آخرین مطالب

پنجشنبه 14 شهریور 1392
12:30


اخلاق سیاسی (2)


اختلافات سیاسی نباید اصول انسانی، مثل ارتباطات، عاطفه ها، اتحادها، کرامت ها را زیر پا بگذارد!



اخلاق سیاسی (2)

یا لطیف
سخنرانی حجةالاسلام سید محمد انجوی‌نژاد
 تشکل عقیدتی - سیاسی «آحاد حزب الله»
12 / 05 / 1392 - حسینیه سیدالشهدا (ع)

موضوع : اخلاق سیاسی «قسمت دوم»

ادامه اصول مبانی اخلاق سیاسی:
+ اصل کرامت انسانی.
یکی از مواردی که باید در نظر گرفته شود این است آیا سیاست ما عین دیانت ما است یا دیانت ما عین سیاست؟
هر دو غلط است. چرا؟ چون دین سایه ای که سیاست در بطن آن قرار دارد. نمی توانیم بگوییم سیاست در عرض دین قابل تعریف است.
دین مجموعه بزرگی است که سیاست یکی از مباحث آن است.
در مباحث دینی پنج دایره مورد بررسی قرار می گیرد.
قدم اول: دایره حیوانیات. انسان متدین اول حیوان است.
چرا در مرحله اول وقتی درباره انسان صحبت می شود به حیوانیت پرداخته می شود؟
قدم اول: دین به حیوان بودن شما احترام خواهد گذاشت و برای خصوصیات حیوانی شما هم برنامه دارد.
قدم دوم: دین انسان را حیوان ناطق می شمارد.
حیوانی که با دیگر حیوانات فرق می کند، از این مبنا که این حیوان مهم ترین خصوصیتش این است که حرف بزند. حرف یعنی تبادل، یعنی علم و اطلاعات. چرا حیوان حرف نمی زند؟ برای اینکه علم ندارد و دارای غریزه است.
قدم سوم: انسان بودن انسان. یعنی مجموعه ای از خصوصیات عقلی، عاطفی، رفتاری. به عنوان یکی از آحاد اجتماع، دارای قسمتی مالکیت از کره زمین، خانه، زندگی است.
دارای ولایت است یعنی بر عده ای ولایت دارد و تحت پوشش ولایت عده ای است یعنی عده ای بر او ولایت دارند، رابطه شما با پدرتان مانند رابطه یک حیوان با پدرش نیست.
قدم چهارم: بعد از انسانیت به دیانت می رسیم.
زمانی که برای سه قدم قبلی برنامه داده شد، نوبت به دین انسان رسیده می شود.
با دین شروع نمی شود با حیوانیت یک انسان شروع می شود.
قدم پنجم: بعد از دیانت سراغ ولایت می رود.
متدین خوب کسی است که به این آیه عمل کند:
"اَطیعوا اللهَ و اَطیعوا الرّسول و اُولی الامرِ مِنْکُم"
این سیستم تحصیل و تدریس دین است.
در مباحث سیاسی اصلِ کرامت انسانی داریم نه کرامت سیاسی!
یعنی انسانی که می خواهد در مباحث سیاسی وارد شود، باید انسان باشد.
انسان بودن یعنی خصوصیات انسانی را داشتن، یعنی در مباحث و ارتباطات سیاسی نباید این نکته که همه ما بنی آدم هستیم را، فراموش کنید.
اختلافات سیاسی نباید اصول انسانی مثل ارتباطات، عاطفه ها، اتحادها، کرامت ها را زیر پا بگذارد!
اگر گنه کاری را دیدید حق ندارید او را بخاطر گناهش توبیخ کنید. چرا؟ چون کرامت انسانی او زیر سؤال می رود.
آیا در مسائل سیاسی حق توبیخ داریم؟!
در این صورت کرامت انسانی آن فرد زیر سؤال نرفته است؟!
آیا می توانیم روایت دینی را برای بیرون کشیدن رفتار دینی سیاسی با وقایع سیاسی تطبیق بدهیم؟
در مباحث دولت مردان کرامت انسانی جزء اولین توصیه های آقا امیرالمؤمنین(ع) است. به مالک اشتر می گویند: آحاد مردم را به عنوان امانت های الهی در دست خود، در نظر بگیر.
اجازه نداری آن ها را حذف کنی و آن ها را نبینی.
بعضی اوقات در مباحث سیاسی حقوق انسانی زیر سوال می رود. مثل حقوق شهروندی، حقوق مخالفت، حقوق حضور، حقوق لذت بردن، حقوق تفریح و ورزش، حقوق ازدواج، حقوق ارتباط و درس و خیلی از حقوق های دیگر.
اگر دین به تو اجازه نمی دهد مسخره کنی، در مباحث سیاسی هم اجازه نمی دهد.
اگر اجازه نمی دهد گناه او را به رخش بکشانی در مباحث سیاسی هم اجازه نمی دهد.
اگر اجازه نمی دهد توبیخش کنی در مباحث سیاسی هم اجازه نمی دهد.
اگر اجازه تَقبیح کردن نمی دهد در مباحث سیاسی هم اجازه نمی دهد.
اگر اجازه نداری پشت سر فردی غیبت نظرات دینی و خانوادگی او را بکنی در نظرات سیاسی هم اجازه نداری.
اگر اجازه نداری تهمت بزنی و در صورت تهمت زدن باید بروی حلالیت بطلبی در مباحث سیاسی هم اگر تهمت بزنی باید عذرخواهی کنی.
اگر در مباحث دینی باید حرف باطل گذشته را اعلام کنی در مباحث سیاسی هم باید اعلام کنی.
اگر در دین اشاعه فحشاء و منکرات حرام است، در مباحث سیاسی هم اشاعه فحشاء و منکرات حرام است.
همین طور که جلوتر می رویم می بینیم که دیانت ما سایه ای بر سیاست ما است.
وقتی هم عرض بگیریم ادبیات دینی و ادبیات سیاسی با هم توفیر پیدا می کند.
+ حقوق خصوصی.
یعنی در دین اجازه ندارید در حیطه خصوصی افراد وارد شوید بنابراین در مباحث سیاسی هم اجازه ندارید در حیطه خصوصی افراد وارد شوید.
خیلی از بزرگان ما محفل های خصوصی دارند آیا اجازه داریم این ها را عمومی کنیم؟
آقا امیرالمؤمنین(ع) اصحاب سرّ داشتند. جابر بن عبد الله انصاری می گوید160هزار روایت از امام محمد باقر و امام صادق(علیهما السلام) شنیدم که اجازه ندادند یکی از آن ها را بازگو کنم.
در بعضی از خبر گذاری ها اخباری بر این منوال قرار داده می شود "در جلسه یا محفل خصوصی بعضی"! آیا اجازه دارید این خبر را عمومی کنید؟
در حال حاضر خلاف های اعتقادی دینی ای که صورت می گیرد به دلیل این است که افراد فکر می کنند سیاست از دیانت جداست!
مثلا طرف غیبت بنده را کرده و عذرخواهی و طلب حلالیت می کند این درست است اما وقتی غیبت استاندار را هم می کنی باید عذرخواهی کنی چون او هم آدم است.
من با استاندار چه فرقی دارم؟!
چون من شخصیت دینی هستم جایز الغیبت نیستم اما استاندار جایز الغیبت است؟!
استفتائی که درباره حرف زدن پشت سر مسئولین نظام گرفتند، مقام معظم رهبری(مد ظله) فرمودند خصوصیات غیبت رعایت شود.
اگر علنی حرفی زده می توانی علنی بگویی و انتقاد کنی اما اگر خصوصی گفته اجازه گفتن نداری.
اگر از خودش حرفی شنیدی می توانی بازگو کنی اگر از کسی شنیدی اجازه گفتن نداری چون خبر فلانی حجت نیست.
مثلا شخصی تجمل گرا بوده و با ماشین بنز رفت و آمد می کند، این را می توانی نقد کنی اما اگر بنزی در گاراژ دارد اجازه نداری عکس بگیری و پخش کنی!
بنده کار نادرستی را جلوی چشم همه انجام دادم اگر گفته شود ایرادی ندارد بنده نباید این کار را انجام می دادم.
کسی که در جامعه کار ناشایستی انجام می دهد، سخنرانی نادرستی ایراد می کند، این غیبت نیست، خود آن فرد کار را علنی انجام داده است.
اما اگر من کاری را غیر علنی انجام دادم، اگر جایی بازگو شود این غیبت است.
فرق بنده با مسئولین نظام چیست؟ نسبت به بنده وقتی تهمتی زده شده و بعد از روشن شدن قضیه عذرخواهی کردند، آیا درباره مسئولین نظام هم که تهمت می زنند عذرخواهی می کنند؟





نام:
ايميل: