آخرین مطالب

دوشنبه 11 شهریور 1392
12:30


نفرت


در دین اسلام، شمشیر نفرت، حافظ محبت است؛ اگر شمشیر نفرت نباشد، محبت ذبح خواهد شد.



نفرت

 یا لطیف
سخنرانی حجةالاسلام سید محمد انجوی‌نژاد
09 / 06 / 1392
موضوع : نفرت [به مناسبت فجایع مرگ‌بار اخیر جهان]

«لَا يَنْهَاكُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذِينَ لَمْ يُقَاتِلُوكُمْ فِي الدِّينِ وَلَمْ يُخْرِجُوكُم مِّن دِيَارِكُمْ أَن تَبَرُّوهُمْ وَتُقْسِطُوا إِلَيْهِمْ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ‏. إِنَّمَا يَنْهَاكُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذِينَ قَاتَلُوكُمْ فِي الدِّينِ وَأَخْرَجُوكُم مِّن دِيَارِكُمْ وَظَاهَرُوا عَلَى إِخْرَاجِكُمْ أَن تَوَلَّوْهُمْ وَمَن يَتَوَلَّهُمْ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ»[سوره مبارکه ممتحنه - آیات 8 و 9]
قلب انسان ها در برگیرنده دو مطلب عاطفی بسیار مهم است بنام محبت و نفرت، که این دو مطلب نه قابل فراموشی اند و نه قابل حذف و گسترش.
این دو کلمه با وجود تضادی که با هم دارند، اما با هم ملازمه دارند. به میزانی که به یک مطلوبی محبت دارید، حتما و حتما نسبت به دشمنان آن مطلوب، نفرت دارید. برای مثال به همان میزانی که به پول محبت دارید، حتما باید از فقر نفرت داشته باشید. قاعده ی تلازم محبت و نفرت، یک قاعده ی کاملا منطقی است که هیچ عقل سلیمی در جهان، آن را رد نمی کند.
در اجتماع، در ارتباطاتمان [چه شخصی و چه جهانی و بین المللی] این قاعده کاملا حاکم است. آیات مختلفی در قرآن کریم، این دو موضوع را در کنار هم آورده و به ما گوشزد کرده اصلا جهان انیمیشنی که در آن غیر از صلح و محبت نبینید، محال است؛ جهان از دو تیغه ی محبت و نفرت تشکیل شده و هیچ انسانی نمی تواند با تکیه بر محبت، خودش را از نفرت دور کند. همان‌طور که هیچ انسانی نمی تواند با غرقه شدن در نفرت، خودش را از محبت بی نیاز کند؛ این لازمه ی جهان است.
اینکه می گوییم اسلام، دین محبت، الفت، مؤانست، تسامح و تساهل، گذشت و ایثار است، حتماً یک عقبه ای دارد که در آن، یک نفرتی باعث می شود محبت ها مورد تهاجم قرار نگیرند؛ یک دشمنی و نفرتی باعث می شود که کسی مزاحمتی برای مؤانست ها و الفت ها ایجاد نکند.
یعنی شما نمی توانی به کسی ابراز محبت کنی، بدون اینکه امنیت او را نسبت به دشمنی ها و خطرات فراهم کرده باشی.
اولین مطلبی که محبوب از ما سؤال می کند، نحوه مقابله ما با دشمنان، و ایمن سازی محبوب در مقابله با خطرات و خطوات است. قبل از صحبت از محبت و عاطفه، صحبت امنیت مطرح می شود و امنیت امکان ندارد، مگر با استفاده از قوه غضبیه ی نفرت که می تواند مباحث امنیتی را حل کند. 
در آیه 8 سوره مبارکه ممتحنه می فرماید : خداوند تبارک و تعالی شما را نهی نمی کند از ارتباط و الفت ورزیدن با کسانی که با شما نمی جنگند و دشمنی با شما ندارند. می فرماید حتی قسط و عدل بورزید؛ بعنوان یک انسان به آن ها نگاه کنید، محبت‌تان را داشته باشید. نباید بواسطه مسلمان نبودن‌‌شان با آن ها دشمنی بورزید، از کانال عدالت با آن ها برخورد کنید. چون این ها با شما کاری ندارند، امنیت شما را زیر سوال نمی برند، و شما را از دیارتان اخراج نمی کنند. در این صورت ما هم شما را دوست داریم؛ بابت اینکه تو با همسایه مسیحی و یهودی و زرتشتی و اهل سنت خودت، یک ارتباط عادلانه داشته باشی، خداوند می فرماید من تو را دوست دارم.
در آیه 8 خداوند می فرماید مقصود من از نفرت و دشمنی، اینگونه افراد نیستند.
ادامه آیه : و اما شما را نهی می کنیم عَنِ الَّذِينَ قَاتَلُوكُمْ فِي الدِّينِ وَأَخْرَجُوكُم مِّن دِيَارِكُمْ وَظَاهَرُوا عَلَى إِخْرَاجِكُمْ أَن تَوَلَّوْهُمْ وَمَن يَتَوَلَّهُمْ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ - اما راجع به دشمنانی که امنیت تو را نقض می کنند و سعی می کنند تو را از زمینت اخراج می کنند و بابت آزار دادن تو با همدیگر پیوند برقرار می کنند، نه تنها فرمان می دهم نسبت به اینها تهاجم و مقابله داشته باشید، شما را نهی می کنم که کوچیکترین محبتی نسبت به آن ها داشته باشید.  
 تمام نفرت خودتان را باید خرج ظالمینی کنید که برای شما و دین و دنیای شما نا امنی ایجاد می کنند. در اینجا جایگاه نفرت در دین ما مشخص می شود.
اگر بخواهیم بگوییم برخورد شدید ما نشان دهنده ی نفرت است، در آیه شریفه - محمداً رسول الله والذین معه اشدّاءُ علی الکفار رحماءُ بینهم - اول شدت را معرفی می کند. لذا در آیات شریفه قرآن، نفرت‌زایی نسبت به خیلی از دشمنان، دقیقاً ترویج و تبلیغ و تکثیر محبت بین خودمان است. اگر این نفرت نباشد، نمی توانیم محبت‌مان را حفظ کنیم.
اسلام دین محبتی است که از نفرت استفاده می کند برای تکثیر و ترویج محبت. اگر دشمنی عربده کشان در پی ناموس و مملکت و دین من است، از دوستانم توقع دارم در کنار من برای این دشمن سینه سپر کنند، وگرنه من دوستی‌شان را به رسمیت نمی شناسم.
در دین اسلام، شمشیر نفرت، حافظ محبت است؛ اگر شمشیر نفرت نباشد، محبت ذبح خواهد شد.

با این مقدمه، به اصل بحث می پردازیم :
4 مدل نفرت بعنوان ابزارهای محافظ انسانیت، عافیت و هم‌زیستی وجود دارد :
1. نفرت زبانی
در قدم اول زبانت حتما باید کار کند. اللهم العن اول ظالمٍ ظلم حق محمد و آل محمد و آخر تابعٍ له علی ذلک..
2. نفرت عملی
نفرت زبانی بدون پشتوانه ی معرفتی و عملی، کاربردی جز در موارد معدودی ندارد. غیر از اینکه با زبان نفرت خود را نشان میدهی، عملاً باید جلوی عمل دشمن را بگیری. باید از اعضا و جوارحت برای مقابله با دشمن استفاده کنی.
3. نفرت نسیانی
بیشتر در روابط اجتماعی کاربرد دارد. اگر واقعا از او متنفری، فراموشش کن.
4. نفرت جهادی
در قرآن کریم بسیار شدید و غلیظ راجع به نفرت جهادی توصیه شده است. این آیات نفرت زا، شمشیرهای محافظت از محبت و انسانیت است.
کندویی که زنبور سرباز ندارد، هیچ گاه زنبور ملکه نخواهد توانست در آن زاد و ولد کند.
انسانیت محافظت لازم دارد. ما در مقابل چه باید سکوت کنیم؟ لبخند و استفاده از دیپلماسی، برای انسان هایی است که از انسانیت بویی برده اند. دیپلماسی با حیوان و از حیوان پست تر جواب نمی دهد! قرآن با شدت می فرماید «و قاتلوهم - آن ها را بکشید»، «و اعدوا لهم ما استطعتم من قوة - از هرچه دارید استفاده کنید». اینجا دیگر نفرت جهادی است؛ جان، مال، ناموس.
آیه بعدی سوره ممتحنه می فرماید به زنان بگو مردانشان که مهاجرت می کنند، برای این مقابله و جهاد باید تمکین کنند.
برای اینکه خانواده ها در آینده امنیت و ثبات داشته باشند، بگذارید امروز چند خانواده از هم بپاشد. قاعده اش این است.
در رزمندگان از صدر اسلام تا الان، می بینیم نفرت آنقدر اوج پیدا کرده که خیلی از عواطف را فراموش می کردند.
امروز در جهان، هیچ انسان سالمی که از نظر عقلی جانی نباشد، نمی تواند این ظلم نوین جهانی را که در پساپرده نظم نوین جهانی به تمام ملت ها دیکته می کنند را تحمل کند. ظلم رسمی نهادینه ی بسیار برنامه ریزی شده.
کسانی از این سیستم جهانی، بهره و منفعت و لذت می برند که جانی مطلق باشند. یعنی به درجه «اولئک کالانعام بل هم اضل» رسیده باشند. وگرنه حیوان هم در این سیستم جهانی دیگر تاب تحمل ندارد.
سازمان ملل اتفاقاتی که در یمن، بحرین، مصر، لیبی، تونس می افتد را نمی بیند، چون «بر ما» هستند. اما اگر «با ما» باشند و کوچکترین اتفاقی بیفتد، تمام جهان امروز - که 5 کشور تمام جهان را در اختیار گرفته اند - از همه راهکارهایشان برای ظلم نهادینه و قانونی استفاده می کنند.
صحبت ما، بحث ملت ایران و ملت سوریه است، که ما یک بحث تاریخی با ملت سوریه داریم. یعنی زمانی که در 8 سال جنگ تحمیلی، روسیه، چین، همه کشورهای بلوک شرق و غرب اروپا، استرالیا و آمریکای شمالی و جنوبی و ... پشت سر عراق بودند و ما از 35 ملیت اسیر گرفته بودیم، سوریه یکی از سه کشوری بود که پشت سر ایران بود. این مردمی که الان دارند بمباران می شوند، تقاص آن 8 سال پشت سر ما بودن را دارند پس می دهند!
مردم سوریه با هر دین و مذهبی، ذاتا به ایرانی ها محبت دارند. ارتباط ما با مردم سوریه، حتی با رتباط ما با مردم عراق فرق می کند. حتی شیعیان خالص و سینه زن عراقی محبت چندانی به ما ندارند. علی‌رغم اشتراکات زیادمان با عراقی ها، آنچنان محبتی به ما ندارند، فقط برادری است.
اما ملت سوریه 30 -40 سال پشت سر ایران بوده. و پشت سر حزب الله لبنان. با وجود اینکه حافظ اسد و بشار اسد چندان انسان های متدینی نیستند و سیستم حکومتی سوریه، تقریبا سکولار است! که در زمان حافظ اسد میلشان به بلوک شرق کمی بیشتر بود، اما زیر بار شوروی نمی رفت که با ایران در بیفتد.

اما ملت ایران:
از جمعیت 70-80 میلیونی ایران، درصدی مایلند ما نقش خودمان را در این اتفاقات جهانی بازی کنیم. درصد باقیمانده هم دوست دارند زندگی‌شان را بکنند که 2 توصیه برای این ها دارم :
1. سوریه 8 سال پشت سر ما ایستاد و الان دارند چوب آن هشت سال را می خورند.
2. اگر خاکریز اول مقاومت بشکند، شما هم نمی توانید در ایران زندگی کنید.
آن عده اول مرز برایشان اهمیت ندارد، انسانیت اهمیت دارد، نه ملیت. و اگر این درصد نباشند، کسی سینه سپر نمی کند. این ها نیاز مملکت هستند. کار که به انسانیت رسید تحریک می شوند؛ هرکجا باشد.
اگر هرجای جهان ظلمی ببینند، به خط می زنند. نمی توانند ظلم را تحمل کنند. بعضی از این ها 15 ساله هستند و بعضی 70 ساله!
این ها نباشند بقیه نمی توانند عادی زندگی کنند. آن خاکریز بشکند، خاکریز ما در ایران شکسته.
اگر کسی اعتقاد دارد با دیپلماسی و کنار و کوتاه آمدن می تواند امنیت و رفاه و عافیت را برای مملکت ما فراهم کند، خدایا موفقش دار. بحثی روی این موضوع نداریم! ما که که دنبال جنگ نمی گردیم. ولی حرف ما آن درصد دیگر است، بگذارید کارشان را بکنند.
+ انقلاب هایی که در جهان اتفاق می افتد، هنوز به این عقلانیت نرسیدند که انقلاب بدون رهبر نمی شود. در مصر و بحرین و یمن و لیبی دیدیم. اجازه بدهید سوری ها را زیر علم یک امام بیاوریم. خیلی مهم است که وقتی در جهت منافع ملی‌شان حرکت می کنند، عکس یک رهبر را بالا گرفته باشند.
جنایات دو بال مشترک صهیونیسم و وهابیت [یا تکفیریون به فرموده رهبری]، الان بسیار بد و بی سابقه است. اگر اجازه دهید هر جای جهان این دو بال بزند، این ویروس به شهر شما هم کشیده خواهد شد. اگر اجازه بدهید هر جای جهان تکفیریون نفس بکشند، دارید به فرزندان‌تان خیانت می کنید. اگر این نطفه جایی خفه نشود و پا بگیرد، فردا از ایران نیرو می گیرند و بالاخره جایی دامن شما را هم خواهد گرفت.
قدر این امنیت را زمانی خواهید دانست که این نفرت را به آن طرف داشته باشید. نفرت ما، شمشیر محافظ از امنیت و عافیت ماست.

وظیفه ما چیست؟
1. تبلیغ و ترویج نفرت.
وقتی این جنایات مکشوف در جهان رخ می دهد که بشدت بی سابقه است، - اعدام و سر بریدن کودکان، شکنجه پدر و مادر در مقابل چشم فرزندان و .. - این جنایات به عقل شیطان هم نمی رسد، شک نکنید! به ضرس قاطع اعلام می کنم شیطان در قالب بشر چنین کاری نمی کند. قرآن کریم پیش بینی کرده، می فرماید عده ای از طریق تقدس به جایی می رسند که شیطان شاگردی‌شان را می کند!
این وهابیون و تکفیری ها به مراتب از صهیونیست ها کثیف تر و خبیث ترند.
نفرت را ترویج و تبلیغ کنید؛ نمایشگاه، روزنامه، رسانه. بگذارید جهانیان بفهمند.
2. استفاده از رسانه ها بالاخص رسانه های خارجی.
شبکه ها، ماهواره ها، پایگاه های اجتماعی در فضای اینترنت.
ممکن است این شبکه ها در مملکت ما خیلی طرفدار نداشته باشد، اما وقتی به شبکه های اجتماعی مختلف سر می زنید، می بینید اغلب مردم جهان آنجا هستند. مطالب و جنایات را به چند زبان منعکس کنید تا مردم جهان ببینند.
وقتی آنها برای یک کشته‌شان که اصلاً معلوم هم نیست برای چه بوده، دویست میدان را در جهان به نامش می زنند، ما چرا بابت 200 هزار شهیدی که هر سال از بین مسلمین بدست تروریست ها و صهیونسیت ها و تکفیریون می دهیم، وارد کار نمی شویم؟
منتظر نباشید که الزاماً تفنگ دستتان بدهند. الان خیلی امکانات هست. وقتی استفاده نکنید، به تفنگ نمی رسید.
در زمان اختلافات بین خودی که همه پای کارید، اما موقع جهاد که می شود همه غلاف می کنید !؟
3. آموزش و اعزام.
اینکه ما اعلام اعزام کنیم، فی نفسه هنر است. ید بردوره آموزشی نظامی ببینید. بر شما واجب است در پایگاه های بسیج ثبت نام کنید.
برادر من، خواهر من! آخرالزمان است، نمی توانید عادی زندگی کنید. پنبه عادی زندگی کردن را از گوش‌تان در بیاورید. داریم روی خط ظهور حرکت می کنیم. فضای زندگی‌تان را عوض کنید. [روی صحبتمان با آن گروه اول است، بقیه به زندگی عادی‌شان بپردازند.]

 در این راستا، قدم اول کانون، صدور بیانیه ای در خصوص فجایع مرگ‌بار اخیر جهان است:
«بسم الله الرحمن الرحیم
فرمانده محترم کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی
سردار سرلشکر بزرگوار عزیز جعفری؛ سلام علیکم
بار دیگر شاهد به خاک و خون کشیده شدن مردمی بی گناه؛ اعم از زن و کودک در گوشه ای از جهان اسلام هستیم. در این میان چند روزی است که صدای کم‌جوهره‌ی ناقوس جنگ علیه ملتی مستقل، از طرف چند کشور استعمارگر به سرکردگی حاکمان شیطان صفت آمریکا و متحدان غربی آن به گوش می رسد.
کشورهایی که در سوابق خود جز جنگ، کشتار و تاراج ثروت‌های ملی سایر کشورها، چیز دیگری در پرونده ندارند.
نمونه ی بارز آن حمله به امت‌های بی‌پناه، مانند ویتنام، افغانستان، عراق و سایر کشورهایی می باشد که نتیجه آن فقط کشتار میلیون‌ها انسان بی گناه به دلایل واهی بوده است.
در این روزها جنگ رسانه ای دوش به دوش جنگ نظامی، علیه مردم و دولت قانونیِ سوریه قربانی می گیرد و دولت‌های غربی و مرتجع عرب، با استفاده از بازوهای رسانه ای خود در حال مقدمه‌چینی برای تحقق گزینه نظامی علیه مردم سوریه هستند.
آمریکا بر اساس ادعای دروغین جنگ با تروریسم، مسلمانان بسیاری را در این سال‌های اخیر به خاک و خون کشیده و با این ادعا در بحران سوریه به حمایت از گروه‌های تکفیری برخاسته است.
بی‌شک ادعای آمریکا مبنی بر استفاده ی ارتش سوریه از سلاح‌های شیمیایی، بهانه واهی و دروغین دیگری برای مداخله نظامی در سوریه و حمایت از گروه‌های تکفیری و جلوگیری از پیروزی‌های پی‌در‌پی دولت این کشور و مقاومت است.
لذا بدین‌وسیله ما اهالی و جوانان شیراز، آمادگی خود را جهت اعزام و جهاد رو در رو با کفار بر طبق اجازه ولایت، رسماً اعلام نموده و مُصرانه از شما درخواست داریم شرایط اعزام ما را برای رویارویی با دشمن فراهم بفرمائید.»

+ چند تذکر :
تذکر اول به علمای شیعه: کسانی که به جای اینکه نفرت‌شان را بر کفار، یهود، صهیونیست، اسرائیل و تکفیریون متمرکز کنند، آتش اختلاف بین شیعه و سنی را می دمند. کسانی که به بهانه دفاع از امیرالمؤمنین (ع) بر آتش اختلافات می دمند و به مقدسات اهل سنت توهین می کنند.
همین اول تکلیف‌مان را با شما مشخص می کنیم؛ ولی ما حکم داده که این توهین ها غیر از ضرر، بدبختی، اختلاف، نکبت، تفرقه و کار را به دست صهیونیسم و وهابیت دادن هیچ سودی ندارد. یا من‌بعد سکوت کنید یا نمی گذاریم حرف بزنید!
تذکر دوم به علمای اهل تسنن: مخاطب اصلی من جناب مولوی عبدالحمید (عالم اول اهل تسنن کشور در زاهدان) است. جناب آقای مولوی عبدالحمید : عالم بزرگوار، مفتی بزرگوار اهل سنت، این تکفیریون و وهابیت، اسلام اهل سنت را، اسلام جنایت، اسلام حیوان صفتی، اسلام ددمنشی، اسلام ظلم و اسلام مقابله با هر چیزی بنام تکفیر معرفی کرده است. این ها دارند اسلام را خراب کنند، این ها دارند قاطبه اهل سنت نجیب را خراب می کنند. تفکر شما در مقابل تکفیریون برای حقیر مشخص است، اما این به تنهایی کافی نیست، شما باید هر روز محکم موضع بگیرید. شما باید فتوا صادر کنید و این تکفیریون را تکفیر کنید. شما باید از حرمت اهل سنت دفاع کنید.
مردم ریش بلند می بینند به خودشان می لرزند! صدای ترتیل قرآن می شنوند برایشان نفرت ایجاد می شود! الله اکبر برای جهانیان مایه نفرت شده است، بس که صحنه های فجیع می بینند. در کدام برهه از تاریخ، کدام صهیونیست، کدام پلیدی از جنایات خودش، از سر بریدن کودکان فیلم و عکس می گیرد و پخش می کند؟ ظالمین شکنجه هایشان را زمان شاه و ساواک و موساد مخفی می کردند! کدام پلیدی در جهان شکنجه هایش را ویدئو می کند و در فضای رسانه ای پخش می کند؟ بفهمید این ها مشکل دارند!
مگر شما فتاوای مسخره این ها را قبول دارید؟ شما مگر جهاد نکاح را قبول دارید؟ مگر شما سر بریدن کودکان را قبول دارید؟ اعدام بچه ی یک و نیم ساله را قبول دارید؟ این ها الان چهره ی جهانی اسلام است!! علمای اهل سنت چرا شما صف اول مبارزه با وهابیت و تکفیریون نیستید؟ این ها دارند شما را خراب می کنند!
علمای شیعه ما در صف اول مبارزه با بهاییت بودند تا نسلش را برکندند! گفتند از شیعه بلند شده، خودمان جمعش می کنیم. سلفی گری از شماها بلند شده، خودتان باید جمعش کنید.
آستین ها را بالا بزنید و خودتان شر تکفیری ها را از اهل سنت کم کنید. شما برادران ما هستید، این ها دارند شما را خراب می کنند. در مقابل فتاوای مسخره ی وهابیون سکوت نکنید؛ در جهان اسلام مضحکه شده ایم. این ها دارند همه ی اسلام را خراب می کنند.
و تذکر سوم به مردم: برادران و خواهران! وظیفه امروز ما نفرت‌زدایی بین مؤمنین و نفرت‌زایی نسبت به مشرکین است.
ما با قاطبه اهل سنت اختلاف نداریم. تنها یک دشمن روبرو داریم : تکفیری + اسرائیل. ما با مسیحیت دشمنی نداریم. متن شریفه قرآن می فرماید هر وقت کار به اینجا رسید، بگویید خدای ما یکی است : «تَعَالَوْاْ إِلَى كَلَمَةٍ سَوَاء بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمْ».
اصلاً مثل تکفیریون در تاریخ وجود ندارد. والله اگر شمر و ابن مجلم این‌گونه بودند! بالاخره باید این ها را جمع کرد.
نفرت‌زایی نسبت به دشمن و نفرت‌زدایی از جبهه خودی؛ چه برسد به جمع حزب الله و خودی ها. نوکر همدیگر هستیم. به خط مرزی آخرالزمان رسیده ایم.
ان‌شاءالله خداوند توفیق جهاد بدهد. اگر هم توفیق نداد در این فضا و رسانه می جنگیم، ولی باید بجنگیم.

لینک صوتی





نام:
ايميل: