آخرین مطالب

پنجشنبه 14 شهریور 1392
12:30


اخلاق سیاسی (5)


فقه اسلامی می گوید سیستم باید دائم در جهت تالیف قلوب، وحدت و همدلی پیش برود.



اخلاق سیاسی (5)

یا لطیف
سخنرانی حجةالاسلام سید محمد انجوی‌نژاد

تشکل عقیدتی - سیاسی "آحاد حزب الله"
1392/06/09 - حسینیه سیدالشهدا(ع)

موضوع : اخلاق سیاسی «قسمت پنجم»

+ الزام به تقیدات.
یکی از مباحثی که در سیستم حکومتی اسلامی باید برای آن برنامه وجود داشته باشد ملزم کردن انسان ها به مقیدات است.
مقیدات عبارت است از چیزهایی که برای دنیا و آخرت ما توأمان خوب است و بعضی از افراد با درک امروزشان آن ها درک نمی کنند.
مقیدات بر دو نوع است:
1- مقیدات تعقلی.
سیستم نظام سیاسی اسلام باید برای این مقیدات برنامه داشته باشد، از نظر عقلی آن ها را تشریح کند و با کسانی که در این زمینه شبهات دارند، عقلاً وارد بحث شود.
به عنوان مثال در قوانین ازدواج که مقیدات تعقلی وجود دارد؛ باید ترویج شود، به شبهات پاسخ داده شود و همچنین مردم را به سمت عقلانیتی که قانع می شوند سوق بدهیم.
2- مقیدات تعبدی.
مقیداتی که هیچ دلیل عقلی برای آن نداریم.
اگر در مقیدات تعبدی شبهات وارد شد یا نسبت به این نوع مقیدات قانون شکنی صورت گرفت، وظیفه و روش برخورد حکومت اسلامی چیست؟
به عنوان مثال اگر کسی نسبت به تعداد رکعات نماز شبهات وارد کرد، نظام اسلامی باید چگونه برخورد کند؟
در سیستم نظام اسلامی باید به مردم این آموزش داده شود که تعبدی بودن مقیدات را بپذیرند نه مصادیق آن را.
بحث تعبدی بودن برخی عبادات برای مردم باید فرهنگ سازی بشود.
تعبدی یعنی:
1- چیزهایی که عبودیت ما را اثبات می کند.
2- حتماً به نفع ما است.
3- عقل مطلق آن را تأیید می کند اما ممکن است عقل نسبی آن را تأیید نکند.
لذا وقتی مسائلی که از اهل بیت(ع) پرسیده می شد و می دانستند که مردم متوجه آن نمی شوند می فرمودند: به ما اعتماد کنید.
یکی از مشکلاتی که وجود دارد این است که بجای اینکه تعبدی بودن را برای مردم جا بیندازیم، از مصادیق دفاع می کنیم.
از جناب حجت الاسلام قرائتی پرسیدند چرا تعداد رکعات نماز مغرب که شام می خوریم و حال خواندن نماز نداریم بیشتر از نماز صبح است در حالی که صبح بدن احتیاج به ورزش دارد، خداوند آن را دو رکعت قرار داده است؟
آقای قرائتی اینگونه جواب دادند: در قرآن کریم آمده است که تعداد درهای بهشت 25 عدد است، گفتند چرا؟ فرمودند: به کسی چه؟!
چون اگر 24 عدد می گذاشتند می گفتند چرا 24 عدد است؟! اگر تعداد دیگری را می گذاشتند باز هم سوال می پرسیدند! این یعنی ایشان وارد مصادیق نشدند.
باید مردم را عبد بار بیاوریم، نظامی که بر عبودیت مردم کار نمی کند، نمی تواند بر عقلانیت مردم کار کند.
حکومت اسلامی موظف است مردم را به مقیدات ملزم کند. ملزم یعنی مقیدات قانونی شود.
در فقه سیاسی این گونه برخورد نمی کند که دین مردم به حکومت ارتباطی ندارد. اینکه مردم انجام نمی دهند و چه برخوردی باید صورت بگیرد، بحث جداگانه ای است.
وقتی پیامبر(ص) می فرمایند مردم نماز خود را در اول وقت به جا بیاورید، یعنی بر این قضیه الزام گذاشته است اما دیگر به اینکه چه تعدادی نماز را اول وقت خوانده یا نخوانده اند کاری ندارد.
اینکه در ملزمات با چه چیزهایی باید برخورد و با چه چیزهایی نباید برخورد شود، بحث جدایی از الزام آن هاست.
سیستم جمهوری اسلامی نباید به سمت اباهه گری برود، یعنی در عین اینکه الزامی برای مقیدات وجود ندارد، در مقیدات مردم هم تردید ایجاد گردد.
باید دائم درباره مقیدات الزام صورت گرفته و تذکر داده شود.
یکی از مستحبات نماز جماعت این است که امام جماعت صفوف نماز را مرتب کند، یعنی نسبت به فضایل و مستحبات هم باید الزام ایجاد کنیم.
تقیدات فقط واجبات نیست. ترویج فضایل، مستحبات و دستور به واجبات باید در برنامه نظام اسلامی باشد.
اگر الزام به تقیدات در سطح بالای مملکت دیده نشود، یقیناً در جامعه الزام به اباهه گری را می بینیم!
دلیل اینکه مقدسی در جامعه تحت فشار است این نیست که مسئولین نظام انسان های بی تقیدی هستند، این است که الزام نمی کنند.
وقتی برخی اهرم ها از طرف مسئولین نظام برداشته می شود، در وسط جامعه الزام به اباهه گری و بی قیدی اتفاق می افتد.
ممکن است معلم نسبت به تقلب دانش آموز نخواهد سخت بگیرد اما اگر این کار را نکند داشن آموز درس نمی خواند.
وقتی از بالای نظام کاری را محکم بگیرند، در پایین جامعه آب چکه می کند، اگر در رده بالای حکومت آبی چکه کند، پایین جامعه را سیل می برد.
+ تعاون در ترقی.
اگر ترقی مادی و معنوی ایجاد شد، بر حکومت اسلامی واجب است که در این ترقی معاونت داشته و باید برای رشد و ترقی تسهیلات ارائه دهد.
باید قوانین به گونه ای ترتیب داده شود که اگر کسی می خواهد به سمت معنویات برود این راه را به راحتی طی کند. اگر کسی بخواهد از نظر مادی و چرخه اقتصادی در مملکت ترقی ایجاد کند، باید به راحتی بتواند این کار را انجام دهد.
در حال حاضر حکومت هایی هستند که اگر متوجه بشوند کسی در ترقی مادی، روحی و معنوی افراد مثمر ثمر است با وی تعاون و همکاری می کنند.
+ تألیف قلوب.
سیاست حکومت اسلامی باید در جهت تألیف قلوب، نه فقط بین مسلمانان بلکه بین آحاد اجتماع باشد.
حاکم اسلامی موظف است طوری رفتار کند که دائماً قلوب به یکدیگر نزدیک شود.
در حالی که در بعضی از ممالک دیگر این سیاست حکمرفاست که اگر تفرقه وجود نداشته باشد نمی شود حکومت کرد! تفرقه بینداز و حکومت کن سیاست سیصد، چهارصد ساله انگلیس است.
اما فقه اسلامی می گوید سیستم باید دائم در جهت تألیف قلوب، وحدت و همدلی پیش برود.
+ تقیه.
ابراز نکردن مطلبی که در دل است یا پوشاندن چیزی که به آن اعتقاد داری.
تقیه عملی: دستور امام(ع) به علی بن یقطین این بود که مانند اهل سنت وضو بگیر.
اولین نکته ای که در تقیه باید به آن توجه کرد این است که تقیه حکم لازم دارد. یعنی ولی، مجتهد، حاکم شرع حکم بدهد که می توانی تقیه کنی.
اینکه یک زمانی امام معصوم(ع) به علی بن یقطین می گوید مانند اهل سنت وضو بگیر به این معنا نیست که در حال حاضر شما در کشور عربستان هم باید به این حکم عمل کنی، باید ولی شرع حی حاضر زمان حکم بدهد.
مگر اینکه خودت مجتهد باشی و بتوانی خود را از آن حکم بیرون بیاوری.
در خیلی از مباحث رفتاری، عملی و اعتقادی به تقیه نیازمندیم من جمله برای وحدت حاکمان به تقیه حکم می دهند. به عنوان مثال زائران در مکه و مدینه به دلیل وحدت، به امام جماعت اهل سنت اقتدا می کنند.
این تقیه را تقیه عملی می گویند.
تقیه ذهنی: تقیه هایی که در ذهن وجود دارد و به عمل کشیده نمی شود.
برخی از افراد مفهوم تقیه را اشتباه متوجه شده اند و فکر می کنند هر جا که ضرری برای آن ها وجود داشت باید تقیه کنند.
در جایی باید انقلابی صورت بگیرد، حکم حاکم شرع لازم است و در جایی باید سکوت اختیار شود، این هم نیازمند حکم حاکم شرع است.
زمانی امام می گوید پول آب، برق و گازی که از دولت می گیرید باید برگردانید، در زمان دیگر می گوید نیازی به پول دادن مردم نیست.
در جایی امام(ع) به علی بن یقطین می فرماید باید در جایگاه خود بمانی و در جایی به شتربان هارون الرشید(علیه العنة) می گوید: وقتی شترها را می بری و بر می گردانی آیا دوست داری که هارون زنده باشد تا پول تو را بدهد؟ می گوید: بله. امام(ع) می فرماید: پس حرام است.
اینکه به اهل سنت ایراد گرفته میشود که به قیاس حکم می کنند به این دلیل است که معتقدیم در مسائل باید حکم داشته باشیم نمی توانیم فقط از طریق قیاس مسائل را حل و فصل کنیم.
مثلا نمی توانیم چون امام صادق(ع) فرموده است سفر کردن به فلان شهر خوب است، پس می توان به فلان شهر که شبیه آن شهر است هم، سفر کرد!
نباید در تقیه به قیاس مبتلی شد. تقیه یک قانون شرعی است یعنی مسلمانان در زمان سفر به مکه همه بدون مهر نماز بخوانند.
این امکان هم وجود دارد که تقیه حکم شخصی باشد و از طرف مرجع به شخص عنوان گردد، تقیه الزاماً اجتماعی نیست.





نام:
ايميل: