی همّ او شکمش باشد، این یک حیوان می‌شود. حیوان الزاماً گناه نکرده. در روز قیامت یک سری از انسان‌ها به صورت حیوان‌هایی محشور می‌شوند که عذاب هم ندارند.

کسی در تمام زندگی فقط و فقط به فکر شکمش بوده، حلال هم بوده و بعد هم در اثر پرخوری و مباحث این شکلی، مُرده است. انسانی که تمام زندگی اش همین بوده که حلال بخورد در آخر هم مُرده است، شهید راه شکمش شده، این که جهنم نمی‌رود این شخص به صورت حیوان محشور می‌شود. در روز قیامت انسان‌ها برای اینکه بخواهند به بهشت برسند، باید انسان باشند. این اشخاص در یک دوره‌هایی قرار می‌گیرند که در این دوره‌های برزخی یک سری مباحث انسانی را رد می‌کنند. دوباره از اول باید این مباحث را رد کنند که خیلی سخت‌تر است یعنی زحمتش بیشتر است و آرزو می‌کنند ای کاش در دنیا مقداری بیشتر به خودمان رسیده بودیم.

حتی راجع به شهوت. راجع به شهوت جنسی یک انسان می‌تواند تمام عمر شهوت‌رانی جنسی بکند اما از راه حلال. افرادی مانند ناصرالدین شاه که انسان کثیفی بوده داشتیم اما در میان شاهزادگان مُتمَوّلین کسانی را داشته ایم که تمام عمرشان به شهوت جنسی حلال گذشته است. هشتصد، نهصد زن داشته اند. این ها دیگر وقت زندگی کردن ندارند، آخر هم در همین مسیر حلال مُردند. می‌گوید این شخص مانند حیوان محشور می‌شود ولو اینکه حلالش بوده باشد، برای اینکه اکثر هَمّه این یعنی غالب همتش بابت شهوت خرج شده است.

اینگونه موارد معمولاً در بین ما مبتلا به ندارد اما می‌توانیم کسانی را پیدا کنیم که یک عمر برای مقام دویده، برای مقام درس خوانده، برای مقام کار کرده، برای مقام کار فرهنگی کرده. همه چیز برای چه بوده؟ برای اعتبار و مقام. این شخص دقیقاً روز قیامت مانند حیوان محشور می‌شود ولو اینکه این انسان ابداً هیچ گناهی هم نکرده باشد. آقا امیرالمؤمنین(علیه‌السّلام)دقیقاً می‌فرمایند: انسان‌ها در روز قیامت با آن چیزی که برایش همت به خرج داده اند محشور می‌شوند. این چیزی که اینجا امام(ره) خیلی ظریف بر روی آن دقت می‌فرمایند و معمولاً هم در منابر عمومی گفته نمی‌شود، این است که آیا حلال می‌تواند انسان را به حیوان تبدیل کند؟ می‌گوییم بله. اتفاقاً حیوانات حلال می‌خورند، حیوان مال حرام مصرف نمی‌کند. حلال خوری الزاماً دلیل بر پاکی نیست، پس اصل چیست؟ اصل همتش است.

در اینجا به نیت برمی‌گردیم حتی اولیاء خدا وقتی غذا می‌خورند نیت می‌کنند که غذا را برای عبودیت بهتر بخورند. اولیاء خدا از اینکه حلال خوری‌ها آن ها را در مسیر حیوانیت پیش ببرد، هراس دارند.

 

- اگر ملکه غضب و سَبُعیت بر باطن و سریره‌اش غلبه کند حکم مملکت باطن و سریره، حکم سَبُع شود. درندگی یکی از همین بحث‌ها است. ما درندگی حرام داریم، درندگی حلال هم داریم. درندگی حلال یعنی شما ابایی نداشته باشی از اینکه در مسیر رسیدن به شهوات و امیال دنیوی ات، کسانی فنا و فدا شوند!

پیغمبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) راجع به صندلی، کرسی، مقام می‌فرمایند: اگر شما ببینی یک کسی از شما برای این مقام لایق‌تر است و بر این صندلی بنشینی، خیانت بر خدا و رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) است. این یعنی چه؟ یعنی قبل از اینکه به فکر این مقام باشی، برای اینکه این مقام حیوانی نباشد، باید بگردی، کنکاش کنی، جستجو کنی کسی برای این مقام از شما لایق‌تر است یا نه، وگرنه شما از طریق همان درنده خویی حیوانی خودت، دنبال این مقام هستی.

- صورت غيبيه مـلكوتيه صورت يكى از اسباع است و اگر وهم و شيطنت ملكه شد و باطن و سريره اش داراى مـلكـات شـيـطـانـيه شد، از قبيل خدعه، تقلب، نميمه، غيبت، صورت غيب و ملكوتش صورت يكى از شياطين است به مناسبت آن.

حالا به سمت چه آمد؟ گناه. تا الان حیوان بود، حیوانات بی‌گناهند. حالا سراغ شیاطین آمد.

»»» می‌گوید اگر این سری اعمال را برای رسیدن به یک قسمتی از دنیا به خرج داد:

1- خدعه یعنی یک توطئه‌ای را چیدن برای رسیدن به یکی از آرامش‌های شهوانی.

2- تقلب یعنی استفاده از امکاناتی که حق شما نیست برای رسیدن به یکی از امیال شهوانی.

3- نمیمه یعنی زیر آب زدن، گزارش‌های حقیقی. فرق نمیمه با تهمت این است؛ گزارش‌های حقیقی را برای یکی از امیال شهوانی رد و بدل کردن مثلاً شما در جمع کانون مشکلی در یک آقا یا یک خانم می‌بینی می‌روی گزارش می‌دهی، این اشکال دارد؟ اگر به این خاطر گزارش می‌دهی که یک اصلاحی ایجاد بشود، ایرادی ندارد. خودت باید تشخیص بدهی که این انسان و این جمع به یک صلاح بالاتری برسند، این واجب است. اگر گزارش دادن به این دلیل است که شأن این انسان کم بشود، این نمیمه می‌شود. نمّامی یعنی شما یک خلافی را از کسی ببینی برای اینکه شأنش کم بشود گزارش بدهی. برخی اوقات نمّامی معنی دیگری هم دارد؛ به این معنی که شما خلافی را برا اینکه بین دو نفر بهم بخورد گزارش بدهی. یکی از بزرگ ترین و کثیف‌ترین گناهان این است که شما بدی واقعی و حقیقی را برای به هم زدن بین دو نفر یا جمعی بسط، گسترش و گزارش بدهی. پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) می‌فرمایند: در روز قیامت این فرد مانند عجوزه‌ای که از زبان و دهانش آتش بیرون می‌ریزد، محشور می‌شود و در حالی که فریاد می‌زند که به من یک قطره آب برسانید، چهار دست و پا به سمت جهنم می‌رود!

4- غیبت. غیبت هم که تعریفش مشخص است و زیاد به آن نمی‌پردازیم.

بعد می‌گوید این صورت غیبیه ی کسی که از خدعه و تقلب و نمیمه و غیبت برای رسیدن به یکی از امیال شهوانیش استفاده می‌کند، صورتش شیاطین می‌شود یعنی مانند حیوانات محشور نمی‌شود.

- و گاهی ممکن است به طریق ترکیب دو ملکه و یا چند ملکه منشأ صورت ملکوتی شود آن وقت به شکل هیچ یک از حیوانات نمی‌شود، بلکه صورت به غریبی پیدا می‌کند که هیچ آن صورت مـدهـش و موحش و بد ترکیب در این عالم سابقه ندارد.

بعضی‌ها در امر حیوانیت به اصطلاح یک هنرمندی دارند که چون از این امیال و شهوات ترکیب می‌کنند، به صورت ترکیبی خلقت می‌شوند که اصلاً در عالم خلقت هم وجود ندارد! دماغ مال یک حیوان است، گوش مال یک شیطان است، چشم مال یک حیوان دیگر است. این ها کسانی هستند که به قول پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) در قیامت به صورت‌هایی که پیش آن ها میمون‌ها و انترها نیکوست، محشور می‌شوند. صورت‌ها به گونه ای است که میمون و انتر جلوی این ها، الیزابت هستند!

»»» پرسش: یک کسی راجع به دیگری بدگویی می‌کند، بعد شما برای اینکه از آن شخص دفاع کنی مجبوری خود این شخص را زیر سؤال ببری. این نمامی است؟

»»»‌ پاسخ: نمّامی یعنی انتقال دادن یک بدی از کسی به خاطر امیال شهوانی به جای دیگر. الان این سوال شما در این تعریف می‌گنجد؟ نه.

اگر کسی حیوان یا شیطان می‌شود، خودش انتخاب می‌کند. هیچ قدرتی بالاتر از عقل نیست. حُسن انسان در انتخاب‌گری اش است. اگر ما قدرت شهوت و غضب را یک قدرت جداگانه بدانیم که بعضی وقت‌ها می‌تواند بر عقل غلبه کند، از نظر من تسامح در تعبیر است. می‌گویند شهوتش غلبه کرد، یعنی چه؟ یعنی عقلش تشخیص داد که شهوانی بشود. ما عقل را تحت عنوان مرکز تصمیم‌گیری انسان می‌شناسیم و اگر یک جایی خارج از تصمیم‌گیری انسان قدرت داشته باشد که بر تصمیمات ما اثر بگذارد، بحث اختیار و انتخاب به طور کلی زیر سؤال می‌رود. بعنوان مثال اگر الان یک آمپول به شما بزنند و مغزت از کار بیفتد، شما می‌توانی کاری بکنی؟ عقل یا شیطانی است یا الهی. اگر می‌گوییم روز قیامت به شکل میمون یا به شکل فلان محشور می‌شوند، قالب‌های قیامت با قالب‌های الان فرق دارد در حالیکه ما در قالب مثالی دنیا می‌توانیم مثال بزنیم، انتر، میمون و... ولی آنجا اصلاً اینطوری نیست. اینکه آنجا دقیقا به چه شکلی هست را نمی‌دانیم، اصلاً نمی‌شود بدانیم برای اینکه عقل ما برای درک مباحث این دنیا خلق شده است نه آن دنیا، آنجا عقلش متفاوت است ولی قالبی که الان داریم قالب دنیایی است که در برزخ قالب مثالی می‌شود، قالب روز قیامت هم قالب اخروی می‌شود.

این صحبت‌ها برای تقریب ذهن است که یک شمه ای در ذهن تشکیل شود، یک انسانی که سرش مانند خوک است، دست و پایش مانند سگ است. همان سیرت را دارد می‌گوید. برای بودن در برزخ یک قالب جدید لازم داریم که به آن قالب مثالی می‌گویند. وقتی روح از بدن خارج می‌شود یک قالبی به آن می‌دهند که تجسم پیدا کند به همین خاطر ما مُرده‌ها را نمی‌بینیم، برای اینکه قالبشان با این چشمی که برای دنیا خلق شده، دیده نمی‌شود. عقل سرجایش است، عقل که اسمش را روح می‌گذارند، اصل وجود ما همین روح و عقل ما است.

- بله، ممکن است از برای یک نفر در آن عالم چند صورت باشد، زیرا که آن عالم مثل این عالم نیست که یک چیز بیش از یک صورت قبول نکند و این مطلب مطابق با برهان نیز هست و در محل خود مقرر است.

یعنی ممکن است یک انسانی در روز قیامت مثلاً چهار، پنج ساعت به یک قیافه باشد. چهار، پنج ساعت دیگر به یک قیافه دیگر و این به اعمالش در دنیا برمی‌گردد. ممکن است این شخص در دنیا اینطوری بوده، همان حالت برزخی اش پیدا می‌شود. الان هم صورت برزخی در ما وجود دارد یعنی ما صورت برزخی‌هایمان الان اصلاً ثابت نیست. مثلاً بگوییم کلاً خر است، کلاً نمی‌شود یا ممکن است دو ساعت به مقام فرشته‌ها برسد صورتش تغییر می‌کند، باز ممکن است در جایی یک قسمتی از غضبیت بیاید، باز تغییر می‌کند. اولیاء خدا که صورت‌ها را می‌بینند اینگونه می‌گویند، شخصی وقتی خدمت حضرت آیت الله آملی رسیده بود، می‌گفت با من بد برخورد کردند. گفتند برو فلان کار را بکن. رفتم فلان کار را انجام دادم و برگشتم، آقا فرمودند: حالا بنشین اینجا دو رکعت نماز هم بخوان. دو رکعت نماز هم خواندم، بعد گفته بودند که از حیوان به فرشته تبدیل شد، در چه مدت؟ در نیم ساعت، چهل دقیقه، یک ساعت.

صورت‌های برزخی در دنیا هم، ثابت نیست. این که می‌گویند کسی می‌بیند اثر بعضی چیزها در جا دیده می‌شود مثلاً وقتی شما غضبت گُل می‌کند، آن لحظه بعضی از اولیاء خدا آتش را در صورتت همان موقع می‌بینند. شهوت گُل می‌کند، باز یک قیافه دیگر را می بینند. بعد ملکوتی ات گُل می‌کند باز یک چیز دیگر دیده می شود لذا یک چیز ثابتی نیست. این که می‌گویند خدمت بعضی از اولیاء که می‌خواهید بروید، یک حمد یا قل هو والله بخوانید و به خودتان فوت کنید یا ذکر ستار العیوب بگویید، برای چیست؟ برای این است که یک دقایقی صورتت پاک بشود یعنی انسان وقتی این کار را می‌کند این ذکر و یا ستارالعیوب گفتن ها یک اثرات وضعی دارد.

◄ فرق بصیرت امام معصوم و بصیرت ولی خدا در چیست؟

ولی خدا بصیرتش لحظه‌ای است، قطع و وصل هم می‌شود اما امام بصیرتش، بصیرت ابدی است یعنی امام جایگاه شما را در بهشت و جهنم می‌بیند بنابراین طرف با قیافه‌ای که یک ولی خدا او را بیرون کرده نزد امام معصوم می رود، او می‌داند این شخص هدایت می‌شود، تحویلش هم می‌گیرد یا برعکس کسی که یک ولی خدا توصیه اش کرده و خدمت امام فرستاده که هوای این شخص را داشته باش، این خیلی استعداد دارد، امام قیافه برزخی حقیقی او را دیده و تحویل نگرفته است.

مرحوم آقای شب زنده دار امروز فوت کردند. تا قبل از ماه رمضان سر کلاس ایشان می‌رفتیم و خیلی هم اصرار داشتیم که آقای شب زنده دار را شیراز بیاوریم. گفتیم شیراز یک قطب بزرگ علمی نیاز دارد که ایشان به شیراز تشریف بیاورند. فکر کنم شصت سالی هست که قم ساکنند و یکی از مهم ترین مدرسین قم هستند و چون استان فارسی بودند خیلی دوست داشتیم یک کسی به اندازه ایشان را شیراز بیاوریم تا بتواند حوزه را قوت دهد، شاگردهای رده سه شان هم، بیایند حوزه را تکان می دهند.

- و بـدان كـه مـيـزان در ايـن صـور مـخـتلفه، كه يكى از آن ها انسان است، و باقى چيزهاى ديـگر، وقت خروج نفس است از اين بدن.

یعنی شما تا لحظه خروج نفس از بدن فرصت دارید که به صورت خودتان برسید و رسیدگی کنید و بالعکس خرابش کنید.

- و پیدا شدن مملکت برزخ و غلبه سلطان آخرت که اولش در برزخ است در وقت خروج از بدن.

می‌گوید این صورت، اول در برزخ مشخص می‌شود و بعد هم در قیامت.

- خداى تعالى مى فرمايد به نقل از بعضى كه در وقت حشر مى گويند: خدایا چرا مرا کور محشور کردی با آنکه در آن دنیا چشم داشتم؟ می‌گوید آیا تو آیات ما را فراموش نکردی؟ چون فراموش کردی امروز فراموش شدی و ای بیچاره تو چشم ملکی ظاهر بین داشتی ولی باطن و ملکوتت کور بود، کوری خودت را حالا ادراک کرده‌ای.

هان ای عزیز گوش دل باز کن و دامن همت به کمر زن و به حال بدبختی خود رحم کن شاید بتوانی خود را به صورت انسان گردانی و از این عالم به صورت آدمی بیرون روی که آن وقت از اهل نجات و سعادتی و مبادا گمان کنی که این موعظه‌ها و خطابه است، این ها همه نتیجه برهان حِکمی حکمای عظام و کشف اصحاب باب ریاضت و اخبار صادقین و معصومین است.

می‌فرماید ما موعظه نکردیم، همه این ها برهان است. دلایل دقیق و برهان بوده که از صادقین خدمت شما، الهام شده است.







نام:
ايميل: