آخرین مطالب

پنجشنبه 17 بهمن 1392
12:30


فرهنگ روابط اجتماعی در اسلام [ وفاداری ]



وفاداری عامل جذابی برای جذب به دین‌داری و دین‌مداری است.



فرهنگ روابط اجتماعی در اسلام [ وفاداری ]




یا لطیف
سخنرانی حجةالاسلام سید محمد انجوی نژاد
موضوع : فرهنگ روابط اجتماعی در اسلام [ وفاداری ]


تعریف کلمه وفاداری: حفاظت از پیمان و انجام کار با آرامش و رضایت قلبی.
یعنی اگر عهدی بستیم و پیمانی را امضا کردیم، هم درست انجامش بدهیم، هم بموقع. وفاداری وقتی است که رضایت قلبی هم برای انجام این کار داشته باشیم.

در قرآن کریم این کلمات تقریبا معنای وفاداری دارد: عقد، ذمّه [گردن]، میثاق، حبل [ریسمان] ( رشته ای را در اختیار گرفتن و پایش ایستادن. واعتصموا بحبل الله : بپیوندید به پیمان الهی و تفرقه نداشته باشید؛ زیر علَم خداوند با هم وحدت داشته باشید - معنای عهد و میثاق در قرآن )

مصادیق - به دستور قرآن در چه چیزهایی باید وفادار باشیم :
+ در وعده. وعده یعنی قول داده یک امر و پیمان، بصورت یک طرفه. اگر شرط بگذارید اگر فلان کار صورت گرفت، این کار را انجام می دهم، دیگر وعده نیست.
وعده یک طرفه است و جالب این است که در قرآن کریم خداوند برای خودش بیشتر وعده را به کار می برد. وعدالله الذین آمنوا.. خداوند به مؤمنین وعده ی بهشت می دهد. یعنی قرار نیست آن‌ها کاری انجام بدهند، اگر هم کاری بکنند به اندازه ی بهشت نیست! خداوند یک طرفه و به فضل خودش به مؤمنین می بخشد. البته به مؤمنینی که ایمان آورده اند. [ یا ایهالذین آمَنوا، آمِنوا ]
این تفاوت وعده است با عهد.
عهد یعنی ما معامله می کنیم و پیمان متقابل می بندیم.

وعید، نوع دیگری از پیمان است. یعنی وعده ی یک عقوبت و مجازات را دادن.
تفاوت وعده و وعید در این است که وعده، بر کریم لازم الاجراست اما وعید اینگونه نیست.

نوع دیگر پیمان، در امان دادن هاست. مثل صلح : یک مشکل مالی داریم، آن را با هم مصالحه می کنیم.
مثل بیعت : از رده ی پایین که بیعت با دوست و رفیق است، تا رده ی بالا که بیعت با ولی و امام است.
 مثل عقد اخوت. فقط در صورتی که می دانید می توانید پای عهد اخوت‌تان بمانید، عهد ببندید و عقد بخوانید. 3 مورد از حقوق برادری از گردن شما ساقط نمی شود؛ شفاعت، دعا و زیارت.

وفای بین خدا و انسان -
اولین نوع وفا. که در قرآن کریم هم خیلی به آن سفارش شده است.

دوم - وفای انسان به خویش
آن کس که به خودش وفادار نیست، یقینا نمی تواند نسبت به بقیه جامعه وفادار باشد. آن کس که به وقت و جوانی خودش وفادار نیست، چه ضمانتی است که بتواند برای جامعه دردمندی کند !؟ کسی که به خانواده و محله و شهر خودش وفادار نیست، چه ضمانتی است که به کشور خودش وفادار بماند؟

لذا اهل بیت (ع) وقتی می خواستند مسئولیتی را به کسی واگذار کنند، وفاداری شخص را به رحِم اش می سنجیدند.

سوم - وفاداری به جامعه
قرآن کریم در اولین قدم خانواده را بر می شمارد و پیمان نسبت به خانواده را پیمان محکم الهی می نامد.
قرآن از کسی که در خانواده حاکم است، این توقعات را دارد : برآوردن نیازهای مادی و معنوی، احترام متقابل در خانواده، تربیت درست فرزند، سود رسانی خانواده به جامعه، عیب پوشی در سطح خانواده، خیرخواهی برای هم و راز داری.
و بعد می فرماید بالاترین نقطه ی وفاداری در خانواده، که بعد هم باید تسری پیدا کند به جامعه، محبت است.

چهارم - وفاداری به کوچک‌ترها
وسائل الشیعه، جلد 15، صفحه 201 :
بچه ها را دوست بدارید و به آنان مهر بورزید و چون وعده ای می دهید، وفا کنید.
نگویید بچه است نمی فهمد. اتفاقا می فرماید میزان وفاداری خودتان را در وفاداری نسبت به کوچکترهایتان نشان دهید.

پنجم - وفاداری های صنفی
افرادی که برای یک کار مشخص، در کنار هم قرار می گیرند، باید نسبت به هم وفادار باشند. من جمله در جهت رسیدن به اهدافی که در آن کار مد نظر است، وحدت جهت داشته باشند. نسبت به هم‌صنف های خودشان رفاقت داشته باشند، نه رقابت.
در علم و پیشرفت و فناوری، میزان وفاداری خودشان را نسبت به عقلی که خداوند به آن ها داده است، کاملا رعایت کنند و از عقلشان برای پیشرفت و آبادانی مملکت استفاده کنند.

ششم - وفاداری حاکمان و مردم
امیرالمؤمنین (ع) در نامه 5 نهج البلاغه به یکی از حکّام خودشان می فرمایند : همانا حکمرانی تو طعمه نیست، بلکه امانت و دِینی است بر گردن تو؛ برای نشان دادن درجه ی وفاداری تو.
من لم یشکر المخلوق، لم یشکر الخالق. کسی که نسبت به مردم وفاداری ندارد، یقینا به خالق هم وفادار نخواهد بود.

هفتم - وفاداری در پیمان‌های بین المللی
یا نباید پیمان ببندی، یا اگر بستی باید وفا کنی.
کما اینکه در پیمان صلح حدیبیه، با وجود اینکه در چندین مورد نقض برخی موارد پیمان نامه به نفع اسلام بود، پیامبر (ص) هیچ یک را نقض نکرد.

وقتی با کسی پیمانی بستی و در رفاقت، سرّهایتان را با هم در میان گذاشتید، اگر زمانی این رفاقت تمام شد، آن طرف دشمن شد و سرّ تو را فاش کرد، آیا تو هم اجازه داری اسرار او را فاش کنی !؟
در پیمان صلح حدیبیه، مشرکین چند جا پیمان را نقض کردند و پیامبر (ص) فرمود آن ها چون مشرک اند وفای به پیمان ندارند، ما که مسلم هستیم!
فقط در صورتی که در ازای وفای به پیمان، لطمه و آسیبی به تو می رسد، می توانی مقابله به مثل کنی. مثل زمان حمله عراق به ایران.

نشانه های وفاداری :
- راستگویی
- عمل به گفتار

سوره صف ، آیه 2 : لمَ تقولون ما لا تفعلون؟
اگر چیزی می خواهید بگویید، سعی کنید قبلش حتما عمل کرده باشید.

در اینجا دو نکته وجود دارد :
1. یک عده می گویند امر به معروف نمی کنیم، چون خودمان معروف را انجام نمی دهیم.  این که می شود دو گناه! یکی انجام ندادن معروف و دیگری امر به معروف نکردن.
امر به معروف کن و اعتقاد داشته باش که این معروف است و در مسیر توبه هم باش. این صحیح است.
به زبان آوردن چیزی که به آن اعتقاد نداری، می شود نفاق.

2. یک عده احتیاط می کنند. موقع صحبت، جاهایی را که خودش عمل نمی کند، می گوید من عامل نیستم. برای اینکه قبلا از عمل کردنش ضرر دیده و می خواهد شما اشتباه را تکرار نکنید. این دیگر از مصادیق لم تقولون ما لا تفعلون نیست. انتقال تجربیات است از آدم هایی که شکست خورده اند، برای تویی که هنوز این راه را امتحان نکرده ای. اسمش نفاق نیست.

اگر بینی که نابینا و چاه است / اگر خاموش بنشینی گناه است

تذکر دادن و هشیار کردن وظیفه است. حتی اگر خودت عمل نکرده باشی، باید بقیه را از افتادن در چاه آگاه کنی.
افراد زرنگ، مباحث را از عالمان بی عمل هم می گیرند و اعتقاد پیدا می کنند. گاهی واقعا خفته را خفته می کند بیدار! دقت کنیم شیطان مانع یادگیری ما نباشد.
اما یقینا اگر کسی حرفی بزند و خودش عامل به آن نباشد، نفَس لازم برای تاثیر را ندارد.

سوره اعراف - آیه 7
ولو ان اهل القري آمنوا و اتقوا لفتحنا عليهم بركات من السماء و الارض.
وفاداری عامل برکت در بلاد است. اگر اهل قریه ها، اهالی مملکت ها، می دانستند وفاداری به خداوند تبارک و تعالی چقدر در برکات مملکتشان نقش دارد، یقینا مسیر تلاش اصلی‌شان را می گذاشتند در بحث ایمان.
جهاد اقتصادی بدون پیش زمینه ی جهاد فرهنگی، جهاد ایمانی و جهاد تقوایی، اصلا سودی نخواهد داشت.
جهاد ایمانی؛ انسان ها بروند به این سمت که تقوا داشته باشند.

قرآن می فرماید درهای نعمت را از آسمان ها برای کسانی که ایمان و تقوا دارند، باز می کنیم. اثر وفاداری بر برکات غیبی الهی.

رسول خدا (ص) - کنزالعمال، صفحه 518
مردم جز با نیرنگ و بی وفایی خود نابود نمی شوند.

بیشترین ضربه را یک نفر، یک خانواده، یک شهر یا مملکت، از خودش و بی وفایی و نیرنگ خودش می خورد.
جامعه ای که صداقت و وفاداری از آن برود، برکت از آن رخت بر می بندد!
بعد می گویند هرچه می دویم و کار می کنیم بی نتیجه است! هرجا دیدی کارت و ارتباطاتت می لنگد و تلاشت بی فایده است، برگرد ببین کجا وفا را زیر پا گذاشتی.

زیر پا گذاشتن وفا، منشأ نابودی روحی، روانی، جسمی، اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و خانوادگی است. خیلی از چوب هایی که می خوریم و نمی دانیم از کجاست، به دلیل همین مسئله است. دنیا، دنیای رحمت و استفاده از نعمت هاست، اما بی وفایی ها و شکست عهد و پیمان ها و بی تقوایی ها و بی ایمانی ها، در این دنیا از طرف ما اتفاق می افتد. در نتیجه این چوب، سیستم طبیعی دنیاست.
و می فرماید اگر در جایی وفاداری خودت را ثابت کنی، از راه غیبی مشکلات شما را برطرف می کنیم.

+ وفاداری عامل جذابی برای جذب به دین‌داری و دین‌مداری است.
برای اینکه بی دین‌ها به دین‌مداران گرایش پیدا کنند.
وفا یک کلمه ی ارزشی انسانی مرامی منِشی است. وفاداری یک منِش مورد پسند فطرت انسانی است و همه دوست دارند.

امام صادق (ع) - کافی جلد 2 ، صفحه 104
به طول رکوع و سجود انسان ها نگاه نکن. زیرا که اگر به آن ها عادت کرده باشند، از ترسشان بیمناک می شوند. بلکه براستی به امانت‌داری و وفای آن ها نگاه کن.
کسی که ادای مسلمانی در می آورد، ولی خائن است و وفادار نیست، نه فقط خودش را از چشم مردم می اندازد، بلکه دین را هم از چشم آن ها می اندازد.

سوره انفال - آیه 27
یا ایهاالذین آمنو لاتخونوا الله و الرسول
وفادار باشید و به خدا و پیامبرش خیانت نکنید.

پیامبر (ص) فرمود من از شما وفایی نخواستم، الا المودة في القربی. چیزی نخواستم بجز ادامه دادن راهم : انی تارک فیکم الثقلین؛ کتاب الله و عترتي.

هشتم - وفای بین مؤمنین و مؤمنات
در روابط فامیلی، روابط نسبی، سببی، روابط دوستی و اخوت، روابط کاری.
وفاداری در مقابل کسی که به شما لطف می کند، وفاداری حیوانی است! خوبی را با خوبی جواب دادن را حیوان ها هم انجام می دهند. پس اینجا وفاداری معنا پیدا نمی کند.

معنای وفا در جامعه ی اسلامی انسانی این است که در مقابل بدی، انسان یا سکوت کند، یا با خوبی جواب دهد یا فراموش کند.
با خوبی جواب دادن کار اولیاء خداست؛ ان الله یحب التوابین. کار کسی که گناه یا خطایی کرده را با خوبی جبران می کنند و دوستش دارند.
 فراموش کردن کار انسان های عادی است و سکوت کردن کار خواص است؛ اذا خاطبهم الجاهلون قالوا سلاما.

بعضی وفاداری ها، مثل وفای پدر و مادرها، با صداقت زیاد و میزان ظرفیت و تحمل بالاست. این وفاداری شیرین است اگر در طی 10- 15 سال آینده با منت و اذیت خراب نشود و به رخ فرزندشان نکشند.
وفادارن عالم، با خدا معامله می کنند؛ بنابراین هیچ گاه منت و اذیت کردن در سیستم‌شان نیست.

اگر با خدا معامله نمی کردند، وفایشان معنی نداشت. اگر می خواهی وفادار باشی، تا ته خط برو.
"وفا کنیم و ملامت کشیم و خوش باشیم" شعر است! در عمل چگونه می شود پایش ایستاد و تحمل کرد؟ خیلی سخت است وفا کردن به کسی که معنای وفا را نمی فهمد. نمی شود همه اش را حواله کرد به آخرت. چون انسان ها بالاخره یک مقدار نقد بین اند. نمی شود گفت همه اش را در قیامت و شب اول قبر جبران می کنند.

چه کنیم که این مدل وفاداری برای ما لذت بخش غیر نسیه ی نقدی باشد؟
می فرماید ما به مؤمنین نقد می دهیم. بسیاری از اتفاقات غیرمنتظره که در عالم برای شما رخ می دهد، نان ِ همین وفاداری هایی است که بی منت، در دجله انداختید و ایزد در بیابان برای شما جبران کرد؛ برکت های زندگی.
و آرام آرام به جایی می رسی که از این خصوصیت انسانی خودت لذت می بری. از بهترین و بالاترین و ملموس ترین و لطیف ترین انواع وفاداری، همین است؛ وفاداری مسکوت مانده برای رساندن تو به عالم ملکوت و رهاندنت از قیود.

این بسیار ارزشمند است. وفاداری مسکوت ِ ملموس ِ عرفانی.





نام:
ايميل: