آخرین مطالب

سه شنبه 13 اسفند 1392
12:30


فرهنگ روابط اجتماعی در اسلام [ آسیب‌شناسی وعظ «2» ]



هرکس غنی و حمید بودن خدا را درک کند، خداوند از غنای خودش به او می‌بخشد.



فرهنگ روابط اجتماعی در اسلام [ آسیب‌شناسی وعظ «2» ]




یا لطیف
سخنرانی حجةالاسلام سید محمد انجوی نژاد
موضوع : فرهنگ روابط اجتماعی در اسلام [ آسیب‌شناسی وعظ «2» ]



5. فقر فرهنگی
بطور کلی فقر در روایات ما با 3 معنی آمده :
در جایی پیامبر (ص) می فرمایند الفقر فخری. فقر افتخار من است.
در جای دیگر می فرمایند اگر فقر وارد خانه ای شود، دین و ایمان از در دیگری خارج می شود.
و در جای دیگر فرموده اند فقر باعث بی ایمانی و بی توحیدی می شود.

این تناقض را چگونه رفع کنیم؟
«الفقر فخری» بر می گردد به آیه شریفه قرآن که می فرماید یا ایها الناس انتم الفقراء الی الله والله هوالغنی الحمید.
شما در پیشگاه خداوند تبارک و تعالی فقیرید و مالک اصلی خداست و هرکس غنی و حمید بودن خدا را درک کند، خداوند از غنای خودش به او می بخشد.

فقر دوم، دلالت بر فقر مادی دارد. در جوامع اسلامی 2 گروه هستند که احتمال خلل وارد شدن در ایمان‌شان زیاد است؛ برای هر دو گروه هم شواهد قرآنی داریم :
گروه اول - جایی که قرآن کریم می فرماید کلّا إن الانسان لیطغی أن رَءاهُ استغنی. مترفین؛ مرفهین بی درد. کسانی که آن قدر دارند که نمی دانند با آن چه کنند! این ها دیگر فرصتی برای عبودیت ندارند، لذا به بی ایمانی می رسند.

گروه دوم - فقرایی که افراط گونه فقیرند. آن قدر دنبال معاش می دود که وقت همین 17 رکعت نماز واجب را هم ندارد! در بین فقرای افراطی، بی نماز زیاد است.

اگر متوسط باشید، اعتدال دارید. بیشترین درجه ی ایمان در 80 درصد ِ قشر متوسط جامعه است. در همین حول و حوش خط فقر تا خط اتراف بیشتر دین دارند.
لذا بیشترین خلاف های اخلاقی در بین مترفین و در بین مستضعفین حلبی نشین یافت می شود.

اما فقری که وعظ به آن اثر نمی کند، فقر فرهنگی است.
فقر فرهنگی یعنی آنقدر خرافات و تفکرات و باورهای غلط زیاد است که معارف دینی جایگاهی پیدا نمی کند.
یا کسانی که از نظر فرهنگی کلا رها هستند.

اسم این ها را می گذاریم قشر سیاه جامعه؛ که در وعظ جایی پیدا نمی کنند. این ها نیاز به متخصصینی دارند که برایشان کارگاه های درمانی اعتقادی بگذارند. باید محصور شوند و معارف با زور و فشار به آن ها تزریق شود.
باید تحت یک سیستم پرفشار اجباری قرار بگیرند تا بالا بیایند.

6. فقر مادی مفرط
در این مورد صحبت کردیم.

7. غنای مفرط
وقتی کسی خیلی پول دارد، به سختی می شود او را عبد کرد!
به فرموده ی قرآن کریم، إن الانسان لیطغی أن رءاهُ استغنی.  می پندارد که دیگر به خدا نیاز ندارد.
به دنبال پول‌داری مفرط نباشید. اگر حتی مفت هم گیرتان آمد، مفت بدهید برود!

در احوالات اولیاء خدا آمده است که برخی خیلی پول‌دار بودند، ولی پول نداشتند! در احوالات مرحوم میرزای قمی صاحب قوانین نوشته اند دولت انگلیس 30 هزار لیره ی آن زمان را فرستاد برای ایشان، به اسم کمک به فقرای عراق، برای اینکه میرزا را بخرند. ایشان 30 هزار لیره ی دیگر روی آن گذاشت و گفت ببرید در بین فقرای انگلیس تقسیم کنید!
دارد، ولی برای خودش نگه نمی دارد. در واقع این ها پل می شوند.

کسی که به مباحث مادی نیازی ندارد، کسی که هرچه بخواهد در هر زمان برایش آماده و در دسترس است، وقت برای عبودیت پیدا نمی کند.

8. محیط و تبلیغات مسموم و فشار تبلیغاتی
بسیاری از بزرگان، روایت هجوم خاموش در خانه ها و شعبه داشتن شیطان در خانه ها تحت عنوان علائم آخرالزمان را، با ماهواره ها تطبیق می دهند.
تبلیغات بالاخره اثر می کند. آن ها یک کارتون هم که می سازند مطامع فرهنگی شان را در آن می گنجانند.
3 هزار کانال است، 2900 کانال دارد علیه دین کار می کند! فشار اثر می کند.
 اگر کسی دائما تحت فشار تبلیغاتی باشد، وعظ اثر نمی کند.

9. همنشین و معشوق
همنشین یعنی دوست. از میان هم‌نشینان، بدترین نوع همنشین و بهترین نوع آن، که هردو بیشترین تاثیر را دارند، معشوق است.

وقتی بین تو و همنشینت رابطه ی عاشقانه و عاطفی باشد - نه الزاما ازدواج، هر رابطه ی عاطفی یا عشق و محبت افراطی در دوستی - بیشترین تاثیر در آنجاست. حُب الشیء یعمی و یصم. در این مدل عشق، کور و کر می شود و وعظ جواب نمی دهد.

اگر معشوق خوب باشد، تاثیر بسیار شگرف است.
مثل عشق بین بچه رزمنده ها در زمان جنگ.
اهل بیت (ع) در جامعه مظاهر عشق الهی بودند. امام رضا (ع) فرمودند نحن اُمناءالله. نحن اسماءالله. نحن جمال الله. ما مظهر زیبایی خداوند بر روی کره زمین هستیم.

اگر می خواهی به کسی دل ببازی، مطمئن باش دوست خداست. برایت بهترین واعظ می شود.
و اگر دوست شیطان باشد، مطمئن باش در لشکر شیطان قرار می گیری. قبل از اینکه فرصت ها را از دست بدهی، دل بکَن.

+ ویژگی های وعظ کارساز

1. همگام و همراه با فطرت باشد.
مقابل فطرت شخص شروع نکنید. خداوند می فرماید اساس دین را بر مبنای فطرت قرار دادیم. چیزی نگویید فطرتش اذیت بشود.

2. قاعده اصلی دینی ما - قاعده لاضرار -
یکی از قواعد علم اصول، قاعده ی «لاضرار» است. لا ضرر و لا ضرار فی الاسلام. شخص نباید ضرر بخورد؛ حتی اگر در جایی ناچارا فقه زیر پا گذاشته شود.
اگر داری در خط مقدم جبهه می جنگی، ایستاده نماز خواندن حرام است؛ چون احتمال ضرر می رود.

جوری مردم را وعظ نکنید که ضرر ببینند بابت دین‌داری‌شان. توصیه هایی به مردم نکنید که به زندگی‌شان لطمه وارد شود.
ولا تلقوا بأیدیکم إلى التهلكة.
قرآن کریم می فرماید نباید به خودتان ضرر بزنید.
خداوند دنبال زجر کشیدن بنده هایش نیست. مردم نباید در ازای دین‌داری‌شان اذیت بشوند.





نام:
ايميل: