آخرین مطالب

سه شنبه 6 اسفند 1392
12:30


اربعین حدیث - جلسه سوم


+ اگر انسان عاقل لحظه ای فکر کند، می فهمد که مقصود از این بساط چیز دیگری است و

منظور از خلقت، عالم بالاتر و بزرگ تری است و

این حیات حیوانی مقصود به ذات نیست و انسان عاقل باید در فکر خودش باشد و

به حال بیچارگی خود رحم کند.

* وقتی انسان فکر می کند،

به این نقطه می رسد که اگر قرار است دنیا محور ما باشد،

بیخود اطراف معنویت می چرخیم!

برای اینکه هیچ وقت معنویت نمی تواند یک انسان دنیا محور را راضی کند.

معنویت بساط کسانی است که از دنیا به عنوان یک قَنْطَرة یا پل یاد می کنند که رد شوند.



اربعین حدیث - جلسه سوم

یا انیس

سخنرانی حجت الاسلام سید محمد انجوی‌نژاد

تشکل عقیدتی - سیاسی «آحاد حزب الله»

حسینیه سیدالشهدا(ع) - 1392/12/04

موضوع : اربعین حدیث «قسمت سوم»

 

+ ادامه بحث شرح اربعین حدیث به تفکر رسید؛

»»» در تفکر:

بدان که شرط مجاهده با نفس و حرکت به جانب حق تعالی، تفکر است و بعضی از علمای اخلاق در بدایات آن را در مرتبه پنجم قرار داده اند و آن نیز در مقام خود صحیح است.

■□ تعریف تفکر:

آن است که انسان لااقل در شب و روزی مقداری ولو کم هم باشد فکر کند که آیا مولای او که او را در این دنیا آورده و تمام اسباب آسایش و راحت را از برای او فراهم کرده و بدن سالم و قوای صحیحه که هر یک دارای منافعی است که عقل هر کس را حیران می کند به او عنایت کرده و این همه بسط بساط نعمت و رحمت کرده و از هر طرفی هم این همه انبیاء را فرستاده و کتاب نازل کرده و راهنمایی نموده و دعوت ها کرده است، آیا وظیفه ما با این مولای مالک الملوک چیست؟

◄ شرح:

اولین چیزی که از نظر بنده در این فراز خودش را نشان می دهد، نوع جمله بندی حضرت امام(ره) است. اگر دقت بفرمایید وقتی امام(ره) جمله را شروع می کنند، آن را ختم نمی کنند، به هم متصل می کنند. به نظر می رسد سرّی در این است که اگر قرار باشد انسان تفکر کند، باید تفکر پیوسته باشد. یعنی تفکر منقطع که مثلا من امروز ده دقیقه وقت بگذارم و فکر کنم و تمام روز را غافل باشم، این تفکر مورد نظر حضرت امام(ره) نیست.

■ دلیل این نوع جمله بندی این است:

تفکر باید پیوسته باشد. یکی از اسراری است که باید در این فراز به آن نگاه کنیم و وقتی به آن نگاه می کنیم متوجه می شویم امام(ره) در این کتاب اربعین حدیث از این ادبیات استفاده می کند، یعنی ادبیات به هم پیوسته. در حقیقت نشان می دهد که راه سلوک یک راه استمراری است که باید در تمام مدت فکر و ذکر و عمل و رفتار سالک را در بر بگیرد. امام(ره) در این فراز درباره چیزهایی که می شود در مورد آن ها تفکر کرد، مثال می زنند؛

 

 - قسمت اول:

اینکه مولا ما را در این دنیا آورده. این همان چیزی است که امیرالمؤمنین(ع) می فرمایند: "مِنْ اَیْن" از کجا می آیی؟ یکی از مبانی تفکر است. از کجا آمده ام؟ چه کسی من را خلق کرده است؟ چه کسی من را در این دنیا قرار داده است؟

 

- قسمت دوم:

اسباب آسایش و راحتی که به تفکر به نعمت های الهی بر می گردد. نعمت هایی که دو گونه است؛ اگر با یک چشم خیال پرداز به آن نگاه کنیم، طبیعتاً ما را راضی نخواهد کرد. جمله مشهوری را یکی از فلاسفه غرب می گوید: آن هایی که امیدواری های بزرگ دارند، خودشان را برای شکست های بزرگ آماده کنند. این یعنی مصداق بارز آخر امیدواری ابلهی است، این دنیای آخر امیدواری نیست. این افراد حتما در جایی ضربه می خورند. امیدی که باید داشته باشیم نسبت به خدا، عاقبت، آخرت، رحمت، فضل و عنایت خداوند است اما امیدی که نباید داشته باشیم نسبت به این که در دنیا همه چیز مرتب خواهد شد. نگاه به نعمت ها یعنی اینکه در حقیقت ما بتوانیم میان این همه نعمت بگوییم همین هایی که ما داریم خیلی بیشتر از آن حد لازم ما است. اگر یک انسانی بخواهد از نعمت ها استفاده کند، همین هایی که دارد را نمی تواند بشمارد. اشاره است به جمله ای که سعدی در دیباچه گلستان می فرماید: اصلا نعمت ها از حد و حصر خارج است و قابل شمارش نیست. "هر نفسی که فرو می رود ممدّ حیاتست و چون بر می آید مفرّح ذات، پس در هر نفسی دو نعمت موجودست و بر هر نعمت شکری واجب، از دست و زبان که برآید کز عهده شکرش به در آید، بنده همان به که ز تقصیر خویش عذر به درگاه خدای آورد، ورنه سزاوار خداوندیش

کس نتواند که به جای آورد، الی آخر...

یعنی در حقیقت نوع نگاه سعدی به نعمت ها نگاه کاملاً اسلامی است و می گوید نعمت های خداوند تبارک و تعالی را اگر ببینی نمی توانی بشماری.

اما اگر نخواهی آن ها نبینی که این هم مقدور است، یعنی انسانی بخواهد به نقاط تاریک خلقت و زندگی خودش نگاه کند، برایش مقدور است که نعمت ها را نبیند. طبیعتاً اگر نبیند این نقاط تاریک هم تعداد زیادی دارد و انسان هایی که در دنیا به نقاط تاریک می پردازند، معمولا خدا زده می شوند نه اینکه خداوند آن ها را بزند، آن ها از خداوند زده می شوند.

 

- قسمت سوم:

بدن سالم و قوای صحیحه. آناتومی یعنی علم بدن شناسی یکی از علم هایی است که ما را خیلی در برابر حقیقت و عظمت خلقت خداوند تبارک و تعالی به سمت ضعف می برد و اینکه ما نمی توانیم شکر همین بدن و نعمت را بکنیم. حاج آقا رحیم ارباب می فرمایند: یکی از وقت هایی که گیر می کنم، همین دستم من را کفایت می کند. وقتی به دستم نگاه می کنم و با لولا مقایسه می کنم که وقتی لولایی ساخته و از آن استفاده می شود بعد از مدتی به صدا دادن می افتد و روغن می خواهد و استهلاک بهم می زند. اما وقتی به دستم نگاه می کنم می بینم هشتاد سال عمر کردم، انگار نه انگار که هشتاد سال کار کرده است. یک انگشت دست من را کفایت می کند برای اینکه به عظمت خلقت خداوند تبارک و تعالی پی ببرم.

بعد می فرمایند: هر یک دارای منافعی است که عقل هر کس را حیران می کند. یعنی آنقدر تفکر در نعمت ها و آثار آن ها سنگین است که موجب حیرت انسان می گردد.

 

- قسمت چهارم:

این همه بسط بساط نعمت و رحمت کرده. این همه نعمت و رحمت از باب مادی و جسمی سر جای خود، از طرفی این همه انبیاء نازل کرده و کتاب فرستاده و دعوت ها کرده است، بعد ایشان می فرمایند در مقابل این خدا باید چه کار کنیم؟ امام(ره) فقط یک سوال را مطرح می کنند؛ وظیفه ما راجع به این همه عنایت مالک الملوک چیست؟

یعنی دقیقاً نقطه حیران! به عنوان مثال نمی گوید پس برویم سر به سجده بگذاریم، شکر کنیم و قدر بدانیم.

امام(ره) می فرمایند سالک حیران می شود. همین حیران شدن یک شعفی دارد یعنی آنقدر انسان نسبت به عظمت خلقت و رحمت خالق حیران می شود که به نقطه شعف می رسد.

وقتی از نظر جسمی یا روحی اتفاق بدی برای شما رخ داد، فقط تفکر در آفاق و انفس انسان را به نقطه شعف می رساند که عجب بساطی در عالم است و ما اطلاعی نداریم!

 

»»» نوع فکر کردن را امام(ره) باز می کنند:

آیا تمام این بساط فقط برای همین حیات حیوانی و اداره کردن شهوت است و با تمام حیوانات شریک هستیم؟ یا مقصود دیگری هم در کار است.

◄ شرح:

آیا این بساطی که خداوند برای ما خلق کرده، بدون هدف و بدون انگیزه متعالی انسانی - معنوی است و یا فقط برای این است که ما هم مثل بقیه حیوانات به شهوات خود برسیم؟ یا نه یک داستان جدی دیگری هم در کار است؟ آن داستان جدی چیست؟

آیا انبیاء کرام و اولیاء معظم و حکمای بزرگ و علمای هر ملت که مردم را دعوت به قانون و عقل و شرع می کردند و آن ها را از شهوات حیوانی و از این دنیای فانی پرهیز می دادند، با آن ها دشمنی داشته و دارند؟! یعنی بساطی را مهیا کردند و گفته اند که شما از لذت ها، شهوت ها و نعمت ها یک حد معمولی را استفاده کن و پایت را از آن حد معمول درازتر نکن. این یعنی آن ها دشمنی داشته اند؟ به اینان بد می گذشته است که ما خوش بگذرانیم؟

آیا خداوند تبارک و تعالی نعوذاً بالله مانند سفره گستر بخیلی است که سفره را انداخته اما دوست ندارد مهمانانش تمام و کمال بخورند؟! آیا خداوند همچین موجودی است؟!

یا راه صلاح ما بیچاره های فرو رفته در شهوات را مثل ما نمی دانستند؟ یعنی فکر می کردند اندازه ما نمی فهمند؟

 

■ انواع محدودیت:

بعضی محدودیت های زاتی و بعضی محدودیت های انتسابی است.

◄ محدودیت های زاتی: مثل آن عده از آدم هایی که نمی توانند خیلی بخورند، نمی توانند خیلی بخوابند یا نخوابند، نمی توانند در نعمت های دنیا غرق شوند، نمی توانند خیلی عمر کنند، نمی توانند با بدنشان از نعمت های دنیا استفاده کنند چون بدن و زمان استهلاک پذیرند.

◄ محدودیت های انتسابی: در محیط ها و زمان ها و شرایط مختلفی قرار می گیرند که یک سری محدودیت ها برایشان اعمال می شود. به عنوان مثال ممکن است کسی تصادفی کند یا معلول باشد یا شرایطی داشته باشد که نتواند از نعمت ها کامل استفاده کند، ممکن است کسی از سر فقر نتواند باب استفاده از نعمت ها را گسترش دهد.

آیا خداوند تبارک و تعالی بخل ورزیده که از نظر زاتی و انتسابی ما را محدود کرده است؟! یا نه داستان دیگری در کار است؟

آیا اگر خداوند ما را رها می کرد، ما می توانستیم به لذت، شادمانی، آسایش و آرامش برسیم؟ یا نه، خداوند که ما را خلق کرده است خودش هم می داند که چگونه باید زندگی کنیم؟

آیا می توانیم سبک زندگی ای غیر از سبک زندگی خالق را برای خود انتخاب کنیم و بگوییم که ما این مسیر را می رویم و خوش می گذرد؟

اصلا اگر بخواهیم بیشتر فکر کنیم به تجربه هایی که از سال های سال پیش روی ما است، انسان هایی که توانسته اند از خداوند بِبُرند و از نعمت ها بیش از حدود خودشان استفاده کنند، آیا آدم های موفقی بوده اند؟! آیا توانسته اند لذت ببرند؟ آیا خوش گذشته؟ اگر خوش گذشته و به پایان رسیده، آیا کارنامه های قابل قبول و نمرات خوبی برای اینکه در دنیا خوش بگذرانند هم، دارند؟

امام(ره) می فرماید انسان بر روی این موارد فکر کند.

 

»»» امام(ره) نتیجه تفکرات را این گونه بیان می کنند:

+ اگر انسان عاقل لحظه ای فکر کند، می فهمد که مقصود از این بساط چیز دیگری است و منظور از خلقت، عالم بالاتر و بزرگ تری است و این حیات حیوانی مقصود به زات نیست و انسان عاقل باید در فکر خودش باشد و به حال بیچارگی خود رحم کند و با خود خطاب کند.

◄ شرح:

وقتی انسان فکر می کند، به این نقطه می رسد که اگر قرار است دنیا محور ما باشد، بیخود اطراف معنویت می چرخیم! برای اینکه هیچ وقت معنویت نمی تواند یک انسان دنیا محور را راضی کند.

معنویت بساط کسانی است که از دنیا به عنوان یک قَنْطَرة یا پل یاد می کنند که رد شوند. کسانی که تمام هم و غمشان این است که در عاقبت ولو از منظر حیوانی و شهوانی، نعمت های بهشت مد نظرشان است، اینان کسانی هستند که برای عاقبت حساب باز کرده اند، سعی می کنند این دنیا را بگذرانند.

+ به خود خطاب می کند ای نفس شقی که سال های دراز در پی شهوات عمر خود را صرف کرده ای و چیزی جز حسرت نصیبت نشد، خوب است قدری به حال خود رحم کنی و از مالک الملوک حیا کنی و قدری در راه مقصود اصلی قدم زنی که آن موجب حیات همیشگی و سعادت دائمی است و سعادت همیشگی را مَفْروشِ به شهوات چند روزه فانی که آن هم به دست نمی آید حتی با زحمات طاقت فرسا، نکنی.

 

◄شرح:

این بحث را دقت بفرمایید. نسبت به این نوع کلام  معصومین(ع) و امام(ره) که به خود این گونه می گویند: شقی، سیاه رو، نفس پلید و... دو منظر غلط داریم؛

> منظر اول:

اینان از زبان ما می گویند. امیرالمؤمنین(ع) از زبان ما مناجات می خواند و گریه و غش می کند. در حقیقت در شرح حال ما است. یعنی نعوذاً بالله حالت رفتاری معصومین(ع)، امام(ره) و اولیاء حالت واقعی نبوده است، یک فیلم یا پانتومیمی بازی کرده اند! امیرالمؤمنین(ع) از خوف خداوند فیلم بازی کرده و غش فرموده است که ما ببینیم و عبرت بگیریم. یعنی آقا امیرالمؤمین(ع) غش نمی کرده، خودش را به غش می زده است! یا امام سجاد(ع) اشک نمی ریخته، سعی می کرده تا فیلمی بازی کند که اشک از چشمانش جاری بشود! چرا؟ چون اینان نیازی به این ندارند که به این اندازه بر روی نفس خود فشار بیاورند. این منظر غلط در کتاب های اصلی اصول عقاید و کتاب های درسی و جزوات معارف دانشگاه هم آمده است. اعتقاد دارند که معصومین(ع) و اولیاء خدا در جهت تعلیم به ما بوده اند.

> منظر دوم:

منظر کوته بینانه تری نسبت به منظر اول است. معتقدند که امام معصوم هم نعوذاً بالله وضعش خراب است! امام(ره) هم بعد از هفتاد هشتاد سال می گوید، نفس شقی، دنبال شهوات حیوانی بودم، دو رکعت نماز مقبول نخوانده ام.

> منظر درست:

هر کس به اندازه ظرفیت خود باید احساس قصور و تقصیر کند. اگر امیرالمؤمنین(ع) می گوید بنده مقصّر هستم، اگر امام(ره) می گوید بنده بی حیا هستم، با این که من و شما و دیگری می گوید، درجاتش زمین تا آسمان فرق می کند. اگر قصور امیرالمؤمنین(ع) انجام بدهیم ولی ما خدا هستیم. قصور امام(ره) را انجام دهیم برای خود آیت الله هستیم و اگر قصور آیت الله را انجام بدهیم برای خودمان آدمی خیلی خوبی هستیم. قصور آدم خوب را اگر انجام دهیم آدم معمولی هستیم. این ها رتبه بندی است.

◄ به عنوان مثال:

صد متر مسافت گذاشته شده است، یک کودک قرار است سینه خیز برود، یک کودک چهار دست و پا، یک کودک قرار است بدود، تا می رسد به نوجوان، جوان، ورزشکار، آدم میان سال و پیر مرد. رکورد هر کدام از این ها برای خوشان قابل ارزش است و قابل مقایسه با بقیه نیست. یعنی همه این ها می توانند رکورد زن باشند، منتها رکوردشان با یکدیگر قابل مقایسه نیست.

وقتی امام(ره) می گوید من بی حیا هستم، من می گویم، شما هم می گویی بی حیا هستی و هر کسی این گونه می گوید، هر کدام تعریف خود را دارد.

وقتی امام(ره) می گوید یک عمر غرق در شهوات هستم منظورش شهوات جوان هایی که با ماشین در خیابان می چرخند که نیست!

وقتی امام سجاد(ع) می گوید من غرق در امیالات نفسانی هستم، حتی منظور امیال حضرت امام(ره) هم نیست. این ها رتبه خودش را دارد.

 

»»» بنابراین درسی که ما می گیریم چیست؟

درس این است که این متون را با خود تطبیق دهیم. تا چنین جملاتی را می خواند که امام(ره) می گوید غرق در شهوات هستم، نتیجه می گیرد که امام(ره) چه شهوت رانی می کرده است! این گونه برداشت از کلام بزرگان و اولیاء خدا کاملا اشتباه است. یکی از اولیاء می فرمود دیگر نمی توانم مناجات بخوانم! چون مستمع من می گوید حاج آقا شما هم بله؟! گناهان من با شما فرق می کند. وقتی می گویم غرق در گناهانم و شب ها را به غفلت می گذرانم، فکر می کنند شب ها پای ماهواره نشسته ایم! غفلت من برای خودم تعریف می شود نه برای شما.

این قسمت ها و قسمت هایی از وصیت نامه حضرت امام(ره) را تحت عنوان نقطه ضعف ایشان در آورده اند! که خودشان گفته اند جوانی را در غفلت گذرانده ام، فکر می کند جوانی در غفلت گذراندن ایشان مانند جوانی خودش بوده که مثلا به تایلند سفر کرده! غفلت ها با هم تفاوت دارد. این که می گوید "هر کسی از ظن خود شد یار من" نباید در ما اتفاق بیفتد. رتبه های ما با یکدیگر، با بالا دستی و پایین دستی ها فرق می کند و باید با خودمان تطبیق دهیم.

 

+ قدری فکر کن در حال اهل دنیا از سابقین تا این زمان که می بینی، ملاحظه کن زحمت های آن ها و رنج های آن ها در مقابل  راحتی های آن ها چقدر زیادتر و بالاتر است.

◄ شرح:

وقتی نگاه می کنی کسانی که دنبال دنیا دویده اند، متوجه می شوی میزان رنجی که از دنیا پرستی و دنیا طلبی برده اند، خیلی بالاتر از میزان لذتی است که از پرداختن دنیا به دست آورده اند.

 

+ درصورتی که برای هر کسی خوشی و راحتی پیدا نمی شود. آن انسانی که در صورت انسان و از جنود شیطان است و از طرف او مبعوث است و تو را دعوت به شهوات می کند و می گوید باید زندگانی مادی را تأمین کرد، قدری در حال خود او تأمل کن.

◄ شرح:

کسی که به شما سفارش می کند که پسرم، دخترم، برادرم، خواهرم برو، بچسب، جمع کن، بخور، گرگ باش و تلاش کن؛ در زندگی همین شخص هم، کمی تأمل کن. ببین واقعا الگوی مناسبی برا شما است؟! واقعا کسانی که در هشتاد، نود یا صد سالگی پر از احترام و آرامشند و مردم ضجه می زنند که یک روز بیشتر زندگی کنند، این ها قابلیت بهتری برای الگو گیری دارند یا کسانی که بعد از اینکه به شصت هفتاد رسیدند مردم و حتی بچه هایشان نذر می کنند که بمیرند و از اموالشان به آن ها برسد؟! یعنی کاملا احساس می کند که اضافی است، کاملا احساس می کند احترامی که مردم به او می گذارند به خودش نمی گذارند، به امکاناتش احترام می گذارند. این احساس چقدر اذیتش می کند؟ با کسی که مردم در حرم امام رضا(ع) ضجه می زنند که خدایا از عمر ما بکاه و بر عمر فلانی بیفزا. چقدر این ها با هم متفاوت هستند؟ ببین کدام یک از این ها در دنیا به لذت و آرامش رسیده اند؟

 

+ قدری در حال خود او تأمل کن و قدری او را استنطاق کن ببین خودش از وضعیت راضی است؟ یا آن که خودش مبتلا است و می خواهد بیچاره دیگری را مبتلا کند؟

◄ شرح:

نکته ای که در این جا وجود دارد؛ بعضی ها در دنیا غرق شده اند و احساس می کنند اشتباهی شنا کرده اند و سعی می کنند باز شما را در دنیا غرق کنند و به شما آموزش بدهند که درست شنا کن! ممکن است این شخص پدر، مادر یا بزرگ تر شما باشد. اشکال این قضیه مبنایی است، اشکال در طریقتش است. چون راهش اشکال دارد فکر می کند خودش درست حرکت نکرده است، بنابراین سعی می کند شما را درست راهنمایی کند و می گوید به کسی اعتماد نکن، با کسی شریک نشو. به جای اینکه بگوید حب دنیا را از دلت خارج کن، نحوه درست حب دنیا را داشتن را به شما توصیه می کند! امام(ره) می فرماید این هم غلط است. توصیه ای برای ما مناسب است که ما را به این سمت میل دهد که دنیا را گذرا بدانیم و بگذریم. توصیه ای که می گوید چه کار کنی، چه کار نکنی و بیشتر بخوری، توصیه ی جالبی نیست.

 

+ و در هر حال از خدای خود با عجز و زاری تمنّا کن که تو را آشنا کند به وظایف خودت که باید منظور شود ما بین تو و او، و امید است این تفکر که به قصد مجاهده ی با شیطان و نفس اماره است راه دیگری را برای تو بنمایاند و موفق شوی به منزل دیگری از مجاهده.

◄ شرح:

قسمت آخری که تفکر می کنی این است که خداوند تبارک و تعالی نحوه درست ارتباط بر قرار کردن با خودش را، خودش به شما آموزش بدهد.

 

■□ پرسش و پاسخ ها:

»»» پرسش: منظور از نفی مادیات در کلام امام(ره) چیست؟

»»» پاسخ: هر جا امام(ره) مادیات را نهی می کند به معنای خود ماده نیست به معنای حب ماده و حب دنیا است. هر جا حب دنیا باشد، معنویات نیست و برعکس هر جا حب دنیا نباشد، معنویات وجود دارد. بنابراین معنویات با مادیات متضاد نیست، با حب مادیات متضاد است. خیلی از معنویت ها مادی است یعنی شما می توانی معنویتی را از طریق مادیات به دست بیاوری. حب دنیا با معنویت با هم جمع نمی شوند اما دنیا و معنویات با هم جمع می شوند.

»»» پرسش: استنطاق چیست؟

»»» پاسخ: استنطاق یعنی بازجویی، بازخوانی. از کسی سوال پرسیده شود تا مکنونات قلبی او بیرون آورده شود و مجبور شود حقیقت را بگوید.

»»» پرسش: تعریف معنویت؟

»»» پاسخ: هر چیزی که برای دنیا و آخرت ما توأمان مفید باشد، معنویت است.

»»» پرسش: این مبحث کلی است، راه چگونه پیدا بشود و انسان چگونه این توانایی را در خودش به وجود آورد؟

»»» پاسخ: قسمت آخر راه را مشخص نکرده است. در قسمت آخر گفته شد فقط توسل داشته باشید. هنوز در حدیث اول هستیم، این کتاب شش صد صفحه است، به طور کلی دارد راه را نشان می دهد. قدم بعدی سراغ عزم می رود، قبل از این که بخواهیم کاری را انجام بدهیم چگونه اراده آن را در خود به وجود بیاوریم ولی فعلا اشاره امام(ره) در پایان تفکر به توسل است یعنی از خداوند تبارک و تعالی بخواهیم.

»»» پرسش: قُصور را بیشتر باز کنید.

»»» پاسخ: قُصور یعنی کوتاهی. دیواری به طول سه هزار متر داریم. یک نفر دو متر است، این شخص چقدر نسبت به این دیوار کوتاه است؟ 2998 متر. شخص دیگری سی متر است.

داستان کوتاهی ما هم همین گونه است. خداوند آنقدر بزرگ است که هر چقدر هم انسان بزرگ بشود، باز هم نسبت به خداوند کوتاه است. معصوم نسبت به خدا کوتاه است، حتی برخی اوقات معصوم نسبت به معصوم هم، کوتاه است. این جمله آقا امیرالمؤمنین(ع) است که می فرمایند: "انا عَبدٌ مِن عَبید محمّد(ص)". من بنده ای از بنده های پیامبر(ص) هستم. کوتاهی معصوم چه می تواند باشد، نسبت به عظمت خداوند چه نمی تواند باشد؟ معلوم است یک انسان نسبت به عظمت خداوند کوتاه است، خیلی هم کوتاه است، اصلا معصوم کجا، خدا کجا! معصومین چون گناه و اشتباه نمی کنند، وظایفشان را صد در صد انجام می دهند، صد در صد هم که انجام بدهند از هزار متر مثلا ده متر می شود.

»»» پرسش: عصمت مراتب دارد؟

»»» پاسخ: غیر از اینکه عصمت مراتب دارد، عصمت غیر معصوم هم داریم. یعنی غیر معصوم هم می تواند به درجاتی از عصمت برسد.

»»» پرسش: اینکه فرمودید هر چیزی که برای دنیا و آخرت ما توأمان مفید باشد، معنویت است؛ بعضی از معنویت ها دنیای ما را خراب می کند، مثل شهادت.

»»» پاسخ: نه این گونه نیست. در شهادت شما به نقطه مرگ می رسی و در این نقطه دنیا تمام شده است. وقتی شهادت وجود دارد آیا دنیا هم هست؟ شهادت و دنیا می توانند همزمان با هم باشند؟ این ها مانعة الجمع هستند بنابراین نمی توانیم با هم جمعشان کنیم. هیچ معنویتی نداریم که برای دنیا ضرر داشته باشد.

»»» پرسش: با توجه به توضیح قبلی مثلا کسی که ربا بخورد دنیایش آبادتر نمی شود؟

»»» پاسخ: نه، قرآن هم همین را می گوید که ربا برای دنیای شما بی برکتی دارد. سیستم ربوی دنیای شما را فَشَل خواهد کرد. اصلا غیر ممکن است معنویتی برای دنیا مفید نباشد و غیر ممکن است گناهی برای دنیا مفید باشد. منتها دنیا داریم تا دنیا، دنیایی که برای ما معرفی کرده اند حتما معنویات در آن مفید است.

»»» پرسش: پس انفاق هم در دنیا اثر می گذارد؟

»»» پاسخ: بله، انفاق هم بکنی خداوند در دنیا به شما برکت می دهد.

◄ نگاه به دنیا دو گونه است:

1- هر چه در دنیا اتفاق می افتد، همان اتفاق می افتد. اگر صد تومان از مالت را انفاق می کنی، مالت منهای صد تومان می شود. دنیا دنیای ریاضی است.

2- نگاه مؤمنانه. دنیا پسا پرده و پشت پرده ای دارد که اتفاقات دیگری می افتد. اگر صد تومان می دهی هفتاد برابر در جای دیگر سود می کنی. " تو نیکی می کن در دجله انداز / که ایزد در بیابانت دهد باز ". معتقدیم سیگنال های مثبتی که در دنیا ایجاد می شود، مانند مثالی که زده شد: شهادت راست بر علیه خودم، به عنوان انرژی مثبت از بین نمی رود، بعد از مدتی با قوت بیشتر بر می گردد. همچنین معتقدیم سیگنال های منفی هم از بین نمی رود. بر عیله خودت باید شهادت بدهی اما نمی دهی و ظاهراً نجات پیدا می کنی، این سیگنال منفی از بین نمی رود و در جای دیگری به طرز بدتری بر سرت آوار می شود.

بنابراین در دیگاهی که ما نسبت به دنیا داریم می گوییم خالقی پشت دنیا است که یک سری قواعد را برای دنیا خلق کرده من جمله این که تمام مثبت ها در دنیا و آخرت بازگشت دارد و تمام منفی ها هم در دنیا و آخرت بازگشت دارد. مثبت ها قطعا و صد در صد ولی منفی ها ممکن است خداوند ببخشد و بازگشت نداشته باشد. بنابراین وقتی به این قاعده دقت داشته باشیم متوجه خواهیم شد که هر کار معنوی در دنیا مثبت است و چون مثبت است، یک سیگنال و انرژی مثبت ایجاد می کند و این قطعا در دنیا و آخرت بر می گردد. در دنیا قاعده این است که کارهای مثبت ده برابر، هفتاد برابر و با برکت بیشتر و منفی بدون ازدیاد و به میزانی که هست، این قاعده خلقت است. پشت پرده یعنی متافیزیک، علمی یعنی فیزیک. این که متافیزیک علمی است را همه قبول دارند. یک نفر از علما وجود ندارد که بگوید ماوراء الطبیعه و متافیزیک وجود ندارد. ولی وقتی می گوییم علم یعنی طبیعت. ما معتقدیم که دنیا تشکیل شده است از طبیعت و ماوراء الطبیعت یعنی فیزیک و متافیزیک و این کاملا علمی است. این که خود متافیزیک را خود علم می تواند اثبات کند را معتقد نیستیم.

»»» پرسش: در ادامه صحبتتان، اما سیستم ربوی در غرب به پیشرفت رسیده است!

»»» پاسخ: اینکه سیستم ربوی در غرب به پیشرفت رسیده است، چند جواب دارد. آیا این پیشرفت حقیقی یا حبابی است؟ آیا حباب خواهد ترکید یا نه؟ این را باید علمای اقتصاد جواب بدهند.

آیا اگر اعتقاد نداشته باشیم کاری در دنیا بد است، روح این کار اثر خودش را می گذارد یا نه؟ این یک بحث جدی در حوزه است. مثلا می گویند مشروب الکلی بد است، شما فکر می کنی لیوان آب است و آن را می خوری. گناه کردی؟ نه. ولی چون الکل دارد، اثر می گذارد. یا مثلا مالی که ربا بوده را ندانسته استفاده می کنی، گناه نکردی اما اثرش را خواهد گذاشت. ما می گوییم این غلط است. اگر کاری را نمی دانی بد است و اعتقاد هم نداری اثر نمی کند. مثال مشروب الکلی، جسمیتش اثر می کند نه روح مشروب الکلی. مثلا بین پدر و پسر ربا اشکال ندارد، پس معلوم می شود در جاهایی اشکال ندارد. در سیستم بانکی غربی از نظر دینی که اعتقاد ندارند ربا اشکال دارد و به دین خود عمل می کنند، چرا نباید برکت داشته باشد و به آن ها لطمه بزند؟ ما هستیم که اعتقاد داریم. هر کسی بر مبنای اعتقاد خودش. این بحث جدی است که می گویند بعضی از گناهان روح ندارد، بعضی از گناهان روح دارد. برای اینکه گناه باشد باید هم اطلاع و هم اعتقاد داشته باشی که گناه است.

»»» پرسش: جلسه قبل درباره قدرت شیطان پرستی فرمودید که با یک نگاه می تواند یک نفر را وادار به کارهایی بکند، پس تکلیف حفاظت و نگهبان های الهی چه می شود؟

»»» پاسخ:

- نکته اول:

دو سری قدرت در انسان وجود دارد که می تواند از طریق معنوی و غیر معنوی آن ها را زنده کند. حتی از طریق عادی هم می تواند آن ها زنده کند. یعنی اگر شما به خودتان یک سری ریاضات را بدهی یک سری قدرت ها در شما زنده می شود. ریاضات یعنی از چهار عنصر خودتان را محروم کنی اما اصلا این مسیر توصیه نمی شود. به عنوان مثال اگر برای شما پیش آمد و بدون برنامه بود که 50، 60 ساعت نخوابی، بعد از 60 ساعت شما یک سری قدرت ها را پیدا می کنی. یعنی اگر برنامه ریزی کنی که نخوابی هیچ اتفاقی نمی افتد، توازن قوا بر قرار می شود. شیطان پرست ها همین کارها را با استعانت از جن یعنی شیطان انجام می دهند. طبیعتاً چون از او کمک می گیرند، قدرت هایی که به این ها داده می شود فقط می توانند در جهت مطامع خود شیطان از آن استفاده کنند.

- نکته دوم:

قبلا عرض کردم که برای اینکه شیطان بخواهد در وجود ما رخنه کند نیاز به اجازه دارد، یعنی اگر اجازه ندهی نمی آید. منظور، اجازه مطلق است یعنی بعد از اینکه تمام مسیرها را پشت سر گذاشتی و شما با همه خوبی ها مبارزه کردی و تمام بدی ها را انجام دادی. جزء بدی های شیطان پرستان واقعی نه آن هایی که فیلم بازی می کنند، این است که خوراکشان تغییر می کند، برخی از این ها در آخر مدفوع می خورند یعنی مجبورند بخورند تا به آن قدرت برسند، خیلی سختی می کشند. وقتی به این جا رسیدند فقط می توانند در جهت مطامع شیطان از قدرتشان استفاده کنند. مثالی را که جلسه قبل زدم، آن شخص نباید نزدیک آتش می شد، وقتی نزدیک آتش بشوی، می سوزی. به این افراد باید آدم های متخصص نزدیک بشوند. رسیدن به این قدرت به شدت مسیرش سخت است یعنی اگر شما بخواهی یک ولی خدا بشوی خیلی ساده تر است از اینکه شیطان پرست واقعی بشوی. ما با همین حواس ظاهره یک مقدار عمیق نگاه کنیم نمی توانیم دنیا را تحمل کنیم، چشم باطنی خیلی جنبه می خواهد. یکی از شاگردان مرحوم آیت الله قاضی خیلی اصرار داشته که ببیند، بالاخره ایشان قدرتی داده و راهی را معرفی کرده بود که غسل کند و بعدش دیگر تمام است. بعد از غسل که چشمانش باز می شود، تا در خانه آیت الله قاضی که می خواسته برود و بگوید پشیمان شده ام را نمی کشیده که برود! بر اولیاء خدا خیلی سخت می گذرد لذا وقتی به این جا می رسند با عنایتی که خداوند بر این ها دارد متوقف می کنند و در این مسیر نمی روند. دنبال این قدرت های ماورائی نباشید، ضمن اینکه جذاب است و جذابیتش مربوط به حب دنیا است. معصومین(ع) و امام زمان(عج) علمشان الهی - حضوری است یعنی چشمی نیست. زندگی سختی دارند چون امام زمان هستند و همه چیزی را می بینند. امام مکان نیستند امام زمان هستند یعنی هر چه در زمان اتفاق می افتد ایشان حاضر هستند.

»»» پرسش: آیه یا سوره ای وجود دارد که استفاده کنیم و تاثیر نگیریم؟

»»» پاسخ: سوره ناس و فلق، ذکر های معصومین خیلی خوب است و آیه " يَا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَالْإِنسِ إِنِ اسْتَطَعْتُمْ أَن تَنفُذُوا مِنْ أَقْطَارِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ فَانفُذُوا لَا تَنفُذُونَ إِلَّا بِسُلْطَانٍ " (آیه  33 – سوره الرحمن)

»»» پرسش: وقتی پدر و مادر در مقابل یکدیگر قرار می گیرند، من فرزند چگونه عمل کنم؟

»»» پاسخ: کنار بکشید، سعی کنید صلح ایجاد کنید. اگر حق با مادر است به گونه ای حق را به مادر بدهید که پدر اذیت نشود و برعکس.

»»» پرسش: بحث موسیقی حرام در بین مذهبی ها وجود دارد.

»»» پاسخ: برخی از مباحث را حتی جمع های مذهبی هم رعایت نمی کنند من جمله موسیقی حرام! خیلی تعجب می کنم که رعایت نمی کنند چون اثرات بدی دارد. مخصوصا افرادی که در کلاس های سلوکی شرکت می کنند! باید دقت شود ممکن است یک دقیقه که گوش کنی یک هفته نورانیت شما را خراب کند. نمی دانم چرا به صدای موجودی که می دانید این موجود با اسلام مناسبتی ندارد گوش می دهید و لذت می برید؟! لذا این چیزها با اینکه پیش پا افتاده است اما دقت کنید. وقتی به تعداد زیاد حلالش را داریم، حیف است.

»»» پرسش: از یکی از اساتید درباره اینکه چگونه از آیات قرآن در آورده می شود که فلان موسیقی حرام است، پرسیدم، فرمودند در تفاسیر فقهی ما بیان شده است. چرا قران با صراحت بیان نکرده است؟

»»» پاسخ: بله. بحث موسیقی در فقه ما است. فقه هم یعنی قرآن، سنت، اجماع و عقل. خیلی از موارد را قرآن با صراحت عنوان نکرده است. یکی از دلایلی که قرآن با صراحت حرف نزده، این است که ما بدانیم سه منبع استنباط دیگر هم داریم.

»»» پرسش: این بحثی که شما درباره اثر نداشتن گناهانی که نمی دانیم و اعتقاد نداریم فرمودید، پس تکلیف اثر وضعی گناهان چه می شود؟

»»» پاسخ: دو گرایش بین علمای دین وجود دارد:

عده ای اعتقاد به اثر وضعی دارند و عده ای اعتقاد ندارند. برخی از علماء اعتقاد دارند که چه اطلاع داشته باشی چه نداشته باشی، اثر وضعی دارد. مثلا مشکلاتی که مادر و پدر دارند به فرزند منتقل می شود ولی مکتبی که ما دنبال می کنیم مثل سیره حضرت امام(ره) این اعتقاد را ندارند. عقلاً هم نمی شود قبول کرد که فردی اطلاع ندارد فلان کار گناه است اما اثر وضعی بر او مترتب شود، با رحمت خداوند هم جور در نمی آید.

»»» پرسش: پس بحث احتیاط که وجود دارد کجا قرار می گیرد؟

»»» پاسخ: بحث احتیاط هم در حوزه و فقه دو نظریه دارد:

یک نظریه شیخ انصاری داریم که می فرمایند احتیاط وجود ندارد. یک نظریه دیگر می گوید احتیاط وجود دارد. شیخ انصاری می فرماید احتیاط مربوط به ترسو بودن مراجع ما است، مراجع ما چون می ترسند احتیاط می کنند و الّا ما یک واجب و یک غیر واجب داریم. مثلا امام(ره) و حضرت آقا(مد ظله) احتیاط واجبشان خیلی کم است ولی برخی مراجع زیاد احتیاط داده اند. در دامنه اخلاق می فرمایند درباره بعضی چیزها که احساس می کنید ممکن است خوب نباشد، شما کناره گیری و پرهیز کن. اینکه فلان کار را می دانم گناه است و یا مشکوک هستم نباید انجام داده شود یا نباید بروی، این تقوا است. امیرالمؤمنین(ع) فرمودند برخی از خوارجی که من می کشم به بهشت می روند، اثر وضعی مبارزه با امام علی(ع) چه شد؟! ما اعتقاد داشتن به گناه را می گوییم، آن احتیاطی که شما می فرمایید تقوا و ورع است.

»»» پرسش: پس بحث قصور و دنبال بصیرت نرفتن چه می شود؟

»»» پاسخ: دنبال بصیرت نرفتن مثل این می ماند که به شما لیوانی تعارف می کنند و شما می گویی من باید تحقیق می کردم آب یا شراب است، این می شود بصیرت. اما وقتی لیوانی به شما تعارف می شود و شک نداری که آب است ولی شراب است. یا مثلا در آب سرد کن حسینیه شراب ریختن و شما شک نداری که آب دارد و از آن می خوری، آیا اثر وضعی بر شما دارد؟ اینکه طرف مست می شود اثر وضعی نیست اثر جسمی است. بر جسم اثر دارد اما ما می خواهیم ببینیم بر روح اثر دارد یا نه. مثال دیگر: دانش آموزی در مسجد یا مدرسه، روحانی به او گفته است برای وضو اول دست چپ را می شوییم، پانزده سال این گونه وضو گرفته، حالا متوجه شده باید اول دست راست را می شسته است، باید نمازهایش را قضا کند؟ نه. چرا؟ چون احتمال نمی داده این روحانی اشتباه بگوید، اعتماد کرده. ولی اگر خودت به خودت گفتی چپ یا راست بود؟ روی دست چپ می ریزم، باید قضا کنی. آن دانش آموز پانزده سال نمازش باطل است؟ نه. اثر وضعی خوب نداشته؟ داشته. شخصی بیابانی خدمت امام صادق(ع) رسید و ذکری را از آقا خواست، آقا فرموده بودند این ذکر را بگو: "یا اللهُ، انتَ الکبیر و أنا الحَقیر و هل یَرْحَمُ الحَقیر الّا الکبیر". رفت و سال بعد خدمت آقا رسید و گفت خیلی اثر داشته و ذکر دیگری را درخواست کرد. آقا پرسیدند چه گفتی؟ گفته ام "یا اللهُ، انتَ الحَقیر و أنا الکبیر و هل یَرْحَمُ الکبیر الّا الحَقیر". طرف وقتی فهمید اشتباه گفته، خیلی ناراحت شد. امام فرمودند اثر داشته است. اینکه لقمه حرام بر فرزند اثر می گذارد می توانیم مثالش را معاویة بن یزید بن معاویة بن ابی سفیان بزنیم. نسل اندر نسل حرام زاده بود، لقمه حرام که نه، لقمه حلال نخورده است! اما کسی بود که امام فرمود ما معاویة بن یزید را دعا می کنیم. از اولیای خدا بود. بعد از اینکه یزید از دنیا رفت، او را به عنوان خلیفه مسلمین بر منبر نشاندند. گفت: بسم الله الرحمن الرحیم. خلافت مسلمین حق علی(ع) و اولاد علی(ع) است. خلافت را واگذار می کنم به علی بن حسین بن علی(ع). که عموی یزید خلیفه بعدی شد.

»»» پرسش: با این توضیح شما، نظام علّی و معلولی زیر سوال می رود، مگر نه این است که جسم از روح و روح از جسم تغذیه می کند؟

»»» پاسخ: نظام علّی و معلولی مادی است و شما مثال کاملا معنوی زدید. روح در نظام علّی و معلولی جایگاه ندارد، این نظام فیزیکی و مادی است. در نظام اخلاقی و متافیزیکی بررسی می کنیم. می گوییم نان مثبت بر روح اثر مثبت و نان منفی بر روح اثر منفی دارد، به شرط دانستن. بنده بدانم این غذا یقیناً حرام است، بر روی روحم اثر منفی دارد. معتقدیم اثر وضعی که برخی علماء به آن قائل هستند نه با فضل خدا و نه با تاریخ اسلام جور در می آید. محمد بن ابوبکر فرزند کیست؟ مثل پسر امیرالمؤمنین(ع) شد! در همان اندازه آقا به او رسیدگی می کرد و او را دوست داشت. علمای اخلاق می فرمایند خانم هایی که اشکال می گیرند محیط و خانواده ما مشکل دارد، نان ما مشکل دارد، بر روی آیینه ای که هر روز در آن نگاه می کنند بزرگ بنویسند: آسیه، همسر فرعون! جلد یک "انوار الهدایه" حضرت امام(ره) در شرح "کفایة الاصول"، امام(ره) 9 دلیل جدی برای اینکه اثر وضعی ندارد، می آورند. می فرمایند مواردی که آقایان می گویند اثر دارد، تربیت آن ها را درست می کند، حتی حرام. این علماء دَعْبشان دَعْب حضرت امام(ره) نیست. این اختلاف وجود دارد، اصلا علمای فلسفی زیر بار اثر وضعی نمی روند.

»»» پرسش: وقتی خداوند بنده ای را امتحان می کند، اما نمی تواند این امتحان را خوب پشت سر بگذارد، چه کار باید بکند؟

»»» پاسخ: برخی اوقات خودمان مشکلاتی را پیش می آوریم و فکر می کنیم امتحان است اما قاعدتاً امتحان باید در حد توانایی شما یک مقدار بالاتر باشد. برخی اوقات هم شما در محیطی قرار داری که بیشتر از تواناییت می خواهی و اسمش را امتحان گذاشته ای در حالی که "لا یُکلّف اللهُ نَفْساً الّا وُسْعَها". بعضی وقت ها شرایط را برای خودمان سخت می کنیم و فکر می کنیم امتحان است. "اکل میته" یک قاعده فقهی عام است یعنی اگر گرسنه ات شد می توانی مردار بخوری. این مثال تعریف مقام اضطرار است.  





نام:
ايميل: