آخرین مطالب

چهارشنبه 23 مهر 1393
12:30


گزارش تصویری اردوی اموزشی آحاد حزب الله




گزارش تصویری اردوی اموزشی آحاد حزب الله

گزارش اردوی آموزشی آحاد حزب الله - تهران، موزه عبرت - مهرماه 1393

یا انیس



خبر آمد خبری در راه است...

زمزمه هایی شنیده می شد مبنی بر وجود سفر کوتاه و سه روزه به قم که قرار هست به صورت آموزشی- زیارتی برگزار بشه و خوب عکس العمل ها به این اطلاع رسانی مختلف بود. عده ای که شوق زیارت آستان کریمه اهل بیت(س) رو داشتن و عده­ ای شوق سر سپردن به آستان حضرت دوست، امید تازه ­ای گرفتن و عده­ ای منتظر تا ببینن اولین سفر آموزشی آحاد شامل چه برنامه هایی هست و خروجی این برنامه چی میتونه باشه!

زمان حرکت سه شنبه مورخ 16/7/93 بعد از نماز مغرب و عشاء اعلام شده بود اما بعد از کنسل شدن برنامه حرکت برادران، برنامه تغییر کرد و قرار شد ساعت 4 بعدازظهر حرکت کنیم. هر چند که خیلی­ ها از کلاس و سرکارشون زدن و سر ساعت خودشون رو به حسینیه رسوندن، اما خبری از اتوبوس­ ها نبود! زمانی که دیگه بچه ها سوار اتوبوس ­ها شدن، صدای اذان از بلندگوی حسینیه شنیده می شد. نماز را در حسینیه خوندیم. پس از زمانی اندک بالاخره سه اتوبوس کاروان آموزشی - زیارتی آحاد متشکل از فعالین گردان های نسل پنجم، علمی - رسانه، خانواده، سایبری، عقیدتی - سیاسی، ورزشی - تربیتی و پزشکی به حرکت دراومد.

شهرها رو یکی پس از دیگری پشت سر میذاشتیم و الحمدلله پس از صرف شام در اتوبوس بچه­ ها خوابیدن. نماز صبح رو توی یکی از مساجد بین راهی خوندیم و به راه افتادیم. شنیدن دعای عهد در فضای بین الطلوعین در مسیر جاده حال و هوای خاصی رو بوجود آورده بود. قم رو رد کردیم و حدود ساعت 9 بود که به مرقد امام(ره)رسیدیم. با راهنمایی مسئولین سوار اتوبوس­ های گردشگری تهران شدیم و آماده بازدید از اولین برنامه ای که برای ما در نطر گرفته بودن!

تقریباً به انتهای شهر تهران رسیدیم و به میدان فردوسی نزدیک شدیم. اولین برنامه اردو: بازدید از "موزه عبرت"!

 

حضرت علی(عليه السلام) در وصيتی به امام حسن(عليه السلام) فرمودند: «حوادث آينده را در پرتو حوادث گذشته بررسی كن، كه حوادث همانند يكديگر است.»
و در حديثی از امام صادق(عليه السلام) وارد شده است: «اكثر عبادت ابوذر را، انديشه و عبرت آموزی تشكيل می داد». قرآن سير در جهان و انديشه در تاريخ گذشتگان و پيامبران و جنگ های پيامبران و... را برای آيندگان عبرت و پند می داند و جزء عبادت مي شمارد.

و اما اینکه موزه عبرت چیست و واقعاً تو چه می دانی که "موزه عبرت" چیست؟!!

مطالب زیر از سایت تحلیلی خبری عصر ایران گرفته شده که گوشه ای از تاریخچه و جنایات نیم قرن رژیم پهلوی رو به تصویر می کشه!

نام پیشین موزه عبرت در رژیم ستمشاهی «زندان کمیته مشترک ضد خرابکاری» بود. تاسیس ساختمان آن در سال 1311 به دستور رضاخان، توسط مهندسان آلمانی آغاز شد و در سال 1316 با عنوان «توقیفگاه» افتتاح و شروع به کار کرد.

این زندان به شکل استوانه ای در سه طبقه، دارای چهار بند انفرادی با 86 سلول یک و نیم در دو و نیم متری و دو بند عمومی بود که همه بندها و راهروی های آن به نقطه میانی دایره ای منتهی می شوند. زندان با این که تنها ظرفیت دویست نفر را دارد ولی در بعضی مقاطع تعداد هشتصد نفر هم در آن جای داده شده است و در مجموع تعداد ده هزار نفر در آن نگه داری شده اند.




ساختمان این زندان از طراحی پیچیده و شگفت انگیزی برخوردار است. این بنا دارای چندین لایه حفاظتی بوده که زندانی نتواند از آن فرار کند. ستون های ساختمان از اسکلت فلزی و بدنه آن از سیمان ساروج است و لذا فضای داخلی زندان در زمستان ها، بسیار سرد و در تابستان ها، خیلی گرم است و فاقد هر گونه وسیله گرمایشی و سرمایشی بود. در ضمن هیچ صدایی از آن به بیرون منعکس نمی شود.

 

تا سال 1350 از این مکان به عنوان «زندان موقت یا زندان زنان» استفاده می شد. در 1352 همزمان با اوج گیری مبارزات مردم ایران که توسط چهار سازمان نظامی و انتظامی(ساواک، شهربانی، ارتش و ژاندارمری) به صورت ناهماهنگ و گاهی متعارض سرکوب می شد، به دستور محمدرضا پهلوی و با الگوگیری از سیستم امنیتی انگلیسی، تشکیلات مخوفی با نام «کمیته مشترک ضد خرابکاری» با همکاری ساواک، شهربانی، ارتش و ژاندارمری - و البته این بار با مدیریت واحد و منسجم - تاسیس و محل آن همین ساختمان زندان موقت انتخاب شد.

در زندان کمیته مشترک از همان اول خشن ترین و عقده ای ترین مدیران، بازجویان و شکنجه گران به کار گرفته شدند که مشهور ترین آن ها پرویز ثابتی، محمد علی شعبانی معروف به «حسینی»، بهمن نادر پور معروف به «تهرانی »، منوچهر وظیفه خواه معروف به «دکتر منوچهری»، هوشنگ ازغدی معروف به «منوچهری» و فریدون توانگری معروف به «آرش» بودند و صفت های شیطانی از قبیل جاه طلبی، خشونت، قسی القلبی، موذی گری، رذالت، عصبیت، زن بارگی و هتاکی و بد دهنی از جمله ویژگی های آنان بود.

شکنجه هایی مانند شوک الکتریکی، تخته شلاق، سوزاندن ریش و بدن با الکل وفندک، آویزان کردن از سقف، زدن دستبند قپانی، بستن صلیبی به نرده های حیاط، بستن به آپولو، لگد زدن به شکم، سوزن فرو بردن به زیر ناخن و ناخن کشیدن، تحقیر کردن و... کار روزانه و عادی شکنجه گران در این مکان بود. تاریخ این زندان از یک سو نهایت درندگی و سقوط از مرحله انسانیت به حیوانیت را به تماشا می گذارد و از سوی دیگر اوج مظلومیت، نستوهی، شجاعت، استواری و مقاومت متهمان را روایت می کند.

 

وقتی انقلاب اسلامی پیروز شد شکنجه گران به سرنوشت شومی گرفتار آمدند، تعدادی از آنان دستگیر، محاکمه و اعدام شدند، بعضی چون خود را در محاصره مردم یافتند با کلت کمری به زندگی ننگین خود پایان دادند، بعضی هم که به خارج فرار کرده بودند، عذاب وجدان گرفتند و خودکشی کردند.

زندان کمیته مشترک به گونه ای ساخته شده است که از بیرون کسی متوجه نمی شود که در اینجا هشتصد نفر در حال زندانی و شکنجه هستند حتی تا پیروزی انقلاب همسایگان دیوار به دیوار آن واقع در میدان توپخانه(امام خمینی فعلی) از این قتلگاه خبر نداشتند. خود زندانیان هم موقعیت جعرافیایی آن را نمی دانستند چون با چشم بسته وارد و خارج می شدند. «اتاق تمشیت» از جمله اتاق های شکنجه در این مجموعه مخوف بود که وقتی زندانی را با چشم بسته وارد زندان می کردند ابتدا در آنجا با انواع و اقسام شکنجه ها پذیرایی می شد. این اتاق در موقعیتی قرار داشت که صدای شیون زندانی و فحاشی های شکنجه گران در همه سلول ها و بندها در همه طبقات می پیچید در عین حال به بیرون منعکس نمی شد!

ضمن تقدیر و تشکر خالصانه از مسئولین و دست اندر کاران موزه عبرت که هر روز تعداد زیادی از میهمانان را با آغوش باز در این مجموعه می پذیرند و راوی محترم با صبر و متانت ستودنی اتفاقات بخش های مختلف را برای حاضران به مدت دو ساعت یک نفس روایت می کند، مطلب مهمی که انصاف نیست از کنار آن با سکوت عبور کنیم، این است که فضای موزه به خوبی نشان می داد که این مجموعه از یک مدیریت قوی و دارای سعه صدر لازم برخوردار است و با عقلانیت و اعتدال ستودنی اداره می شود.

ماجراها و اتفاقات زندان همان طوری که اتفاق افتاده و بدون دخل و تصرف و تحریف روایت شده و در اختیار بازدید کنندگان قرار می گیرد. در یک بخش دیگر که مربوط به کسانی است که در اثر شکنجه و درگیری با ماموران جان باختند عکس هایی از هر قشر، مذهب و دین و گرایش اعم از شیعه، سنی، مسیحی، کلیمی، زرتشتی، فدائیان خلق، مجاهدین خلق، توده ای ها، نهضت آزادی ها و حتی افرادی که هنوز هویت آنان مشخص نشده است مشاهده می شود.

 

وقتی بازدید کنندگان از هر قشر، طیف و مسلکی وارد محوطه می شوند احساس آرامش و رضایت دارند و موزه را متعلق به خود می دانند. از این زاویه جا دارد به مدیریت این مجموعه دوباره خسته نباشید و دست مریزاد گفت.

چیز بسیار قابل تأمل برای خود من، هزینه ای بود که برای خرید ماشین مجهز رئیس ساواک پرداخت شده، طبق اسناد موجود روی بُرد، مبلغی بالغ بر 900/135 تومان در اون زمان!! در تمامی اتاق ها عکس شاه، فرح و پسرش در قابی زیبا به دیوارها آویخته بود و طبق اظهارات آقای سنجری که خود ایشون هم از زندانیان همین زندان بودن، اتاق ها از همان زمان تاکنون دست نخورده و در معرض دید عموم قرار می گیرد.

از اتاق شکنجه، عکس، سلول های انفرادی و جمعی، رئیس آنجا و ... بازدید کردیم و آقای سنجری پیرامون هر کدام توضیحاتی را ایراد فرمودند. اشک های بی صدای دوستان پس از دیدن فیلم­ هایی ک در هر اتاق پخش می شد گواه گوشه ای از مظلومیت زندانیان بود!!

حجت‌الاسلام و المسلمين عيسی سليم‌ پور اهری از زندانیان این زندان در خاطرات خود نوشته است؛ "زندان و منزل زندگان هم وسيله خوبی برای امتحان است تا حس صبر و استقامت و مقاومت انسان نيرو گرفته و ظاهر گردد."

نکته قابل توجه و تأمل در این موزه می تونه همون تابلویی باشه که روی دیوار موزه آویخته بود؛ " آزادی رایگان نیست"!
و شاید بهترین جمله در وصف این موزه این است که؛ از «موزه عبرت»، عبرت بگیریم.

دیدن گوشه ای از این هزینه هایی که عده کثیری از آزادی طلبان برای رفاه و آسایش امثال بنده کشیدن، خالی از لطف نیست و شاید قلقلک شدن این وجدان بعضاً به خواب رفته بتونه به فهم ما در قدر دانی از آزادی و امنیت کنونی کمک زیادی می کنه!

 

در آخر با بیسکویت و آبمیوه پذیرایی و بدرقه شدیم.


----------------

گزارش اردوی آموزشی آحاد حزب الله - تهران، مجتمع سرچشمه و مرقد امام(ره)- مهرماه 1393

یا انیس

 

 


صدای اذان طنین انداز شد و بعد از اقامه نماز ظهر و عصر راه افتادیم، حدود نیم ساعت پیاده روی ساختمان نوسازی به نام "سرچشمه" خونمایی می کرد. بعد از ورود به مجموعه و صرف نهاری خوشمزه در فضایی آرامش بخش و عبور از راهروهای تقریباً طولانی که مزین به عکس های شهید بهشتی و یاران ایشان بود، وارد سالن همایش شدیم.

حجت الاسلام زائری رئیس موسسه فرهنگی شهدای انقلاب اسلامی(سرچشمه) با موضوع "راه های جذب مخاطب در هیئت" به ایراد سخنرانی پرداختند و اینکه اگر مبنا درست و محکم نباشد، با کتاب و روایت محکم نشده باشد، با یک باد از بین می رود.

 
 

در راه های جذب کردن، توجه به دو نکته ضروری است؛ یک، هیئت خانه من نیست، خانه اهل بیت(ع) است.
و دوم اینکه زبان من باید زبان عمومی باشد و زبان محفلی نباشد!

حدیث بسیار زیبایی از امام رضا(ع) عنوان شد: "اگر حتی اهل فسق هم شدی، محبت ما را از دست نده و دوستداران ما را هم دوست داشته باش حتی اگر اهل فسق باشند." یعنی نهی از منکر کن اما خودش را دوست داشته باش! و در آخر ذکر این نکته که «کاری کنید که محبت ما از طریق شما به دیگران منتقل شود».

صحبت های ایشان توجه به این نکته را می رساند که نگاه به جذب و مهم تر از آن نگاه داشتن مخاطبی است که جذب شده. باید دقیق و دلسوزانه رفتار کرد و با شناخت بهتر و بیشتر زبان مخاطب، می توانیم جذب بهتری داشته باشیم.

ایشان در رابطه با شهادت شهید بهشتی و یارانش متذکر شدند که دنیا نمونه ندارد تعدادی از مسئولین یک مملکت در این سطح، به شهادت برسند! آقا امام صادق(ع) می فرمایند: خداوند از خاک زمین هفت نقطه را انتخاب کرده، یکی از نقاط محلی است که شهیدی به شهادت می رسد. نه یک شهید بلکه تعداد زیادی از رده ی مسئولین کشوری که در رأس آن ها شهید بهشتی قرار دارد که از عجایب روزگار بوده اند.

یکی از ویژگی های شهید بهشتی زبان عام و بین المللی بود در حالی که زبان عده ای از مبلغین ما، ناخواسته زبان محفلی است.
تا این جای کار طبیعی است بنده ای که طلبه هستم و در طول شبانه روز با طلاب سر و کار دارم، زبان و بیانم خاص می شود. کسی که مهندس یا دکتر است هم به همین ترتیب، مثلا اصطلاحات یک پزشک در حد جامعه پزشکی است.

اما اگر قرار بر این است که پیامی را به مخاطب منتقل کنم نمی توانم با زبان محفلی صحبت کنم چون قرار است برای همه صحبتی داشته باشم. تا سال ها پیش وقتی صحبتی می کردیم فقط خودمان بودیم اما در حال حاضر زمانه فرق کرده است، به سرعت مباحث و مسائل پخش می شود.

 
 

بعد از سخنرانی، اعضای کادر آحاد از مقتل و محل شهادت شهید بهشتی و 72 تن از یارانش بازدید کردند.

این مجموعه دارای مسجد، یادمان، حسینیه، کتابخانه، نگارخانه، موزه، سالن همایش، قهوه سرا، دانشگاه، مرکز آموزش، فروشگاه، مهدکودک، آشپزخانه، غذاخوری و پارکینگ می باشد.

فروشگاه این مجموعه شامل: CD و نرم افزارهای گوناگون، لوازم التحریر، بازی های فکری، عفاف و حجاب، محصولات طب سنتی و دیگر محصولات فرهنگی بود.

پس از بازدید از مجموعه به سمت مرقد مطهر امام خمینی(ره) حرکت کردیم. نماز مغرب و عشاء را در مرقد اقامه و پس از زیارت به سمت مجتمع یاوران مهدی(عج) که محل اسکان ما بود و تقریباً در 500 متری مسجد مقدس جمکران قرار داشت، راه افتادیم. شام را در سالن غذاخوری میل کردیم و جهت استراحت به اتاق هایی که برای هر گردان اختصاص داده بودند، رفتیم.

=========

گزارش اردوی آموزشی آحاد حزب الله - مجتمع یاوران مهدی - سخنرانی حجت الاسلام وافی - مهرماه 1393

یا انیس
به دلیل نزدیکی با مسجد جمکران، دوستان در زمان های آزاد به زیارت یار مشغول بودند و برای بستن عهد و پیمان جدید به پابوسی آن پیدای پنهان می رفتند.

 


ساعت 4 برنامه حرکت به سمت مسجد جمکران برای اقامه نماز صبح بود. پس از صرف صبحانه به محل سالن همایش وصال رفتیم و منتظر حضور آقای وافی بودیم. با تاخیری نیم ساعته برنامه آغاز شد. بحث بسیار جذاب و کاربردی "تربیت نیرو" را بیان کردند.

 


اولین نکته ای که ایشان اشاره کردند، توجه به این عامل مهم بود که خروجی که از این مجموعه در نظر دارید چیست؟! کار بی هدف را نباید برنامه ریزی کرد. اهداف «تربیت نیرو برای امام زمان(عج)» و «یار امام زمان(عج)»، این ها درست نیست. اهداف باید واضح، نظام مند، عملیاتی و کاربردی باشد و وقتی اهداف مشخص شد بعد برنامه ریزی می کنیم که چگونه به آن برسیم.

یکی از آسیب ها و عوامل کم اثر بودن یک مجموعه فرهنگی این است که اهداف معلوم نیست!! پس از شناخت اهداف و پی بردن به خروجی، توجه به مسائل تربیتی و مطالعه حداقل چند کتاب در زمینه تربیت اسلامی، بحث های مدیریتی، توجه به عصر و زمانه که طبق فرمایش مقام معظم رهبری(مدظله العالی) "الان با 20 سال پیش خیلی فرق می کند"؛ و دشمن شناسی نیز باید زیر سایه عصر شناسی مطرح و مورد بررسی قرار بگیرد.

خطبه 31 نهج البلاغه می تواند منشور اخلاقی ما قرار بگیرد.
مقام معظم رهبری(مدظله العالی) عصر و زمانه ما را بسیار شبیه به عصر امام علی(ع) می دانند. پس باتوجه به این فرمایش تأمل و تعمق در نهج البلاغه بسیار جای کار دارد.

 


یکی از ویژگی های انسان کمال طلبی است. وقتی عشق برتر می آید، عشق های پایین تر رنگ می بازند. اگر می خواهی زیر آب عشق های دروغین را بزنی باید عشق های برتر را بیابی.
"القلب مصحف البصر": قلب دفتر چشم است؛
هر دیدی یک اثری روی قلب می گذارد. این چشم را مراقبت کن، این چشم را مدیریت کن. گوش هر جایی و هر چیزی و چشم هر جایی و هر چیزی آقا را نخواهد دید!! دشمن برای چشماهایمان نقشه کشیده، پس مراقب باشید.

"القلب حرم الله"؛ مرکز فرماندهی اعمال، قلب است.
حواست هست که قلبت بتکده شده؟؟! چرا اجازه می دهیم افراد نخودی و بیخودی وارد قلبمان شوند؟! اجازه ورود فقط برای کسانی صادر می شود که با کارت خدا داخل می آیند. خانه خانه ی خداست.

اگر می خواهی اعمالت درست شود، باید علاقه هایت درست شود. کارهای ما ریشه اش از علاقه هایمان است، هر کاری می کنیم برای این است که دلمان می خواهد و هر کاری نمی کنیم برای این است که دلمان نمی خواهد. تو مهم نیستی، خدایت مهم است. خانه مال خداست، برای خداست. پس هر کسی و هر چیزی اجازه ی ورود ندارد!

در رابطه با فضای مجازی حاکم بر جامعه فرمودند: وقتی خودت به موبایل وابسته هستی، چطور می توانی کار فرهنگی کنی؟! چطور می توانی تربیت کنی؟! چطور می توانی تاثیر گذار باشی؟!

و در ادامه اولین و مهم ترین وظیفه ی خانم ها را مادر بودن، معرفی کردند. شما باید رشته ی مادری را آموزش ببینید.
در آخر به این نکات دست پیدا کردیم که برای درست شدن و درست بودن اعمال باید علاقه های درستی داشته باشیم و این علاقه ها، از شناخت های ما سرچشمه می گیرد، تفکر و اهل فکر بودن ما را به شناخت درست می رساند، منشاء این تفکر باید خلوت باشد که متاسفانه با پیشرفت های موجود در جامعه و وارد شدن تکنولوژی مانند موبایل و ... این خلوت ها را از خودمان دریغ کرده ایم!!

=======

گزارش اردوی آموزشی آحاد حزب الله - سخنرانی حجت الاسلام انجوی نژاد و دیدار با حضرت آیت الله جوادی آملی - مهرماه 1393

یا انیس
پس از استراحت کوتاهی پذیرای صحبت های گرم و دلنشین حاج آقای انجوی نژاد پیرامون "تفسیر سوره عصر" بودیم.

 

 


ایشون منظور از عصر را "فرصت زمانی" بیان کردن. به این معنا که به همه انسان ها در طول عمرشان برای هر چیزی یک فرصت زمانی داده میشه. مثلاً به یک کودک 6 ساله نمیگن فرصت معنوی رو قدر بدون! «ان الانسان لفی خسر» مال انسانی هست که اون فرصت رو قدر ندونسته!

»» چند روحیه برای فرصتی که در اون قرار داریم وجود داره:
1- انتها داره و فقط تو این برهه فرصت داریم و دیگر در اختیار من قرار داده نمیشه یعنی تاریخ انقضاء داره.
2- وظیفه تولیدی داریم. یعنی هرچقدر در توانمون هست باید یه چیزی در کنارمون و جانشین خودمون باشه.
3- بدونیم در جامعه "بی فرهنگی" هیچ وقت متوقف نمیشه که بخوایم "فرهنگ" رو قطع کنیم.

یک مشکل عمده این هست که در یک جایگاه می مونیم، در مسائل فرهنگی باید دائم بروز بشیم و یک مدیر فرهنگی باید نگاه تهدید محور داشته باشه!

« کادر آحاد باید مطلع و بروز باشن. فرمانده در زمان جنگ به کسی می گفتن که می تونست بر روح و جسم نیرو فرماندهی کنه و الان هم یک فرمانده گردان باید در همه جوانب مسلط باشه چون از نظر قلبی می تونه فرماندهی کنه و فرقش با مدیر کل همین هست.»

 


به دلیل کمبود وقت سریع سوار اتوبوس  ها شدیم و با افتخار به سمت "بنیاد بین المللی علوم و حیاتی اسرا"، میهمان حضرت آیت الله جوادی آملی بودیم.

 


پس از اقامه نماز باشکوه ظهر و عصر، گوش جان به صحبت های دلنشین ایشون سپردیم. پس از تبریک میلاد با سعادت امام هادی(ع) با ذکر روایتی از این امام همام، سخنرانی خود را ایراد فرمودند. اینکه انسان در دنیا مشغول تجارت است. قبل و بعد از دنیا کار تجارت نیست! درست است که انسان در تجارت دنیا یا سود می برد، یا ضرر و یا نه سود می برد و نه ضرر! اما تجارت دنیا اینگونه نیست و هیچ تجارتی شبیه تجارت دنیا نیست!

»» در تجارت دنیا دو حالت وجود دارد؛
یا با خدا معامله می کنی که اگر جان، مال خود را به خدا بدهیم و در راه او قدم برداریم، نقص و عیب را از بین می برد و کامل شده به ما تحویل می دهد. مال را چندین برابر به ما می دهد. اما اگر با شیطان معامله کردی، عوض و معوض، هر دو را می گیرد و هیچ کدام را به شما پس نمی دهد که این عین بندگی و بردگی است!

چون مگس هر روزه هست و اینکه هر روزه باید بچرخد، پس تقوا نیز باید تکرار شود، چون وسوسه همیشه هست!
پس بارهاتون رو ببندید. فکر نکنید که همیشه هستید. پس از درک اینکه با چه کسی معامله کنیم، حالا باید مراقب باشیم که چی به خدا می دهیم و چی می گیریم! با کدام درجه از درجات خداوند داریم معامله می کنیم؟ با خدای رفیع الدرجات یا خدای ذوالعرش! و برای اینگونه معامله ها، باید خود و عمل خود را خالص کنیم. قرآن راه بدست آوردن اخلاص را "یاد مرگ" معرفی می کند چون یاد مرگ و قیامت مهمترین عامل برای پویایی و حرکت است.

وقت سخنرانی کوتاه اما بسیار تاثیرگذار و قابل تامل بود. پس از بازگشت به محل اسکان عکس دسته جمعی و یادگاری گرفتیم.
نهار را در محل اسکان صرف کردیم و پس از استراحت زائر مرقد منور خانم حضرت فاطمه معصومه(س) شدیم و ساعتی رو مهمون حرم باصفای ایشون بودیم.

ﺗﺎ ﺑﻮﺩﻩ ﻫﻤﯿﻦ ﺑﻮﺩﻩ ﻭ ﺗﺎ ﻫﺴﺖ ﻫﻤﯿﻦ ﻫﺴﺖ               ﻭﻗﻒ ﺗﻮ ﺑُﻮَﺩ ﺍﯾﻦ ﺳﺮ ﻭ ﺍﯾﻦ ﺟﺎﻥ ﻭ ﺗﻦ ﻭ ﺩﺳﺖ
   ﻣِﯽ ﻟﺐ نزﻧﻢ ﺗﺎ ﺍﺑﺪﺍﻟﺪﻫﺮ ﭼﺮﺍ ﮐﻪ                    ﺑﺎ ﺧﻮﺭﺩﻥ ﺳﻮﻫﺎﻥ ﺩﯾﺎﺭ ﺗﻮ ﺷﻮﻡ ﻣﺴﺖ

=====

گزارش اردوی آموزشی آحاد حزب الله - سخنرانی سردار حاج حسین یکتا - مهرماه 1393

یا انیس

پس از بهره گیری از فضای معطر و نورانی خانم فاطمه معصومه(س) به سمت محل اسکان راه افتادیم و در محل نمازخانه سردار یکتا در جوار مسئولین محترم منتظر ما بودند.

 


در یک فضای بسیار گرم و صمیمی به صحبت های همیشه دلنشین سردار گوش جان سپردیم؛ چیز تازه ای نیست، آنچه از دل برآید، لاجرم بر دل نشیند! ایشون به بررسی فضای کنونی جامعه و تاثیرگذاری کار فرهنگی ما بر این جامعه و کار فرهنگی از منظر حضرت آقا پرداختند. با بیان ساده اما در عین حال بسیار تاثیر گذار زمان جنگ را با حال قیاس کردند و گفتند چرا همه مردم شهیدان رو دوست دارند، اما ما رو دوست ندارند؟
چون شهدا خودشون رو برای مردم کشتند، اما ما در هیئت رهپویان، خودمون رو برای بچه های رهپویان نمی کشیم...
در حالیکه قبل از اینکه ما بدنیا بیایم، شهدا خودشون رو برای ما کشتن و امروز هم دورمون می گردن. به همین خاطر هست که تا اسم شلمچه، طلائیه، راهیان نور، یادواره شهدا دلمون می لرزه.

باز از سخنان حضرت آقا استفاده کردند و گفتند که دشمن هم دقیقاً متوجه این نکته شده که ما رو از درون بگنداند! جواب کار فرهنگی باطل رو باید با کار فرهنگی حق بدهید. وقتی نیت می کنی و خدایی باشه، فرکانس وجودت اثر وضعی می ذاره و این با خودسازی امکان پذیر است.

راهکاری که برای خروج از این بحران عنوان کردند، باز مطابق فرمایش مقام معظم رهبری(مدظله العالی) این بود که "باید ابتکار لازم را در دست بگیرند توی  این شرایط سخت فرهنگی، باید ید بیضاء را بیرون بیاورند و عضای موسی را درست کنند" یعنی معجزه می خواهد!! و حواسمون باشه که نظر کرده، اثر کرده میشه.

بچه ها! دعا کنید شهید بشید.
حیفه آدم حضرت زهرایی و امام حسینی باشه، سالم بره تو گور. حیفه کسی خونین مالین نره اونطرف.
دعا شدنی است.
اگر آه تو از جنس نیاز است
در باغ شهادت باز باز است
مشکل اینه که آه های ما، " آه " نیست. شهدا می خواستن می شد، ما می خوایم نمی شه.

پس از صرف شام با دوستان راهی مسجد مقدس جمکران شدیم و ساعتی رو برای وداع زیر چتر عنایت آقا گذروندیم...
========
گزارش اردوی آموزشی آحاد حزب الله - سخنرانی حجت الاسلام انجوی نژاد و اختتامیه - مهرماه 1393

یا انیس
ساعت 4 صبح قرار بود که بچه ها رو برای اقامه نماز صبح به حرم حضرت معصومه(س) ببرند. بعد از صبحانه مجدداً در سالن همایش جمع شدیم و سرکار خانم امیدوار نظرسنجی مختصری پیرامون نحوه برگزاری اردو تا این لحظه، برنامه های تدارک دیده شده، سخنرانان مدعو، محل اسکان و... انجام دادند. به عنوان حسن ختام اردو در خدمت آقای انجوی نژاد با ادامه تفسیر سوره عصر بودیم.

 

در ادامه تفسیر سوره عصر فرمودند چرا فقط انسان در ضرر هست و بقیه موجودات نیستند!؟

در پاسخ به این سوال باید به معنی ضرر و سود دقت کرد و اینکه این ضرر از سود است یا از سرمایه؛ گاهی فردی رو در روستای کوچک و متروکی رها می کنند و میگن شما دو روز وقت دارین که هر چقدر می تونین برای خودتون وسائل جمع کنید، این فرد کل روستا رو میگرده و کلی وسائل جمع میکنه و وقت هم اضافه میاره و به استراحت می پردازه! اما گاهی به این فرد میگن در شهر قم بگرد و دو روز وقت داری! حالا تلاش شبانه روزی این فرد برای جمع آوری وسائل توی مدت کوتاه دو روز به چشم نخواهد آمد و نقاط بسیاری از شهر قم دست نخورده باقی می ماند!

فرق انسان ها با حیوانات این هست که حیوانات خلق شدند برای خوردن و نشخوار کردن و حتی وقت هم اضافه میارن اما انسان به نسبت امکاناتی که خدا در اختیارشون قرار داده، ضرر می کنند. منظور از انسان در اینجا انسان مومنی است که دشمن خدا نباشه.

برای جبران این ضرر سه گزینه داریم در ارتباط با خود، خدا و دیگران. اگر دلمون برای خودمون میسوزه، باید برنامه ریزی طویل المدت برای این سه نوع ارتباط داشته باشیم؛ توجه دادان انسان ها به خودشون، به خدا و به آموزش در ارتباط با دیگران؛ فقط این برای من جا بیفته که من نیاز به آموزش دارم.

در پایان آقای انجوی نژاد پاسخگوی سوالات بچه ها بودند.

اقامه نماز جماعت ظهر و عصر در نمازخانه مجتمع یاوران مهدی(عج) و صرف نهار در فضای آرامش بخش اونجا آخرین برنامه ما در این اردو بود. ساعت تقریباً 3 بود که به سمت شیراز حرکت کردیم و حدود 2 نیمه شب رسیدیم.

با این گزارشات بسیار مختصر غرض نشان دادن گوشه ای از زحمات دوستان و مسئولین محترم کانون برای بهره گیری هرچه بهتر و بیشتر اعضای گردان ها بود و شروع فصل جدیدی از کار فرهنگی در کلان شهر شیراز و ان شاء الله ایران و آماده سازی جهان برای ظهور او که روزی خواهد آمد...



به پایان آمد این دفتر؛ حکایت همچنان باقیست...

کاری از گردان رسانه - مکتوب "خواهران"





نام:
ايميل: