آخرین مطالب

پنجشنبه 14 شهریور 1392
12:30


اخلاق سیاسی (3)


انحطاط جوامع دینی و اسلامی بخاطر دینشان نبوده، اتفاقا بخاطر این بوده است که از دین برای دنیای خود استفاده نکرده اند.



اخلاق سیاسی (3)

یا لطیف

سخنرانی حجةالاسلام سید محمد انجوی‌نژاد

تشکل عقیدتی - سیاسی "آحاد حزب الله"
1392/05/26 - حسینیه سیدالشهدا(ع)
موضوع: اخلاق سیاسی «جلسه سوم»

+ اهداف شریعت در سیاست
جلسه قبل عرض کردیم که سکولارها انسان های دینداری هستن و به این دلیل معتقد به جدایی دین از سیاست هستند که سیاست باعث تخریب دین می شود.
بحثی که متدینین سکولار مطرح می کنند این است که عده ای در غرب زندگی می کنند و این افراد اعتقاد دارند که خدا به دنیای ما انسان ها کاری ندارد، دین هم برای دنیای ما برنامه ای ندارد و تقریباً صد یا صد و پنجاه سالی هم هست که دارند زندگی می کنند.
زندگی عالی ای ندارند اما بد هم نیست و از طرفی از زندگی ما بهتر است.
پیشرفت و آرامش بیشتری دارند و اخبار نباید باعث فریب شود که اوضاع کشورهای دیگر آشفته است و آرامشی ندارند!
نظم، صداقت، تغذیه، کارمندان، تفریح و ... همه این موارد سر جای خود قرار دارد و دین را هم در زندگی خود دخالت نداده اند.
جواب اول به این افراد که اینگونه فکر می کنند این است که شما فکر می کنید به آن ها خوش می گذرد.
این جوامع دچار ناراحتی های عصبی هستند و نهادهای خانواده بسیار سستی دارند ولی خودشان اطلاعی از این اوضاع ندارند.
در واقع اولین جوابی که به سکولارها داده می شود این است که مردم بدبخت و بیچاره هستند اما خودشان نمی فهمند.
این جواب قانع کننده ای نیست.
حتی عده ای از این افراد کسانی هستند که به طور مطلق مخالف دخالت دین در زندگی شخصی خود نیستند، انسان های متدینی هستند که معتقدند به کلیسا هیچ ارتباطی ندارد برای دنیای ما برنامه ریزی کند، دنیای ما به خود ما مربوط می شود و ظاهرا بدون کمک خدا، اهل بیت(ع) و توسل از نظر تکنولوژی و سیستم حکومتی از ما جلوتر هستند و از طرفی در جوامعی که تعصبات دینی پر رنگ تر است، بیچاره تر هستند.
متعصب ترین دیندارها مثل بودایی ها بدبخت ترین انسان ها هستند.
"دین به معنای اعم را عرض می کنیم نه اسلام."
اینکه دین هم برای دنیا است و هم برای آخرت نیز جواب قانع کننده ای نیست چون معتقد هستند دنیای خوبی برای خود ساخته اند و دین فقط برای آخرت است و از آن برای آخرت استفاده می کنند.
کشورهایی چون سوئیس و نروژ و دانمارک از هر لحاظ دنیایی با اعتقاد سکولاری زندگی زیبایی دارند. امنیت، قانون، آرامش، تفریح مناسبی دارند، به طوری که کشورهای جهان به دلیل امنیت، مال خود را در بانک های سوئیس می گذارند.
سکوت این کشورها در مقابل ظلم جهانی عاقبت اخروی دارد، برای دنیای آن ها ضرری ندارد. در واقع قاعده بی طرفی را برگزیده اند و کاری به سیاست و جنگ ندارند.
برای رسیدن به جواب باید قدم به قدم بررسی کنیم:
قدم اول: این ادعا که هر چیزی که به غرب مربوط می شود نادرست است، اشتباه و ادعای بیجایی است.
خیلی از مباحث غربی جزء پایه های حکومت اسلامی است.
تفکیک قوا ابداع ژان ژاک روسو و قانون اساسی را دانشمندان بلژیک ایجاد کردند.
ما بسیاری از مواردی که جزء پیشرفت غرب است را استفاده می کنیم.
حتی در مباحث حکومتی و سیاسی غربی ها موفق بوده اند، اینکه اصل علم به کجا مربوط می شود را کاری نداریم، اینکه معتقد هستیم اصل علم را از ما گرفته اند درست است ولی فقط مصرف نکرده اند علم را گرفته، بر روی آن کار و زحمت بسیاری کشیده اند.
پس با این توضیح مغلطه ای که سکولار مطرح می کند که ما معتقد به بدی تمام و کمال غرب هستیم برطرف می شود. چرا؟
چون پیامبر(ص)فرمودند: "اطلبُ العلمَ و لَو بالسین". از چینی ها علم را یاد بگیر.
بنابراین این گونه مباحث را در مبانی خود راه ندهید.
لذا ما پیشرفت های غرب را قبول داریم و از آن ها بهره هم می بریم.
قدم دوم: چه کسی ادعا می کند که مشکل حکومت های دیندار از دین آن ها است؟!!
آیا ناصر الدین شاه قاجار که مملکت را بر باد فنا داد، به خاطر دیندار بودن به باد داد؟!
آیا به خاطر هیأتی بودن، سیاه پوشیدن برای امام حسین(ع)، نماز جماعت و قرآن خواندن نتوانست مملکت را درست اداره کند؟!
یا دقیقا بخاطر اینکه مباحث سیاسی دینی را در اداره کشور استفاده نکرد انحطاط اتفاق افتاد؟
در اصل به دلیل اینکه ناصر الدین شاه قاجار قرآن نخواند تا بفهمد که نباید خود را در اختیار بیگانگان قرار دهد، این اتفاق افتاد.
چون عزت مداری نداشت، این اتفاق افتاد.
چه کسی ادعا می کند علل عقب ماندگی جهان سوم - که شهید مطهری(ره) هم اشاره ای به آن دارند- بخاطر دین بوده است؟!
انحطاط جوامع دینی و اسلامی بخاطر دینشان نبوده، اتفاقا بخاطر این بوده است که از دین برای دنیای خود استفاده نکرده اند.
قدم سوم: اگر احیاناً حکومتی بتواند مردم را به رفاه کامل برساند چه کسی می تواند ثابت کند که این الگو، الگوی مناسبی برای جهانیان است؟!
به طور مثال آیا می شود سیستم سوئیس و دانمارک و نروژ را در آمریکا حاکم کرد؟ اصلا قابل تعمیم نیست.
چند کشور با جمعیت کم خودشان را از قضایای دنیا کنار کشیده اند و کسی را هم راه نمی دهند.
آیا در ایران با هشتاد میلیون جمعیت می توان این سیستم را پیاده کرد؟؟
قدم چهارم: در واقع ادعای ما این است که پیشرفت غرب اگر همراه با دین اصیل الهی بود مملکت و جهان رشد بیشتری داشت.
کشورهایی که به عنوان نمونه نام برده شد هم مشکل دارند، مثلا یکی از مشکلات دانمارک این است که سن جمعیت بالایی دارد. چون فلسفه "اپیکور"( اصل بودن لذت در زندگی آدمی) بر کشورشان حاکم است مردم رغبت نمی کنند لذت خود را فدای فرزندانشان کنند و برای زاد و ولد در حال پذیرش مهاجر است.
رو به انحطاط بودن این مملکت چه موقع مشخص می گردد؟ مثلا در سی سال آینده خود را نشان می دهد. سی سال آینده اگر کشوری طمع کرد که با این کشور وارد جنگ شود، با کدام جوان می خواهد بجنگد؟!
معتقد هستیم غرب کار خود را خوب انجام داده اما بسیار ناقص هم عمل کرده است.
جمله ای را یکی از اساتید عنوان کردند که ما عقل معاد و عقل معاش داریم، غربی ها عقل معاش قوی و عقل معاد ضعیفی دارند.
ما هم، عقل معاش و عقل معاد خوبی نداریم!!
اگر این دو عقل با هم جمع گردد، یعنی عقل معاش غربی و عقل معاد متدینین با هم یکی گردد حکومت ایده آل به وجود خواهد آمد.
+ نکته:
باید به این نکته دقت شود که سکولار مقابل ما مسلمان است یا نه؟
خیلی از سکولارها مسلمان هستند، لائیک نیستند.
اگر مسلمان است، تکلیف این همه آیات و روایات و کتاب هایی که عنوان کننده مباحث دنیوی و زندگی است چه می شود؟؟
تکلیف آیاتی که گویای چگونه زندگی کردن، خوردن، پوشیدن، جنگیدن است، چه می شود؟؟
تکلیف رساله حقوق امام سجاد(ع) چه می شود؟؟
این چه عقیده ای است که نباید دین در دنیای ما دخالت داشته باشد در حالی که سی، چهل، پنجاه هزار صفحه برنامه برای دین ما وجود دارد؟!
اعتقاد ما به این است که یقینا سیستم جمهوری اسلامی به آن نقطه ای نرسیده است تا به همه جهان الگو بدهد که عقل معاش و معاد را توأمان به کار گرفته و ترقی کرده ایم، اما در مسیر اصلاحات برای رسیدن به آن نقطه هستیم.
در حالی که غرب برای خود کشور معرفی می کند.
جمله ای است که می گوید به غرب سفر کردم مسلمان دیدم اما اسلام را ندیدم و در ایران اسلام را دیدم و مسلمان ندیدم!
ما باید بتوانیم الگو قرار بگیریم اما درصد به درصد. سی و چند سال است که انقلاب کرده ایم و سالی یکی دو درصد به الگو شدن نزدیک می شویم.
قرار نیست که دو هزار و پانصد سال سابقه و پانصد سال مستعمره بودن با سی سال جبران شود!
در حال حاضر سطح فرهنگی، نظامی، اقتصادی، تکنولوژی، رعایت قوانین و خیلی از موارد نسبت به ده سال گذشته بهتر و رشد پیدا کرده است.
الان این ادعا را نداریم که می توانیم برای جهان الگو باشیم اما مدعی این هستیم که دین می تواند برای دنیا برنامه ای را بدهد که هم عقل معاش ما بالا برود و هم عقل معاد ما.
اینکه علم به جهان ارائه شد مگر غیر از این بود که مبنای دینی داشته است؟
بزرگ ترین علمای فنون، تکنولوژی و بهبود عقل معاش ما علمای دینی ما بوده اند؛ ابو علی سینا، ابوریحان بیرونی، زکریای رازی، فارابی و متاسفانه ما بخاطر استعمار نتوانستیم ادامه بدهیم؛ غربی ها از ما گرفته و رشد کردند.
به بحث "فلسفه تاریخ دین" اگر مراجعه بفرمایید متوجه خواهید شد که بزرگترین دانشگاه علمی که برای دنیای ما برنامه ریزی می کرده، "دانشگاه بغداد" بوده است. مثلا این شنلی که در مواقع فارغ التحصیلی می پوشند عبایی بوده که بر دوش فارغ التحصیلان می انداخته اند و در حال حاضر به شنل تبدیل شده است.
بنابراین قواعد فقهی و دینی در دنیای ما باعث تسهیل و بهبود زندگی ما خواهد شد ضمن اینکه اجر اخروی هم دارد.
عقل معاش در کنار عقل معاد تعدیل می گردد.
نمی توانیم مصرف گرایی و فلسفه اپیکوریسم را کنار عقل معاش نگه داریم، بلکه تعدیل می شود. مثلا انرژی هسته ای که مربوط به غرب است را در ایران با فتوای مقام معظم رهبری(حفظه الله) که بر آن قرار گرفته: "تولید بمب اتم حرام است"، تعدیل کرده ایم.
در مصرف، تکونولوژی، استفاده و بهره وری از دنیا هم همین اتفاق می افتد.
دلیل اینکه اعتقاد داریم که عقل معاش غربی باید در کنار عقل معاد قرار بگیرد این است که عقل معاش غربی را به تنهایی قبول نداریم باید با عقل معاد ادغام شود و تعدیل گردد.
+ ضروریات خمْس:
شهید اول و امام محمد غزالی برای ورود دین به مباحث سیاسی ضروریات خمْس را معرفی می کنند.
1- حفظ نفْس.
دین باید در سیاست حفظ نفْس را به عهده بگیرد.
یعنی سیاست های حکومت های اسلامی نباید برای نفْس انسان ها مشکل ایجاد کند.
در سیاست های امنیت، پزشکی، درمانی، پوشاک و تغذیه، یعنی دین باید با استفاده از آیات و روایات در معاش ما، مباحثی که باعث ضرر نفْس می شود را جدا کند.
به طور مثال یکی از سیاست هایی که در غرب وجود دارد این است که جوانان باید مشغول باشند، اگر مردم تفریح نداشته باشند، باعث تقابل با حکومت می شود.
لذا کاباره و دیسکو را برای مشغول بودن آن ها فعال می کنند.
برای این حکومت ها اهمیتی ندارد که به نفْس این افراد ضرری برسد، الکل زیادی مصرف گردد یا روان گردان استفاده شود.
گرچه در ظاهر مقابله می کنند اما در باطن خودشان توزیع می کنند.
بزرگ ترین توزیع کننده های مواد مخدر، روان گردان و الکل مسئولین همین حکومت ها هستند!
چرا؟ چون صیانت و حفاظت از نفْس جزء اصول اولیه ی حکومت های غربی نیست.
حفظ قدرت و حکومت اصل اول است.
حاکمان در غرب برای حاکم بودن، حکومت می کنند نه برای خدمت رسانی.
2- حفظ دین.
سیاست باید بر این مبنا باشد که انسان در سیاست حکومتی به فاسق تبدیل نشود، جهنمی نگردد.
یکی از ایراداتی که به بعضی از نظام ها گرفته می شود این است که برای ترقی دینی مردم چه برنامه ای دارند؟
جزء ضروریات خمْس این است که حکومت باید برای ترقی دینی مردم برنامه بدهد.
در آموزش و پرورش، آموزش عالی، ارشاد، نفت و... برنامه های خود را ارائه بدهد.
هر کدام از ارکان حکومت باید برنامه ای بر این مبنا داشته باشد که دو گروه را مترقی کند؛
1- کارگزاران همان مجموعه.
2- مردم.
به طور مثال یکی از مقاومت هایی که متدینین می کنند به خاطر وجود دانشگاه آزاد در شهرهای آن ها است. چرا؟
چون دانشگاه آزاد در شهرستان بدون ترقی دینی، باعث افت دینی می شود.
3- حفظ عقل.
یعنی عقلْ دوستی و اینکه درک و فهم جامعه بالاتر برود. درک و فهم بچه دبستانی امسال نسبت به پنج سال قبل بالاتر رفته باشد.
یعنی توزیع مباحث عقلانی در سطح جامعه.
مردم عاقل تر شوند و نسبت به مباحث مختلف جامعه با عقلانیت بیشتری برخورد کنند.
4- حفظ مال.
مال به معنای مالکیت و محترم شمردن مردم.
مردم باید نسبت به مال خود احساس امنیت داشته باشند که مالشان حفظ می شود.
شر دزدی، رشوه، فساد و غیره باید از بین برود. مثلا در نیروی انتظامی باید برای کم کردن رشوه برنامه وجود داشته باشد.
داشتن چنین برنامه هایی در طولانی مدت باعث فرهنگ سازی می شود.
5- حفظ نسب.
خانواده نهاد اجتماع است، مردم باید از نظر خانوادگی احساس امنیت کنند.
باید برای جوانان و خانواده برنامه داشت.
ضروریات خمْس باید در برنامه هر رئیس جمهور، وزیر و وکیلی باشد و برای حفظ نفْس، دین، عقل، مال و نَسَب برنامه خود را ارائه دهد. ضروریات خمْس باید صبغه و رنگ برنامه ها باشد.





نام:
ايميل: