آخرین مطالب

یکشنبه 23 تیر 1392
12:30


پاترناليسم (مدیریت پدرانه)


در مجموعه هاي فرهنگي مديريتها بر اساس رفاقت ها و تعهدات است. تعهد بايد مدير رو وادار کنه که علم مديريت رو ياد بگيره.



پاترناليسم (مدیریت پدرانه)

يا لطيف

سخنرانی حجةالاسلام سيد محمد انجوی نژاد
موضوع : پاترناليسم (مدیریت پدرانه)

مبحثي که داريم بيشتر از اينکه آموزشي باشه، دستورالعمليه . دستورالعمل کاري مديران در کانون .

در سيستمهاي جهاني 4 نوع مديريت داريم:

1- مديريت استبدادي: به اين معنا نيست که استبداد کلمه بدي است ، يه روش مديريتي است . که در بعضي از جهان ساليان دراز جواب داده . در کشورهاي کره شمالي و چين مديريت استبدادي داريم .
چين هم مديريت استبداديش جواب داده و هم کارش گرفته . در اين مديريت به انسانها تحت عنوان يه ربات نگاه مي شه و ارزش انساني در اين مديريت قابل جمع نيست ، بايد مردمش رو بي خدا نگه داره .

در مديريت استبدادي مدير دستور ميده ، نيرو گزارش ميده .
مديريت صدام ، مديريت استبدادي بود . در طول تاريخ اسم مديريت استبدادي رو پادشاهي و سلطنتي ميذاشتيم .
مديريت شاه ، مديريت استبدادي بود . قانون اساسي ، قانوني است که شاه ميگه . " خدا ، شاه ، ميهن " خط قرمزه .

2- مديريت دموکراتيک:
در اين مديريت يه آدمي يه اختياراتي رو از بدنه جامعه مي گيره و بدنه جامعه هر وقت دوست داشت اون اختيارات رو ازش
مي گيره . مثل هيئت مديره و مديرعامل مي مونه .

3- مديريت آزاد:
مدير فقط ستاده ، نه دستور ميده ، نه گزارش ميده .
توي کانون در بعضي از مقاطع اين نوع مديريت رو داريم . مثل مديريت کاروان مشهد .

4- مديريت پدرانه يا پاترناليزم:
يعني طرف بوسيله قانون ديکتاتور مي شه . شاه نيست ، رئيس جمهوره ؛ اما رئيس جمهورِ ديکتاتوره .
به طور اشتباه به اين نوع مديريت در غرب ، پاترناليسم مي گن . پدرسالارانه .
توي مديريت پدرسالارانه کلي نکات مثبت وجود داره ، که به خاطر اسمش از بين رفته .
در غرب اومدن سيستم مديريت اسلامي رو خراب کردن ، اسمش رو گذاشتن پاترناليزم .

پاترناليزم در غرب و مديريت دانشگاهي خيلي کلمه منفوريه .
اسم جرح و تعديل شده اين مديريت رو ، مديريت فرهنگي ميذاريم .
مقدمه : قاطي کردن مباحث با هم و عدم آشنايي مديران ما به بحث مديريت استراتژيک و آکادميک باعث مي شه در مديريت ها خيلي تنش ببينيم .

در مجموعه هاي فرهنگي مديريتها بر اساس رفاقت ها و تعهدات است .

تعهد بايد مدير رو وادار کنه که علم مديريت ياد بگيره.
هنر مديريت ذاتيه . خيلي ها اگه مدير بشن ، تخصص هاشون رو بر باد دادن .
پاترناليسم رو تحت عنوان پدر دلسوز معرفي مي کنيم .

1- اين مدير اختيارات مشروع داره. يعني از بدنه جامعه يه اختياراتي بهش ميدن که کاملاً مشروعه ، اختيار نامشروع نداره . يعني نمي تونه ظلم کنه .
اختيارات مشروع از طرف بدنه جامعه پذيرفته شده است .

2- ادراک.
3- سيستم تشويق و تنبيه .
اين مثلث ، مديريت پدرانه رو تشکيل ميده .

نتيجه :

1- رضايت شغلي رو براي نيروها ايجاد مي کنه.نيرو در کنار مديرِ پدر، رضايت شغلي داره ، ولو حقوقش کمتر باشه .

2- امنيت شغلي داره. نيرو ميدونه که بدون دليل از مجموعه اخراج نميشه .

3- بهره وري نيرويي که رضايت شغلي و امنيت شغلي داره،بالا مي ره.

4- وقتي يه مجموعه رضايت شغلي + امنيت شغلي + برنامه ريزي براي آينده دارن ، ارباب رجوع هم احساس رضايتمندي و شادابي مي کنن و در نتيجه مشتري مجموعه بيشتر مي شه .

5- در اين نوع سيستم به انسان بهره الهي مي رسه.

گزينه ها :

-اختيارات: يه قانوني داريم که نبايد فراتر از اين قانون عمل کنيم .

ـ اختيارات بايد کاملاً براي زيردست ها جا بيفته .
ـ بايد بدونيد که مديريت يک هنره و اگر ذاتاً اين هنر رو نداره بايد بکشه کنار تا بتونه توان اصليش رو کشف کنه .
ـ مدير بايد به جامعه شناسي و روانشناسي و علوم تربيتي آشنا باشه .
(راجع به هر کدومشون مثلا 500 صفحه مطلب مفید و مربوط به مدیریت خونده باشه)
دقت در اينکه سيستم مشارکت در اين نوع مديريت قراره کجا بره ؟!
چون بلد نيستيم مردم رو به مشارکت بگيريم ، مديريت پدرانه مون به مديريت استبدادي تبديل مي شه . مي گه هميني که هست .
" هميني که هست " خونه آخره . این نقطه ایست که مدیریت پدرانه تبدیل به مدیریت خودکامه میشود .
در مديريت پدرانه براي تصميم گيريهامون ، بحث خط دهي رو داريم . نيرو رو پرورش و خط بديم تا خودش برسه به نقطه و مسيري که داريم.

یعنی ایجاد انگیزه و رساندن نیرو ها به نقطه تحریک و قیام .
اگر بحران پيش بياد ، مي تونه بگه " اگه من مديرم هميني که هست " ، وگرنه در موارد عادي هرگز .
در مديريت عادي سيستم رسيدن به نقطه تصميم گيري ، مشارکتيه . يعني نيرو خودش به اون نقطه برسه .
براي تصميمامون زمان بذاريم . شب نخوابيم ، صبح پاشيم تصميم گرفته باشيم .

- ارتباط با زير دستان:

1- خيرخواهي. خيرشون رو بخواهيد . رشد شان و ترقی شان .

2- برادر و خواهري که زيردست تونه،عين برادر و خواهر خودتون باشن.
از نظر ديني هم اجازه نداري بهشون بتوپي . اندازه اي که با خواهر و همسرت مي توپي ، بتوپ .

3- رفع مشکل کارمندان تا حد قانون و عرف نه تا حد بالا. یعنی : بنده مدير تو هستم ، خانواده تو نيستم ، مسئوليتي که نسبت به تو دارم ، اندازه مديريتمه . توقعش نبايد بالا بره ، بگيد تا اين حد نوکر شما هستم ، ولي بعضي چيزها جزء وظيفه من نيست . بعضي وقتها بخاطر علاقه ، يه قانون بد رو جا ميندازيم و بعد خودمون توي دردسر ميفتيم .  
قانون مديريت اينه که تا يه حدي بري جلو که بتوني جمعش کني .

4- مدير بايد امين نيروهاش باشه.
بايد خيالش راحت باشه که اگه باهات دعوا کرد و آتويي ازش گرفتي ، فقط توي ذهن تو مي مونه ، منتقل نمي شه .

5- مدير بايد با نيروهاش صادقانه برخورد کنه.
هنر پرهيز از راهکارهاي سياسي در مديريت فرهنگي .
ميخواد تشويق و تنبيه کنه ، حساسيت ايجاد مي کنه، چون سيستم تشويق و تنبيه بلد نيست. آکادميکي ياد گرفته ، روش فکر نکرده.
ما نبايد توقع داشته باشيم نيروهامون امين باشن ، ما بايد امين نيروهامون باشيم .

کلمه " بين خودمون بمونه " بي صداقتي است . شما بايد جوري مديريت کني که اگه يه روزي مديريتت رو بذارن کف ترازو ، از حرفهات خجالت نکشي .
اگه يه وقتي بي صداقتي يک مدير اثبات بشه ، اون روز ، روزِ افول اون مدير و زمين خوردنشه .

6- پرهيز از راهکارهاي امنيتي.
فضا رو امنيتي نکنيد که بچه ها از اينکه در اين محيط کار مي کنن بترسن .
امنيت فضا با مديره و کاملاً هم غير محسوس . اصلاً نبايد نيرو حس کنه که فضا امنيتيه و ممکنه در اين مکان تخليه اطلاعاتي بشه .

7- هنر سکوت و تأمل.
يه تصميمي مي خواي بگيري ، يه کم صبر کن ، همين الان نگو . فلان مشکل از نيروت ديدي برخورد نکن .
بين برخورد و ديدن مشکل حداقل 2 ساعت فاصله بذار . مچ نگير .
بين عمل و عکس العملت فاصله بده . عکس العمل با فاصله ، بهتر از عکس العمل بدون فاصله است .

بعضي وقتها ، سکوت ، بار عکس العملي داره . اگه مي خوايد مدير باشيد بايد هنر تأمل و سکوت رو ياد بگيريد .
يه ده درصدي مديريت بحران داريم که اونجا حتماً بايد عکس العمل فوري باشه ، ولي بعضي از مديران ما 24 ساعته توي مديريت بحران هستن !!!!؟

8- مسائل مالي در مديريت کانون اصلاً اهم نيست، کارآفريني است.
به جاي اينکه دنبال سود مالي باشي ، سعي کن مسائل مالي ايجاد کني که آدمهاي بيشتري بيان سر کار و نون بخورن و برن .
هدف ما از مسائل مالي ايجاد شادابي و رضايتمندي در مردمه . پولامون رو خدا از جاي ديگه مي رسونه ، اين پولها براي ما پول نمي شه .
ما توي يه مسيري هستيم که قراره خدا پولمون رو ضمانت کنه .

9- رضايت مردم، دعا کردن و کارآفريني بچه هامون.

10- ارتباط با همکاران.
يه نهادهاي همسو داريم که در يه جاهايي کمکمون مي کنن .

11- سعي کنيم کار خودمون رو خودمون بچرخونيم و انجام بديم.

12- تعامل با مديران موازي. رقيب نيستيم ، رفيقيم و به زيرمجموعه تون کاملاً تزريق کنيد.
بايد براي نيروهامون جا بيفته که اين و اون نداريم ، همه يکي هستيم . فرقي نمي کنيم. ببينن که مديران ما با همديگه تعامل دارن.
احترام امام زاده به متوليشه. اگه احترام به مجموعه همسو و موازيت نذاري، نيروها هم احترام نميذارن ، به جون هم مي افتن.

13- هنر تفکيک بين شخصيت حقيقي و حقوقي.
مدير وقتي وارد محل کارش ميشه نبايد صورتش داد بزنه که مشکل داره . زندگيت مال خودته، کارت مال خودته، ناراحتي ات مال خودته. بايد مدير، فعال و پدري دلسوز وارد کار بشه. مديران موفق کساني هستن که مشکلات شخصي شون رو مستقيم و غيرمستقيم به نيروهاشون تزريق نمي کنن، بعضيها ميان مستقيم درددل مي کنن.

14- هنر رزق. تو چند جلسه درباره رزق صحبت کردیم به اون جا مراجعه کنین .

15- هنر ادراک.
اگه ما بتونيم کاملاً همديگه رو درک کنيم ، يه کار غير ممکن انجام داديم . درک کامل وجود نداره .
هنر مدير ، درست حدس زدن است. نمي تونيم کامل درک کنيم .
مدير بايد اينقدر ميزان درکش از نيروش بالا بره که بتونه بهترين حدس ها رو بزنه .

16- جايگاه منطقي تخلف و تحريف.
هر انساني يه نقاط ضعفي داره که براي اون يه جايگاه منطقي براي تخلف و تحريف قائليم .
مگه ما نسبت به خدامون و بالا دستمون بدون تخلف و تحريفيم که توقع داريم نيروهاي ما روزانه تخلف نداشته باشن .
براي هر نيرويي يه درصدي از تخلف کاملاً منطقي است . نيرويي خوبه که درصدش پايين تره .

يه نيرويي درصد تخلفش مي ره بالا تا به نقطه تنبيه مي رسه .
يه درصد منطقي براي تخلف جزء درکه . از اين درصد منطقي به بعد ، پاي تنبيه باز مي شه ، و اون درصد قابل گذشته .

ـ گرفتن باز خورد کار مدير که در اصطلاح غربي بهش مي گن فيدبک .
ـ بحران و ناکامي
ـ آرامش دادن با راههاي انساني و ديني به جو کارمون .

- توسل:
و مهمترين چيز براي استفاده از آرامش رو داريم ، اما قدر نمي دونيم : بيايد کنار نيروهاتون سينه بزنيد. اينقدر تأثير مثبت در نيروي شما داره که حد نداره .
بسياري از مشکلات کساني که با من دارن ، وسط سينه زني حل مي شه .

ما امام حسين (ع) داريم . چرا از اين داستان استفاده نمي کنيد ؟
هيئت ، مرکزي است که پاترناليزم رو در سيستم جا ميندازه .
ما موظف به تظاهر براي امام حسين (ع) هستيم . موظفيم که نيروي ما گريه کردن و سينه زدن ما رو ببينه . پشت اين تظاهر دستوره . اگه نبينه اعتمادش از بين مي ره . 





نام:
ايميل: