آخرین مطالب

پنجشنبه 1 اسفند 1392
12:30


فرهنگ روابط اجتماعی در اسلام [ وعظ «2» ]



وقتی گناه آنقدر درجه اش بالا می رود که سخن حق در قلب اثر نمی کند.



فرهنگ روابط اجتماعی در اسلام [ وعظ «2» ]


یا لطیف
سخنرانی حجةالاسلام سید محمد انجوی نژاد
موضوع : فرهنگ روابط اجتماعی در اسلام [ وعظ «2» ]



آقا امیرالمؤمنین (ع) - عیون الحکم و المواعظ، صفحه 124 : [ هر کسی می خواهد از دین حرف بزند باید این کتاب را خوانده باشد. ]
بهترین سخن آن است که به ساختاری منظم بیاراییدش و برای خواص و عوام دریافتنی باشد.

عوام هم باید بتوانند ارتباط برقرار کنند. اگر فقط برای خواص قابل دریافت باشد، این وعظ از نظر امیرالمؤمنین (ع) باطل است.

امیرالمؤمنین (ع) - عیون الحکم و المواعظ، صفحه 284 :
گفتار ناپسند ارزش آدمی را پایین می آورد و برادری را از بین می برد.

متانت کلام و دوری از درشتی در وعظ کردن. اگر دنبال تاثیرگذاری هستی، درشت سخن نگو. امیرالمؤمنین می فرمودند به اصحاب معاویه هم دشنام ندهید، به مقدسات مشرکین دشنام ندهید. ادبیات دشنام بین شما و دشمنانتان برقرار نباشد. چون آنان هم به مقدسات شما توهین می کنند. مقدسات شما مقدس است، قبحش شکسته می شود. ولی مال آن ها مقدس نیست، پس شما باخته اید.
و آیه ی شریفه قرآن هم می فرماید و لا تسبوا الذین یدعون من دون الله فیسبوا الله عدوا بغیر علم.

زیبایی وعظ :
+ قولا کریما باشد.
با کرامت صحبت کنید. شخص احساس نکند دارد تخطئه می شود.
+ قولا سدیدا باشد.
با استواری صحبت کنید. شخص احساس نکند می تواند از کلام شما فرار کند.
+ قولا لینا باشد.
با نرمی صحبت کنید. خداوند به موسی خطاب کرد نزد فرعون که رفتید، به نرمی با او صحبت کنید. چون اگر تند صحبت کنید، او را در موضع مقابله قرار می دهید و هدایت نمی شود.
+ قولا میسورا باشد.
کلام راحت و ساده و قابل فهم باشد.
+ قولا معروفا باشد.
دوری از مشتبهات و شبهات و چیزهای غیر یقینی و روایات نامعتبر و آیات منسوخ و منطق های غیرقابل باور پشت پرده ای مصلحتی.
عرف باید بپسندد.

- خشم در گفتار، گفتار حق را باطل می کند.  
وقتی خشمگین می شوی، حق دیگر سر جایش نمی نشیند. اگر نهی از منکر می کنی، با متانت نهی کن که خشم، منطق گفتار را نابود می کند.

در نقل است که متوکل عباسی در مجلس بزم رقص و شراب نشسته بود و برای تحقیر امام هادی، دستور داد علی بن محمد را بیاورند. سربازان متوکل، امام هادی (ع) را از جانماز و در حال عبادت از منزلش بیرون آوردند و به مجلس لهو و لعب متوکل بردند. متوکل در نهایت خباثت جامی شراب به آقا تعارف کرد. آقا فرمود ما بری هستیم. متوکل گفت مجلس ما را گرم کن؛ آقا فرمود شعر می خوانم.
و به زیبایی در قالب شعر اینگونه وعظ کردند :

« زمامداران جهان‌خوار و مقتدر بر قله ی کوهساران شب را به روز آوردند، در حالیکه مردان نیرومند از آنان پاسداری می کردند. ولی هیچ یک از ان ها نتوانست جلوی گرگ مرگ را بگیرد.
آن ها پس از مدت ها عزت، از جایگاه امن به زیر کشیده شدند و در گورهایشان جای داده شدند؛ چه منزل و آرامگاه ناپسندی.
و پس از آنکه به خاک سپرده شدند، فریادگری فریاد برآورد کجاست آن دستبندها و تاج ها و لباس های فاخر؟ کجاست آن قهقهه های مستانه؟ کجاست آن جام های شراب؟ کجا هستند آن انسان های حوری‌وش؟ کجاست آن چهره های نازپرورده که به احترامشان پرده های می آویختند؟
گور به جای آنان پاسخ داد: اکنون کرم‌ها بر سر خوردن آن چهره های زیبا و بزک کرده با هم می ستیزند. »

جام شراب از دست متوکل افتاد و شروع به گریه کرد و مجلس را جمع کرد. دست امام هادی (ع) را بوسید و ایشان را به منزل باز گردانید.
کسی که چنته اش پر است، می داند کدام وعظ را در کجا و با کدام قول و با چه بیانی بگوید. برخورد امام اینگونه است.

ابن قیم جوزی در شرح قرآن سوره ق، آیه 37 [ إن فی ذلک لذکری لمن کان له قلب أو ألقی السمع و هو شهید - بى‏گمان در اين براى كسى كه صاحبدل باشد يا سمع قبول داشته و شاهد باشد، پندآموزى است‏ ] می گوید :
پند و وعظ زمانی سودمند است که 3 شرط داشته باشد :

1. جان و دلی که در اثر گناه به نقطه ی قساوت نرسیده باشد.
وقتی گناه آنقدر درجه اش بالا می رود که سخن حق در قلب اثر نمی کند. مخصوصا مال حرام؛ که اباعبدالله (ع) در نهایت زیبایی و هنرمندی و جمال و جلال صحبت می کند و کوفیان هلهله می کنند. کوفیان نمازخوان!
به میزانی که مال حرام در زندگی‌تان وارد می شود، قسی می شوید و به میزان قساوت، وعظ ناپذیر می شوی و به همین میزان در مسیر جهنم قرار می گیری.

2. گوش دادن به نصیحت و خیرخواهی
به گوش رسیدن نه، گوش دادن! آمده باشم که یک چیزی یاد بگیرم.
شرط گوش دادن این است که من بدانم هر وعظی باید در من یک تغییر ایجاد کند و یک قدم به جلو بردارم.

3. حضور قلب و توجه برای دریافت با رقّت
رقت زمانی ایجاد می شود که دلت برای خودت و اعمالت و دنیایت و زندگی ات بسوزد. در همین میزان رقت می توانی از وعظ استفاده ببری.

دفتر پنجم مثنوی معنوی :
بس وصیت کرده تخم وعظ کاشت / چون زمین‌شان شوره بُد، سودی نداشت
تو، به صد تلطیف پندش می دهی / او ز پندت می کند پهلو تهی ..!





نام:
ايميل: