آخرین مطالب

سه شنبه 2 مهر 1392
12:30


معارضان سوری ؟؟؟


اختلاف عميق ايدئولوژيک ميان اين گروه ها، از شبه نظاميان سکولار گرفته تا تندروهاي سلفي النصرة باعث شده که بسياري از ناظران سياسي پيش بيني کنند که اين گروه ها هيچوفت نتوانند يک دولت واحد را ولو در يک منطقه خاص تشکيل دهند و با هم به توافق برسند.



معارضان سوری ؟؟؟
از گروه هاي معارض در سوريه چه مي دانيد؟ چند گروه معارض در سوريه وجود دارد؟ اشخاص مطرح در ميان معارضان سوري چه كساني هستند؟ چه ارتباطي ميان معارضين سوري و سازمان‌هاي جاسوسي وجود دارد؟ براي روشن شدن سوالات فوق با گزارش ويژه مشرق همراه شويد...

گروه گزارش ویژه مشرق: از زمان آغاز ناآرامی ها در سوریه مسؤولان این کشور بارها بر وجود افراد مسلح در جریان ناآرامی ها و حمله آنان با سلاح به مردم و نیروهای سوری برای افزایش دامنه درگیری تاکید و حتی اسناد و گزارش های تصویری نیز در این ارتباط منتشر می کردند.

در روزهای اول بسیاری از بدخواهان و دشمنان سوریه چنین مطالبی را با وجود ارایه اسناد نمی پذیرفتند تا این که حضور افراد مسلح در این کشور که ابتدا از سلاح های کمری و اکنون از سلاح های انفرادی، نیمه سنگین و سنگین علیه نیروهای نظامی و امنیتی و مردمی سوری استفاده می‌کنند، گسترش یافت و با اشغال برخی مناطق و تجمع در آنها موجب اطمینان همگان به وجود چنین افرادی در سوریه شد.

اکنون این سؤال مطرح است که افراد مسلح چه کسانی و دارای چه مشخصاتی هستند؟ عقاید آنها چیست؟ حامیان مالی و تسلیحاتی این افراد چه کسانی هستند؟ و اینکه آنان چه الگویی را در چه مناطقی از سوریه برای رسیدن به هدف خود دنبال می‌کنند؟

معارضان مسلح سوري

ملیت و تابعیت افراد مسلح در سوریه

افراد مسلحی که اکنون در سوریه دست به سلاح برده و هر روز سلاح و تجهیزات آنان در سایه حمایت‌های طرف‌های آنان پیشرفته‌تر و گسترده‌تر می‌شود، از اتباع کشورهای مختلف جهان هستند؛ برخی در این ارتباط حتی به صورت مبالغه‌آمیز رقمی نزدیک به یکصد ملیت را مثال می‌زنند ولی تابعیت بیشتر افرادی که تاکنون در جریان ناآرامی های سوریه دستگیر، کشته و یا زخمی و سپس شناسایی شده‌اند به حدود بیش از ۲۰ کشور جهان می‌رسد.

این افراد از کشورهای لیبی، الجزایر، تونس، مصر، فلسطین، اردن، ترکیه، عراق، پاکستان، بنگلادش، چچن، فرانسه، مالی، سومالی، موریتانی، لبنان، افغانستان، کویت، عربستان، مغرب و یمن هستند و تاکنون عده زیادی از آنها کشته، زخمی و یا دستگیر شدند؛ شمار زیادی از این افراد به صورت غیرقانونی و از طریق تونل های حفر شده در مرز بین سوریه با لبنان و یا در پوشش گروه های مسلح و به دنبال حمله به نیروهای سوری در مرزهای این کشور با ترکیه ، اردن ، عراق و یا لبنان وارد سوریه شده‌اند.

معارضان مسلح سوري

بر اساس اعلام برخی منابع خبری این افراد به علت این که خارجی هستند به طور معمول به زبان دیگری مانند انگلیسی، ترکی استانبولی، عربی و یا فرانسه سخن می‌گویند و مردم برخی مناطق اشغال شده از سوی آنان نیز بر این امر اعتراف کرده‌اند که در برخی مواقع متوجه گفت‌وگوهای آنان با یکدیگر نمی‌شوند؛ حضور افراد مسلح سیاه‌پوست و یا با چهره‌ای از نژاد مشخص موجب شده است تا دوستان آنان پس از کشته‌شدن این افراد برای جلوگیری از انتشار تصاویر حضور آنان اجساد این افراد را با استفاده از اسید سوزانده تا موجب شناسایی و استفاده رسانه‌ای قرار نگیرند.

در اين نوشتار به دنبال معرفي گروه‌هاي معارض در سوريه و شخصيت شناسي بعضي از چهره‌هاي مطرح در ميان اين معارضان هستيم.


گروه‌هاي معارض در سوريه چه كساني هستند؟

ارتش آزاد: تشكيل گروه شبه‌نظامي و مخالف به نام ارتش آزاد سوريه جهت عملياتنظامي عليه دولت سوريه است، اين گروه اصلی‌ترین گروه مبارز مسلح در مسائل سوريه به شمار مي‌رود كه توسط افسران و سربازان جدا شده از ارتش سوريه و با پشتيباني ترکيه و نيز برخي کشورهاي غربي و عرب حاشيه خليج فارس تشكيل شده است و "ریاض الاسعد" و "حسين هرموش" از بنيانگذاران و عوامل اصلي اين گروه تروريستي بوده‌اند.[1]

آرم ارتش آزاد سوريه

 

شوراي ملي سوريه: گروه‌های مخالف حکومت سوریه، جبهه‌ای به نام شورای ملی سوریه را در استانبول تركيه علیه رژیم بشار اسد، رئیس جمهوری این کشور تشکیل داده‌اند. شورای ملی سوریه گروه های مختلفی از میان تشکل‌های گوناگون اپوزیسیون را دربرمی‌گیرد. برهان غلیون، رئیس سابق این شورا، می‌گوید شورای ملی سوریه "نیروهای اپوزیسیون و طرفداران انقلاب مسالمت آمیز" را زیر یک چتر جمع می‌کند. اكنون "عبدالباسط سيدا" كه از كردهاي معارض است اين شورا را رهبري مي كند. ناهماهنگي هاي داخلي در اين شورا، به اختلافات شديد در ميان اعضاي آن دامن زده است.[2]

شوراي ملي سوريه

شوراي هماهنگی ملی:این شورا در سپتامبر ۲۰۱۱ ميلادي و از میان گروه‌های سیاسی مخالف درون خود سوریه تشکیل شده‌است. منادی دگرگونی مسالمت‌آمیز است، با مداخله نظامی مخالفت می‌کند و علی‌الظاهر معتقد است اعضای حکومت فعلی می‌توانند در دوران گذار نقش مثبتی ایفا کنند. بنا به گفته این اعضای کمیته، آنان نگران این هستند که سرنگونی حکومت موجب آشوب در کشور شود.[3]

 

احزاب كُرد: گروه‌های کردي كه به دنبال استیفای حقوق مدنی اقلیت کرد کشور بودند اما مقامات حکومتی خطر بالقوه بدل‌شدن آنان به یک نیروی سیاسی اثرگذار را با حبس رهبران و ساکت کردن طوایف کرد پاسخ دادند. گروه‌های حقوق بشری می‌گویند کردهای سوریه تحت "تبعیض سازمان‌یافته" قرار دارند و ده‌ها هزار تن از آنان با گذشت سال‌ها از تغییر قوانین تابعیت سوریه در ۱۹۶۰ ميلادي هنوز تبعه کشوری به شمار نمی‌روند.


نشست گروه هاي كرد مخالف سوريه

اخوان المسلمون: گروهي كه به دنبال تغيير بنيادي در حكومت هستند، در واقع اين گروه ارتباط مستقيمي با سلفي‌ها القاعده و تفاوت ماهوي و گفتماني با اخوان المسلمون مصر و فلسطين دارند.[4]

 

شوراي اخوان المسلمين سوريه

چهره‌هاي مطرح در ميان معارضان چه كساني هستند؟

با نگاهي جست‌وجوگر در ميان اعضاي شوراي ملي سوريه كه تمامي مخالفان سوريه را در بر دارد و به مانند چتري بر روي تمامي گروه‌هاي مخالف حكومت بشار اسد قرار گرفته است، اشخاصي را مي‌شود نام برد كه آشنايي با سوابق آنها جالب به نظر مي‌رسد.

"بسمه قضمانی" کیست؟
خانم قضماني در سال 2005 مدیر برنامه های همکاری بین المللی موسسه آمریکایی فورد در قاهره بوده است، سالی که در پی تنش در روابط سوریه و آمریکا در این سال که منجر به فراخوانی سفیر آمریکا از دمشق توسط دولت جرج بوش شد و از آن زمان به بعد دولت آمریکا، پولهای هنگفتی در اختیار اپوزیسیون دولت بشار اسد قرار داد[5].
 
در پی تشکیل پروژه "ابتکار اصلاحات عربی"(ARI) از سوی شورای روابط خارجی آمریکا که لابی بسیار قدرتمندی در آمریکااست، خانم بسمه به سمت مدیرت اجرایی این پروژه منصوب شد؛
گفتگو با خانم قضمانی درباره مسائل سوريه (دانلود)
یکی دیگر از اعضای این شورا "جورج سوروس" سرمایه دار معروف است که گفته می شود در پس پرده اکثر تغییرات سیاسی در کشورهای جهان قرار دارد.[6]
 
مشرق به زودي در گزارشي جداگانه، به معرفي هويت و پشت پرده اين زن در تشكيلات معارضان سوري خواهد پرداخت.
 

اسامه منجد سخنگوي شورا ملي سوريه به دنبال ورود مستقيم آمريكا به عرصه سوريه

"اسامه منجد" یکی از مهمترین سخنگوهای شورای موسوم به شورای ملی سوریه است که اکثر در شبکه های خبری مثل بی بی سی و الجزیره و العربیه ظاهر می شود و مرتبا فریاد بر می آورد که سوریه در حال نابود شدن است و درخواست مداخله نظامی آمریکا و غرب در سوریه را مطرح می کند.[7]

وی چندی پیش هم با درج مطلبی در سایت آمریکایی "هافینگتون پست"به لزوم مداخله نظامی در سوریه و کمک نظامی به مخالفان سوری پرداخت.
 

اسامه منجد

وی مشاور شورای موسوم به شورای ملی سوریه و موسس شبکه تلویزیونی مخالفان سوری به نام "برده" در لندن است؛ او در سال 2008 چند ماه بعد از شرکت در کنفرانس "سوریه در انتقال" به آمریکا برگشت و به همراه برخی از مخالفان دولت های معارض آمریکا در جهان میهمان " جورج بوش" رئیس جمهور سابق آمریکا به صرف ناهار شد.از این زمان به بعد وزارت امور خارجه آمریکا "اسامه منجد" را به عنوان مدیر روابط عمومی "جنبش عدالت و توسعه" در انگلیس می شناخت جنبشی که خواستار تغییرات در سوریه بود.

شایان ذکر است "جنبش عدالت و توسعه" که مدیریت روابط عمومی آن را "اسامه منجد" عهده دار بود براساس اسناد منتشر شده توسط "ویکی لیکس" پول های هنگفتی از وزارت خارجه آمریکا دریافت کرده بود. همچنین شبکه تلوزیونی این جنبش "برده" در لندن نیز 6 میلیون دلار پول از وزارت خارجه آمریکا دریافت کرده است مطلبی که "اسامه منجد" آن را رد نکرده، اما مدعی شدما تعامل "مستقیم" با وزارت خارجه آمریکا نداریم. [8]

 
رضوان زیاده و ارتباط با او سازمان سيا

یکی دیگر از اعضای شورای موسوم به شورای ملی سوریه است که حرف و حدیث های زیادی از او شنیده می شود.او جزء افرادی است که به همراه "جیمز ولسی" رئیس سابق "سیا" (سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا)در ماه فوریه امسال با امضای نامه ای از "باراک اوباما" رئیس جمهور آمریکا خواستند تا در سوریه مداخله کند.

"رضوان زیاده" که مدیر روابط بین الملل شورای موسوم به شورای ملی سوریه به شمار می رود،دارای سوابق تاثیرگذاری است؛ او عضو ارشد اندیشکده واشنگتن در موسسه صلح آمریکا است که توسط دولت فدرال حمایت می شود و مدیران این موسسه ترکیبی از نیروهای وزارت دفاع آمریکا و شورای امنیت ملی آمریکا هستند که در حال حاضر رئیس آن "ریچارد سلومان" مشاور هنری کسینجر در شورای امنیت ملی است.

رضوان زياده

روزنامه انگلیسی "گاردین" "رضوان زیاده " را فردی بی رحم در بازارهای سهام و دارای ارتباطات قوی با اندیشکده های مختلف در آمریکا معرفی کرده و می نویسد نفوذ او فقط به آمریکا ختم نمی شود او درسال 2009 در انگلیس هم به عضویت اندیشکده "چتم هاوس" در آمد وژوئن همان سال به عضویت پروژه "آینده سیاسی سوریه " در این اندیشکده درآمد.[9]

زياده در گفتگو با الجزيره (دانلود)


"حمزه فاخر" و "ميخائيل ويس" دو نفر از همكاران اسامه منجد

حمزه فاخر دستيار نويسنده مقاله انقلاب در خطر در «وسسه هنري جكسون است كه يكي از مؤسسات افراطي وابسته به نئومحافظه‌كاران است، نويسنده مقاله فوق ميخائيل ويس است كه هر دو زير نظر اسامه منجد در مركز ارتباطات و پژوهش‌هاي راهبردي كه توسط منجد راه اندازي شده مشغول به فعاليت هستند.

ميخائيل ويس خود يكي از مشتاقين براي وارد شدن غرب در فاز نظامي به سوريه، مدير روابط عمومي و ارتباطات انديشكده انگليسي هنري جكسون است كه افرادي مانند "جميز وولسي" رئيس اسبق سيا در آن فعاليت مي‌كنند.[10]

ميخائيل ويس


نتيجه‌گيري

آنچه در اين نوشتار به آن اشاره شد، معرفي مختصري از معارضان سوريه است كه به صورت مستقيم تحت فرمان مقامات ارشد كاخ سفيد، كنگره و انديشكده‌هاي آمريكايي در موضوع سوريه و ضد بشار اسد فعاليت مي‌كنند.

افراد معرفي شده تنها گوشه‌اي از كساني بودند كه توسط آمريكا و غرب، بعد از آموزش‌هاي لازم وارد صحنه بازي شده اند تا اهداف سران غربي را در سوريه پياده كنند و تنها به سقط حكومت فعلي سوريه و تغييرات بنيادي در قانون اساسي آن كشور رضايت مي دهند و به چيزي كمتر از آن قانع نمي‌شوند.

-----------------------

نکات پرس / محمد رضا عشوری مقدم را می توان جزء نسل جدید تحلیل گران منطقه ای دانست وی با اتکا به تسلط خود به زبان عربی و بررسی مستمر رسانه های جهان عرب از اطلاعات به روزی برخوردار است، گفت وگو نکات پرس با وي فرصت مناسبی را برای افزایش اطلاعات در رابطه با گروه های مسلح در سوریه است.

با گذشت نزديک به سه سال از آغاز بحران سوريه به نظر مي رسد که ترکيب گروه هاي معارض مسلح در اين کشور همچنان ساختار قبلي خودش را حفظ کرده. درباره گروه هاي مسلحي که در حال حاضر در سوريه فعالند و با ارتش اين کشور و متحدانش در محور مقاومت درگير هستند متاسفانه به درستی اطلاع رسانی نشده است، لطفا در این رابطه بیشتر توضیح بدهید؟

بايد گفت که اين گروه هاي مسلح بشدت از يک تشتت و تنوع ايدئولوژيکي و حتي ساختاري رنج مي برند و هيچگونه رهبري متمرکزي در ميان آنها ديده نمي شود. البته بايد توجه داشت که حضور اين گروه هاي مسلح در صحنه نبرد مسلحانه در سوريه لزوما منبطق با نيروها و جريانات سياسي معارض در سوريه نيستند و در موارد زيادي، گروه هاي سياسي از همراهي با شورشيان مسلح به دلايل مختلف اجتناب کردند نمونه بارز اين قضيه هم گروه هاي کُرد سوري هستند که علي رغم مخالفت تارخي‏شان با دولت مرکزي، تلاش کرده اند که در اين درگيري هاي دو ساله سياست مستقلي داشته باشند.

در نگاه کلي گروه هاي فعال در صحنه نظامي سوريه که عليه ارتش اين کشور دست به سلاح هستند از لحاظ ايدئولوژيک به دو گروه اصلي تقسيم مي شوند: يکي نيروهاي موسوم به «ارتش آزاد» که از لحاظ فکري عموما مدعی تفکر سکولار و ليبرال هستند و ديگري گروه هاي موسوم به «گروه هاي جهادي» که عموما تفکرات بنيادگرايانه و افراطي سلفي دارند.

در تببين شاکله معارضان مسلح البته اين نکته قابل توجه هست که دولت سوريه و ارتش اين کشور بعد از گذشت اين دو سال، بيشتر تلاش مي کنند که دشمن اصلي خودشان را گروه هاي جهادي و تکفيري معرفي کنند که هم وجهه خوبي در افکار عمومي ندارند و هم بعضا يک ماهيت فرامليتي و چندمليتي دارند. کما اينکه بشار اسد هم رسما اعلام کرده بود که گروهي به نام «ارتش آزاد» براي هميشه مرده و دولت سوريه با تکفيري ها مواجه است و بالعکس، مخالفان دمشق يعني کشورهايي که رسما از "ائتلاف مخالفان سوري" هم حمايت مي کنند، معمولا تلاششان اين هست که "ارتش آزاد" را خيلي برجسته کنند و اين گروه را جريان اصلي درگير با ارتش سوريه نشان دهند و اين موضوع کاملا از رصد رسانه هاشان قابل برداشت هست.

عمده بحث در مورد هر دوي اين جريانات اين است بعد از گذشت مدت کوتاهي از بحران در سوريه خيلي زود اين تنش ها ماهيت طائفه اي پيدا کرد و هر دوي اين دو جريان ها در واقع به نوعي با ماهيت سني-مذهبي در مقابل علويان اين کشور شناخته شدند هرچند که واقعا مي شود چنين نگاهي را به خصوص در "ارتش آزاد" زير سوال برد و اينکه اساسا خيلي از عناصر اين گروه واقعا نگاه مذهبي نسبت به اين بحران ندارند و چه بسا اصلا براي آنها مسائل مذهبي مهم هم نباشد.

تفاوت این دو گروه در چیست؟

عمده تفاوت گروه هاي جهادي در مقايسه با "ارتش آزاد" به دليل نگاه بنيادگرايانه اين گروه هاست و نشانه ها و نمادهايي هم که حتي اين گروه ها به کار مي برند از ارتش آزاد بسيار متفاوت هست. مثلا استفاده از پرچم هاي سياه جهادي سازمان القاعده به جاي پرچم سه رنگ سبز و سفيد "ارتش آزاد" خيلي در اين ميان به چشم مياد.

جریانی که در اصطلاح به آنها «گروه هاي جهادي» تعبير مي شود همان جرياني است که در ادبيات غربي ها امروز به عنوان گروه هاي تروريستي بنيادگرا شناخته مي شوند و معمولا اين جريان ياآور گروه طالبان در افغانستان است.

 

گویا ارتش ازاد از همان افسران اسد تشکیل شده است؟

بله ؛ در مورد گروه موسوم به «ارتش آزاد» بايد گفت که تشکيل اين گروه در واقع بر مي گردد به جدايي چند نفر از افسران ارتش سوريه در ژوئيه 2011. اين گروه در ابتدا مدعي شدند که به نشانه اعتراض به سرکوب اعتراضات ضددولتي از ارتش استعفا دادند اما بعدا يک گروه چندده نفري را تشکيل دادند که البته بعدها خيلي گسترده تر شد و رسما يک ارتش مخالف در مقابل ارتش عربي سوريه شکل گرفت.

در مورد اين گروه البته بايد گفت که شايد اين نظر که اساسا چيزي به نام ارتش آزاد وجود خارجي ندارد درست باشد چرا که اين ارتش همانند گروه هاي جهادي در واقع ترکيبي از گردان ها و گروه هاي مختلف نظامي است که البته در موارد بسياري نيز با ديگر گروه ها مثل گردان هاي موسوم به آزادگان شام (احرارالشام ) همپوشاني و همکاري دارند به طور مثال گروهي مثل گردان التوحيد از يک طرف زيرمجوعه ارتش آزاد فعاليت مي کند و از سوي ديگه رسما به گردان هاي سلفي احرارالشام تعلق دارد.

آنچه که امروز بيش از همه به ارتش آزاد اعتبار داده در واقع آن اعتباري هست که آمريکا و متحدانش به اين گروه دادند. در واقع اينکه ائتلاف مخالفان سوري به عنوان اصلي ترين نهاد سياسي مخالف دمشق اين ارتش را به عنوان بازوي رسمي نظامي خودش معرفي کرده باعث شده که آنها به نوعي بلندگوي نظامي رسمي جريان مخالفان باشند.

گروه ارتش آزاد در واقع ترکيبي هست از چند گردان که در مناطق مختلف سوريه به ويژه در مناطق شمالي اين کشور پراکنده هستند. شوراي عالی نظامي ساختارمندي هم دارند. گروهي به نام گردان «فاروق» مهمترين بخش اين ارتش را تشکيل مي دهد و آخرين آماري هم که از تعداد اعضاي اين گردان ارائه شده بين 7000 تا 10000 نفر رو شامل مي شود. تا پيش از اينکه ارتش سوريه کنترل حمص را بدست بگيرد اين گردان بيشتر در اين شهر متمرکز بود ولي الان بيشترين تمرکز اين گروه در حماة هست. نکته مهم درباره اين گردان اين هست که نگاه اسلامي که اين گروه بعضا در اعلاميه هاش داره باعث شده که بين آنها و جريان هاي «جهادي» رقابت سنگيني دربگيره شاهد مثال اين مسئله بيانيه اي هست که گروه فاروق در پذيرش مسئوليت قتل أبو محمد الشامي از سران نزديک به جبهه النصره صادر مي کند.

یعنی مثلا گردان التوحید زیر نظر ارتش ازاد سوریه است؟

بله، همانطور هم که پيش از اين گفتم گروهي است به نام گردان «التوحيد». بيشترين تمرکز اين گروه در منطقه حلب هست و تعداد نيروهاي آن هم تا 7000 نفر برآورد شده. درگيري هاي شديدي هم که در سال قبل در حلب با ارتش سوريه درگرفت در واقع توسط اين گروه اداره مي شد. شاخصه اصلي گروه التوحيد به لحاظ ايدئولوژيک اين است که در جرگه اسلامگراهاي سنتي قرار مي گيرند و حتي گفته مي شود که شاخه نظامي اخوان المسلمين سوريه هستند.

گروه ديگري که زيرمجموعه ارتش آزاد محسوب مي شوند گروهي است با نام «گردان شهداي ادلب» که همانطور که از نامش هم پيداست گروهي است که در ادلب متمرکز هست. البته خيلي ها اين گروه را يک گروه واقعي نمي دانند و معتقدند که آنها اساسا يک وجود متمرکز خارجي نداتشته و بيشتر در حال حاضر سعي مي کنند در مناطق مرزي ترکيه فعاليت هاي خودش را ادامه بدهند.

يک گروه ديگري هم هست که تا چندي قبل به ويژه در حومه دمشق خيلي فعال بودند. گروه موسوم به گردان هاي «وحدت ملي» که البته بيشتر اسم پرتمطرافي داره و البته الان هم ديگه کمتر اسمي از اين گروه به ميان مياد و بعضا ديده شده که برخي رسانه ها مثل شبکه الجزيره بيانيه هايي را به نقل از اين گروه منتشر مي کنند. ويژگي اين گردان در واقع رويکرد سکولاري هست که دنبال مي کند شاهد مثال اين قضيه هم اينکه اين گروه ها ابايي از پذيرش عناصر مسيحي يا دروزي در ميان خودشان ندارند. اساسا ماهيت اين گروه ناشناخته مانده و تا به امروز وارد عمليات هاي مهم در مقابل ارتش سوريه نشدند اما ظاهرا نفوذ بالايي دارند.

گردان ديگه اي هم هست به نام گردان صلاح الدين ايوبي که ويژگي مهم اين گروه اين است که ظاهرا از دو جناح دستور مي گيرند هم از ارتش آزاد و هم از شوراي نظامي معارضان کرد سوريه. اين گروه گرچه گروه بزرگ و فراگيري نيست اما ويژگي کُرد بودنش باعث شده که به عنوان بزرگترين جمعيت کُرد فعال در ارتش آزاد شناخته شود. الان هم طبق گزارش ها بيشتر در حومه حلب فعال هستند و يک نظامي سابق به نام «بيوار مصطفي» آنها را هدايت مي کند.

برخلاف گروه هاي جهادي، ارتش آزاد رويکردش بيشتر مليگرايانه هست نه مذهبي. البته همانطور که دولت سوريه هم بارها اعلام کرده شايد اسم ارتش آزاد با توجه به اينکه عملا سرسپردگي خودشان را نسبت به اسرائيل و متحدانش نشان دادند، زياد برآزنده اين گروه نباشد. روابط بسيار نزديک، سياسي، امنيتي و نظامي که اين گروه و حتي گروه هاي جهادي با اسرائيل بر ضد حکومت بشار اسد برقرار کردند امروز کاملا بر همه روشن هست.

گروه های جهادی را یادتان نرود؟

داشتم می رسیدم به ان ها؛ همانطور که گفتيم بخش عمده اي از گروه هاي مسلح فعال در سوريه را گروه هايي تشکيل مي دهند که اصلي ترين وجه مخالفتشان با دولت سوريه نه دغدغه هاي دموکراتيک هست و نه مخالفتشان با سياست هاي خارجي سوريه بلکه رويکرد اصلي مخالفتشان با دولت بشار اسد، ايدئولوژيک هست. اين جريان که طيف هاي مختلف ميانه‏روتر مثل اخواني ها تا گروه هاي تندرو را شامل مي شود، مبارزه مسلحانه با ارتش سوريه را به عنوان "جهاد " تلقي مي کنند که از همين رو هم به اينها "گروه هاي جهادي" اطلاق مي شود. تفکرات اين گروه ها عمدتا از خوانش هاي مختلف تفکر سلفي و انديشه هاي ابن تيميه شامل مي شود. از حاميان وهابيت سعودي گرفته تا سلفي هاي شام، همگي در اين صحنه نظامي حضور شگفت آوري دارند. همين مسئله هم باعث شده، شيوه ها و حتي اهدافي هم که دنبال مي کنند متفاوت باشد برخي از همين گروه هاي جهادي خيلي تحت تاثير سازماني القاعده تفکر فراملي دارند و خيلي ها هم تفکرات سلفي آميخته با نوعي حسن ناسيوناليستي دارند.

فرمانده مرکزی هم دارند؟

در مورد گروه هاي جهادي بايد گفت که برخلاف ارتش آزاد، يک فرماندهي مرکزي و محوري براي اين گروه ها حکمفرما نيست. البته اگر بخواهيم مسامحتا در اين باره بحث کنيم مي توان تمامي اين گروه ها را تحت يک سامان، موسوم به "کتائب احرار الشام" يا گردان هاي آزادگان شام تقسيم بندي کرد البته به غير از گروه النصرة.

گویا این گروه النصرة در ایران بیشتر از همه شناخته شده است؟

گروه موسوم به جبهه النصرة گروهي هست که مهمترين ويژگي اش تمايلات تند سلفيگرايانه و رابطه آنها با گروه موسوم به دولت اسلامي عراق و در واقع همان القاعده عراق هست.

عده اي اعتقاد دارند که اين جبهه يک گروهي هست که از حدود دو سه سال قبل به وجود آمده اما اگه بخوايم يک نگاه واقع بيانه داشته باشيم بايد بگوييم که بسياري از اعضاي آن از اعضاي گروه القاعده در عراق هستند که طي اين يکي دو ساله به سوريه آمدند. البته فردي که از وي به عنوان فرمانده جبهه النصرة ياد ميشود يغني أبو محمد الجولاني آن طوري که خودشان اعلام کردند ظاهرا هويت سوري دارد و طي سالهاي گذشته از سوريه به عراق رفته بود. در مورد اين فرد نقل قول هاي فراواني هست و حتي بارها گفته شده که در حملات توپخانه اي ارتش کشته شده که البته هيچوقت تاييد نشد.

تا پيش از اين، اساسا نقطه تمرکز و فرماندهي اين گروه در منطقه قصير در حمص بود و الان هم همچنان به صورت پراکنده در حومه حمص حضور دارند اما بيشترين تمرکز اين گروه در استان حلب و همچنين در منطقه دير الزور هست. دمشق و حومه آن هم همواره در تيررس حملات تروريستي اين گروه بوده و مي توان گفت که تقريبا در تمامي نقاط سني نشين سوريه حضور فعال دارند. تعداد اعضاي اين گروه از تا 7هزار نفر برآورد شده اما همين چند روز قبل معاون سفير سوريه در تهران تعداد اعضاي فعال القاعده در سوريه را حتي 50 هزار نفر هم بيان کرد.

شهرت آنها به چه علت است؟

عمده شهرت اين گروه به دو دليل هست. يکي ماهيت چند مليتي بودن و افکار افراطي سلفي و تکفيري و در نتيجه جنايت هاي فجيع آنها بر ضد مخالفان هست و ديگري شيوه عمل تروريستي اين گروه که در بسياري موارد به صورت انتحاري انجام مي شود. تلاش اين گروه بيشتر آن است که مقامات دولتي و ارتش سوريه را ترور کنند و براي رسيدن به اين هدف خودشن از کشته شدن شهروندان عادي در انفجارها نيز ابايي ندارند. خيلي از اعضاي اين گروه از کشورهاي مختلف به خصوص تونس، ليبي، عربستان و چچن هستند و رفتارهاي خيلي وحشيانه اي را هم نسبت به شهروندان سوري و مخالفانشان دارند که در رسانه ها به وفور منتشر شده.

هدفي که اين گروه دنبال مي کند کاملا تحت تاثير سازمان جهاني القاعده، "تشکيل خلافت جهاني اسلامي" بر اساس تفسير سلفي سياسي از اسلام هست. دولت آمريکا اين گروه را در ليست سياه تروريستي خودش قرار داده و جالب اينجاست که جان کري وزير خارجه آمريکا براي توجيه حمله نظامي به سوريه در جلسه کميته سياست خارجي کنگره آشکارا ادعا کرده بود که در سوريه القاعده وجود ندارد. جالب تر اينجاست که در همين آوريل امسال، آقاي جولاني سرکرده اين گروه در يک نوار صوتي رسما با ايمن الظاهواري رهبر القاعده اعلام بيعت کرده بود.

در کنار جبهه النصره مجموعه گردان هاي احرار الشام هستند که به عنوان مجموعه هايي جهادي، بر خلاف جبهه النصره روابط نزديکي با ارتش آزاد دارند و در بسياري از موارد نيز برخي از زيرمجموعه هاي آن با ارتش آزاد مشترک هم هستند.

اين گروه از لحاظ سياسي تحت نظارت جبهه اسلامي سوريه قرارد دارد و برخي منابع حتي زيرمجوعه عاي اين گروه را بيش از 60 گردان معرفي کرده اند. از بيانيه ها و رفتار اين گردان ها و همچنين گروه النصرة اين طور برداشت مي شود که کينه عميقي نسبت به شيعيان و ايران دارند. اماکن متبرکه شيعيان در سوريه يکي از اهداف هميشگي اين گروه هاست. در بسياري از جبهه هايي هم که اعضاي حزب الله لبنان هم در قصير و هم در ديگر مناطق سوريه فعال بودند عمده درگيري ها با همين گروه هاي سلفي و تکفيري بوده است که عملا نشان داده اند که با جریان مقاومت به محوريت ايران و مبارزه با اسرائيل مشکل اساسي دارند.

بيشترين حمايت مالي و نظامي که از اين گروه صورت مي گيرد از سوي کشورهاي عربي حاشيه خليج فارس به خصوص قطر و سرمايه داران کويت هست. بيشترين تمرکز احرار الشام در ادلب، حماة و حلب هست. تعداد دقيقي از اعضاي اين گردان ها به دليل پراکندگي و عدم تمرکز فرماندهي آنها در دست نيست. اين مجموعه هم همانند جبهه النصرة تشکيل خلافت اسلامي را مد نظر دارند و البته تفاوتي که اين گردان ها با النصره دارند اين است که رويکرد مليگرايانه اي دارند و به دنبال يک تشکيل يک خلافت جهاني نيستند.

با این تفسیر طالبان هم باید در سوریه حضور داشته باشد؟

دقیقا، جالب آن است که حتي گروه طالبان هم در سوريه هم وجود دارد که به صورت مستقيم وابسته به طالبان پاكستان و افغانستان هستند. مقرشان هم در حومه دير الزور در شرق سوريه هست.

بيشتر درگيري هايي که طي اين دو سال ميان گروه هاي مسلح معارض در سوريه درگرفته در واقع ميان نيروهاي "ارتش آزاد" و گروه هاي جهادي سلفي درگرفته است. بارها اتفاق افتاده که ميان اين دو گروه درگيري هاي حتي سنگيني هم شکل گرفت که دليل اصلي آن تفاوت نگاه ايدئولوژيک ميان دو گروه هست که يکي کاملا انديشه هاي سکولار و ليبرال تري داره و ديگري بشدت معتقد به انديشه هاي افراطي سلفي و تکفيري هست. البته چند ماهي هم هست که در مناطق کردنشين و هم مرز ترکيه درگيري هايي ميان گروه هاي کرد و سلفي در گرفته که اين درگيري ها هم در موارد بسياري از همان نوع هست.

بنابر این حتی با سقوط اسد سوریه روی ارامش را به خود نمی بیند؟

اين تنوع شديد گروه هاي معارض و شبه نظامي هاي فعال در سوريه باعث شده که هيچ آينده اميدوارکننده اي براي اين گروه هاي مسلح در سوريه وجود نداشته باشد. در واقع اختلاف عميق ايدئولوژيک ميان اين گروه ها، از شبه نظاميان سکولار گرفته تا تندروهاي سلفي النصرة باعث شده که بسياري از ناظران سياسي پيش بيني کنند که اين گروه ها هيچوفت نتوانند يک دولت واحد را ولو در يک منطقه خاص تشکيل دهند و با هم به توافق برسند.

یعنی این گروه ها به غیر از حمله به نیروهای دولتی هدف مشترک دیگری را ندارند؟

اما به نظر مي رسد تمامي اين گروه ها علي رغم تمامي اختلافات بر يک نکته اتفاق نظر دارند و آن از فلج کردن يکي از پايه هاي اصلي محور مقاومت در مقابل اسرائيل و تضعيف اين جريان در منطقه است که البته پشتوانه عظيم سياسي، امنيتي و مالي فراواني را هم از سوي بسياري از کشورهاي همپيمان اسرائيل به همراه داشتند.

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 





نام:
ايميل: